18 augustus, 2007

تولد حضرت ابوالفضل


التماس دعا


یا علی

16 augustus, 2007

تولد امام حسین


عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم

با شیر اندرون شد و با جان به در شود

التماس دعا

یا علی

14 augustus, 2007

سیزده خط برای زندگی 3


اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد / گابریل گارسیا مارکز


یا علی

11 augustus, 2007

مبعث حضرت رسول


مبعث حضرت رسول مبارک باد

یا علی

10 augustus, 2007

درس زندگی 23


اگر اولین تلاشتان برای رسیدن به هدف، عبث به نظر رسید، آیا باید هدف را تغییر دهید؟ پاسخ مطلقا منفی است

پشتکار، ارزشمندترین عامل شکل دهنده کیفیت زندگی است و حتی از استعداد نیز مهمتر است. به هر حال هیچکس تاکنون صرفا به علت داشتن علاقه به هدفی نرسیده است. انسان باید خود را متعهد و پابند کند

آیا ممکن است که در اثر یک شکست موقتی، بینش و توانائیهایی پیدا کنیم که در آینده حتی به موفقسه های بزرگتری دست یابیم؟ مسلم است

اکنون به تلاشهای ظاهرا بی ثمر گذشته خود بنگرید و ببینید از آنها چه آموخته اید؟ چگونه می توانید با استفاده از این بینشها، چه در زمان حال و چه در آینده موفقیتهای بزرگی کسب کنید؟


یا علی

06 augustus, 2007

شباهت خانم ها با کامپیوتر


به غیر از خالق آنها کسی ار منطق شان سر در نمی آورد

کوچکترین اشتباهی را در حافظه دراز مدت خود حفظ می کنند تا بعدا تلافی کنند

همین که پایبند یکی از آنها شدید باید تمام پول هایتان را صرف خرید وسایل جانبی آنها کنید

مرتب به دنبال بروز رسانی خود هستند در غیر این صورت درست عمل نمی کنند

نداشتن آنها یک دردسر و داشتن آنها هزار دردسر دارد

بعد از آن که یکی از آنها را بدست آوردید به این فکر می افتید که شاید مدل بهتری بدست می آوردید


یا علی

04 augustus, 2007

هش ال هف


با یکی از دوستان صحبت می کردیم، بعد از کلی چرت و پرت گوئی تصمیم گرفته شد که یک وبلاگ گروهی باز شود که از هر کشور یک نفر ایرانی در آن بتواند بنویسد، بدون نام و آدرس و هر علامت مشخصه دیگری و هر چه دلش خواست هم بنویسد بدون ترس از سانسور و فیلترینگ، بنابر این اگر دوست داری که در این وبلاگ بنویسی دوتا شرط وجود دارد

اول: در ایران و هلند ساکن نباشی ( و بتوانی این را ثابت کنی) و دوم: کارهایت را وبلاگت یا سایتت را بفرستی تا در مورد عضویتت تصمیم گیری شود

این کارها را الآن لازم نیست انجام دهی

تا چند وقت دیگر راه اندازی آن که اعلام شد در همان وبلاگ می توانی این کار را بکنی

اسم وبلاگ مورد نظر ( هش ال هف ) است

خودت بقیه اش را بخوان


یا علی

31 juli, 2007

سیزده خط برای زندگی 2


هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود / گابریل گارسیا ماکز

یا علی

27 juli, 2007

تولد مولاامیرالمومنین علی


یا علی

سیزده خط برای زندگی 1


دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم /گابریل گارسیا مارکز

یا علی

24 juli, 2007

جواب اقامت


بالاخره امروز بعد از 12 سال و 3 ماه جواب اقامت را گرفتم

یا علی

20 juli, 2007

فیلم سپیده دم


از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که دیشب رفته بودیم رتردام برای شرکت در جشنواره برگزیده فیلم های دانشجوئی امسال هلند


قرار اینجا بر این است که هر سال از تمام فیلم های ساخته شده توسط دانشجویان تعدادی را انتخاب می کنند که امسال این تعداد 15 فیلم بود و به این فیلم ها درو تا جایزه می دهند یکی از طرف ژوری و یکی از طرف مردم


به هر حال از آنجا که ما اتفاقا در یک فیلمی بازی کرده بودیم که اتفاقا به این جشنواره هم راه پیدا کرده بود، ما هم رفتیم و اتفاقا همین فیلمی که ما اتفاقی در آن بازی کرده بودیم برگزیده تماشاگران شد و جایزه منتخب مردم را هم گرفت


این باشد تا اتفاق بعدی


یا علی

17 juli, 2007

درس زندگی 22


رمز رسیدن به هدفها، شرطی کردن ذهن است. دست کم روزی دوبار، هرفهائی را که نوشته اید بررسی کنید. آنها را در جائی قرار دهید که هر روز چشمتان به آنها بیفتد، مثلا: در دفتر یادداشتهای روزانه، روی میز کار، در کیف پول یا روی آینه دستشوئی که در هنگام اصلاح صورت آنها را ببینید. به خاطر داشته باشید که اگر دائما راجع به چیزی فکر کنید و افکار خود را روی آن متمرکز سازید، به سوی آن حرکت می کنید. این، راهی ساده و پراهمیت برای برنامه ریزی نظام فعال کننده شبکه ذهنی است

یا علی

13 juli, 2007

انجمن خورشید


آنقدر باهوش هستید که تا الآن دوزاریتان ( منظور همان دو قرآنی است و برای آنهائی که به شدت ادبیاتی هستند همان دو ریالیتان ) افتاده که این حقیر در هلند زندگی می کنم ، البته اگر هم نیفتاده دیگر این نه تقصیر من است و نه هیچ شیر پاک خورده دیگری خودتان باید بگردید و مشکلتان را پیدا کنید

به هر حال چندیست که اینجا یک انجمن ادبی، هنری برای ایرانیان باز کرده ایم به نام خورشید که امیدواریم با کمک شما در هر کجای عالم که هستید بتوانیم کاری انجام بدهیم لینکش را هم اینجا و هم توی ستون لینک های سمت راست می گذارم، همه نظرات و پیشنهاداتتان را برایم بفرستید در هر موردی، ممنون می شوم


یا علی

06 juli, 2007

درس زندگی 21


اگر یک سال دیگر، به همه هدفهای خود برسید چه احساسی خواهید داشت؟ چه نظری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد؟ زندگی را چگونه خواهید دید؟ پاسخ به این سوالات باعث می شود تا دلایل قاطعی برای رسیدن به هدف پیدا کنید. اگر بدانید که چرا باید کاری را انجام دهید، چگونگی انجام آن به آسانی معلوم خواهد شد

از فرصت استفاده کنید و چهار هدف یک ساله خود را مشخص سازید. زیر هر یک از هدفها، در یک پاراگراف شرح دهید که چرا مطلقا خود را مقید می دانید که ظرف یک سال به آن هدف نایل شوید


یا علی

05 juli, 2007

ولادت حضرت فاطمه و روز زن

ولادت حضرت فاطمه و روز زن بر همه شیعیان مبارک باد
یا علی


26 juni, 2007

اسلام آسان


از امروز سایت اسلام آسان هم راه اندازی شد
www.easyislam.org
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید


یا علی

فیلم نقاب


فیلم نقاب را دیدم و همین برایم دلیلی شد که آنچه را مه سالهاست به آن فکر می کنم را اینجا بیاورم
اما قبل از آن پیغامی داشتم از محسن عزیز که فیلم آپوکالیتوی مل گیبسن را دیده بود و از من خواسته بود که آن نکات را که من در فیلم اشتباه دیده بودم را در اینجا بیاورم
هم برای محسن عزیز و همه دوستان دیگر نکته ای را متذکر می شوم و آن اینست که اگر دوست داشتید ازنظرتان، اشکالتان و یا هر چیز دیگری در مورد یکی از یادداشتهای این وبلاگ را بتوانم به بهترین وجه ممکن استفاده کنم لطف کنید و سریع یادداشت خودتان را بنویسید تا هنوز من در همان حال و هوا و زمینه هستم بتوانیم حال و هولی با هم بکنیم.
در مورد فیلم آپوکالیتوی مل گیبسن هم الآن تقریبا 2 ماه از دیدن آن می گذارد و من این جواب را انشاء الله وقتی که آن را دوباره دیدم جواب خواهم داد، چون الآن هر چه بنویسم بعلت فاطله ای که این بین هست چیز دقیقی و درستی از کار در نمی آید.

اما فیلم نقاب
قبل از دیدن این فیلم فقط درباره آن خوانده بودم که مروج فساد و فحشاء است و و و
فیلم را که دیدم و با دوستان که صحبت کردم به این نتیجه رسیدم که آن چیزی که سالها فکر می کردم دارد اتفاق می افتد حالا دیگر تقریبا تکمیل شده است و آن نگاه بشدت یکسو و بدون دلیل و ابلهانه به مساله زن و مرد است که همان مثال قدیمی را که می گوید: طرف داشت از لب پشت بام می افتاد، به او گفتند برو عقب، آنقدر رفت عقب که از آنطرف پشت بام افتاد را به یاد می آورد
مساله زن هم در فرهنگ ایرانی به یکچنین چاله ای افتاده است
از اینکه زنان باید بتوانند حق قانونی خود را بگیرند هیچ حرفی نیست، این را برای آنانی می نویسم که بلافاصله به شکل احمقانه ای می خواهند افکار مزخرفشان را به گنده گوئی هائی از قبل ضد زن بودن و حقوق زن را نادیده گرفتن به دیگران تحمیل کنند.
اما یک نگاه لااقل در سینمای چند ساله قبل ایران و نقد ها و صحبت های پیرامونی آن براحتی برای کسی که غرض و مرضی ندارد روشن می کند که نگاه هاذ بشکل احمقانه ای یکسویه شده است.
درباره همین فیلم نقاب گفته می شود ببین چطور با زنان بازی می شود، با احساسشان، با جسمشان و ... باز همه تقصیر ها می رود طرف جنس مقابل.
در این که در همه جای دنیا مردهای بد و ناجور و بی شرف وجود دارند شکی برای هیچ کس نیست، اما به همان شدت و حدت و میزان هم زن بد و ناجور و بی شرف وجود دارد و اگر ما چشممان را به این حقیقت ببندیم نه چیزی درست می شود و نه مساله ای حل می شود فقط حماقت و خریتمان را نشان داده ایم.
این که این فیلم می تواند مروج فساد در جامعه باشد من در آن شک دارم
چون جامعه ما الآن آنقدر فاسد هست که کسی نتواند چیزی به آن اضافه کند
چیزی که من درباره این فیلم می بینم اینست: مردانی که برای پول دست به هر کاری می زنند، با بقیه در همه زمینه های ممکن بازی می کنند، زنانی که دلشان می خواهد گول بخورند ، زنانی که بی شرفند و همان موقع که هنوز شوهر دارند با بقیه می خوابند و اصلا دلیل اینکه می توان از آنها اخاذی کرد همین است. همین و دیگر هیچ.
این فیلم بد ساخت و کشدار است و آخر آن برای همه آنهائی که قبلا هم سینما می رفته اند یک کپی بد از فیلم متخصص با بازی چارلز برونسون است.
اگر بعدا هم چیزی در همین رابطه زن و مردی دیدم با هم در مورد آن حرف می زنیم

یا علی

17 juni, 2007

شهادت حضرت فاطمه


شهادت حضرت فاطمه را به همه فاطمی ها تسلیت می گویم

یا علی

15 juni, 2007

برزیل


سلام نمی دانم بعد از این همه مدت مرا به یاد می آورید یا نه؟

دلیل کمبودم در اینجا هم اثبات حرف مادربزرگ مرحومم بود که می گفت: هادی جان تو همیشه لااقل صد تا هندوانه را باه برمی داری

به هر حال این صد تا هندوانه علی الحساب یکجوری دارد به مقصد می رسد

برای شروع دیدار مجدد عکسی را می گذارم که با دوستم که حالا در برزیل زندگی می کند و برای انجام چند تا کار کوچک آمده بود در فرودگاه گرفته ایم



یا علی

25 mei, 2007

الکی، آدم شدیم رفت




امروز فقط می نویسم برای آنهائی که فکر می کردند و می کنند که از دست من هیچ کاری بر نمی آید
امروز آبگوشت قرمه سبزی درست کردم، آش رشته را هم گذاشتم، انشاء الله فردا هم کتلت درست می کنم
بقول مادربزرگ مرحومم: الکی، الکی آدم شدیم رفت


یا علی

21 mei, 2007

ولادت حضرت زینب


ولادت حضرت زینب بر همه زینبی ها مبارک باد

یا علی

20 mei, 2007

کنسرت آقای شجریان


عکس مربوط به کنسرت دیگری است
..............................

امشب کنسرت آقای شجریان را همراه با همایون شجریان دیدم

البته واضح و مبرهن است که دیدن خود آقای شجریان که نمونه بی بدیلی در آواز در زمانه ماست خود موهبتی است که نصیب هر کسی نمی شود آن هم وقتی آن شخص بلیط چنین کنسرتی را هم نداشته باشد و دقایق آخر با ثبت نام در لیست انتظار دریافت کند، اما مادربزرگ مرحومم می گفت: هر چیزی تا یک اندازه اش خوب است و برای بزرگان هنر و ورزش و ... چنین پسندیده است که در اوج کار توفق کنند و هم و غمشان را بگذارند برای آموزش جوانان، از آنجا که این ماردربزرگ من تا الآن حرف بی حساب و کتاب نزده است، امشب سعی کردم دقت بیشتری بکنم و صحت و سقمش را یکبار دیگر بسنجم که بعد از کنسرت به خودم به خاطر شک به حرف های مادربزرگ مرحومم بشدت دشنام دادم.

آقای شجریان البته حرف های مادربزرگ مرحومم مرا شنیده است و چون آدم عاقلی است سعی کرده بود که در این کنسرت از همایون برای همآوائی و خواندن قطعاتی از کار استفاده کرده بود، خود این کار چند تا منفعت دارد:

یک: برای آن از همه هنرها، بی خبر هائی مثل من معلوم می شود که همایون هم صدای بسیار خوبی دارد و می شود سی دی هایش را گوش داد

دو: در هنگام خواند همایون می شود به حنجره استراحت داد

سه: همه را چه آنهائی را که برای شنیدن آمدن بودن و چه آنهائی را که برای دیدن آمدن بودن و چه آنهائی را که برای دیدن شدن آمده بودند راضی روانه خانه کرد

خدا پدر و مادر آدم چیز فهم را بیامرزد


یا علی

14 mei, 2007

فیلم یادداشت یک واقعه شرم آور


امروز فیلم یادداشت یک واقعه شرم آور را دیدم

کاری است از: ریچارد آیره

با بازی خوب: کیت بلانچت و بازی بی نظیر جودی دنچ

بسیار فیلم زیبائی بود


یا علی

11 mei, 2007

فیلم عطر و مرد عنکبوت 3


فیلم عطر را دیدم بسیار زیبا بود ، باید از اول دل به فیلم بدهی تا آن را بفهمی و از آن لذت ببری، فیلم پر کشش خوبی است ولی به نظر این حقیر کوتاه تر از این هم می شد ساختش


مرد عنکبوت 3 را هم با دوستان در سینمای ایمکس دیدیم مثل همه فیلم های فانتزی کار کامپیوتر زیاد داشت، یا بهتر است بگویم بسیار زیاد داشت. وقتی بیرون می آئی راضی نیستی


یا علی

04 mei, 2007

اخراجی ها


قبلا قطعاتی از فیلم اخراجی ها را در اینترنت دیده بودم ولی متاسفانه اکروز تمام این فیلم را دیدم و آنقدر از خجالت عصبانی بودم که نمی دانستم چکار بکنم

من به سابقه اقای مسعود ده نمکی کاری ندارم

چون به نظر من هر چقدر هم که آدم بد و ناجور و بی وجدان و بی همه چیزی هم که باشد از محسن مخملباف بدتر نیست و نمی شود

ولی چرا با دیدن این فیلم عصبی شدم

این فیلم یکی از معدود فیلم هائی است که دیده ام و در آن هیچ چیز وجود ندارد

نه متن ، نه کارگردانی، نه بازیگری،و ... ونداشتن هر کدام از اینها آدم را بیشتر ناراحا می کند و می بیند وضعیت فکری و شعوری مردم ایران چقدر عقب رفته که این فیلم رکورد فروش را می شکند و حدس می زنند که تا 3 میلیارد هم فروش کند

همه ما از قبل می دانیم که الآن چون به شعور ایرانی توهین شد بلافاصله کفته می شود اینقدر مردم زیر فشارند که دنبال چیزی می گردند تا کمی شاد باشند و یا مردم که دلخوشکنک دیگری ندارند و یا حرف دل مردم را می زند و ... هر کدام از این دلائی احمقانه بالا هم که باشد شما را رجوع می دهم به 4 مطلبی که در مورد نژاد مهمل و مضمحل ایرانی در همین وبلاگ آمده است

من نمی توانم بفهمم چه کسی می تواند فیلمی را با این کاراکترهای کلیشه و قلابی قبول کند

من نمی توانم بفهمم چه کسی می تواند تیپ های تکراری و احمقانه ای بازی امین حیایی را تحمل کند

من نمی توانم بفهمم چه کسی که حتی یک دقیقه در جنگ ایران و عراق داشته می تواند این دروغ های محض و توهین به شعور مردم / با فرهنگ و همه چیز فهم / ایران را تحمل کند

من نمی توانم بفهمم مردم یک مملکت چقدر می توانند در همه ارزش هایشان پس روی کنند

برای همه ایرانیان عزیز و فهمیده با هزاران سال فرهنگ و بقیه مزخرفات متاسفم

با چنین عکس العملی در مورد این فیلم از ایرانی ها دیگر کم کم امید بهتر شدن در آینده هم از بین می رود


یا علی

03 mei, 2007

Apocalypto غیر مستقیم و

امروز فیلم غیر مستقیم مایکل مان را دیدم مثل تمام فیلم های اگشن آمریکائی دیگر بود


امروز فیلم آپوکالیتوی مل گیبسن را هم دیدم بسیار مزخرف بود و هیچ چیز نداشت یک داستان آبکی که هیچ ربطی به آن منطقه ای که فیلمبرداری کرده ندارد با صدها نتاقض و وقت کشی، اگر فیلم را ندیده ای، نبین
ما گفتیم


یا علی

01 mei, 2007

نسل مهمل و مضمحل ایرانی 4


این نوشته دیگری که می تواند در ادامه سه نوشته دیگر زیر همین عنوان بیاید
این نوشته از سخنرانی آقای مصطفی ملکیان گزیده شده است

.........................

در صد سال‌ اخير كساني‌ كه‌ درباره‌ مشكلات‌ جامعه‌ سخن‌ گفته‌اند و مطالعه‌ كرده‌اند معمولا مجموعه‌ علل‌ و عواملي‌ كه‌ باعث‌ اين‌ همه‌ مشكلات‌ علمي‌ و مسائل‌ نظري‌ براي‌ جامعه‌ شده‌ است‌ و بيچارگي‌ و بدبختي‌ جامعه‌ ما را بيشتر در سه‌ محور كندوكاو كرده‌اند.

اولين‌ محور مداخله‌ كشورهاي‌ خارجي‌، استعمار و انواع‌ و اقسام‌ سلطه‌طلبي‌ها بوده‌ است‌. دومين‌ نكته‌ رژيم‌هاي‌ سياسي‌ حاكم‌ و مساله‌ سوم‌ تلقي‌ مردم‌ از دين‌ بوده‌ است‌.
اين‌ سه‌ عامل‌ تاكنون‌ بيشتر مورد تاكيد بوده‌ است‌ و بسته‌ به‌ ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ بر يكي‌ از اين‌ عوامل‌ بيشتر تاكيد شده‌ است‌. اگرچه‌ معمولا كسي‌ هم‌ نيست‌ كه‌ دو عامل‌ را انكار كرده‌ باشد. اما مساله‌اي‌ كه‌ مهمتر از اين‌ سه‌ عامل‌ است‌ وضع‌ فرهنگي‌ مردم‌ است‌. به‌ تعبير ديگر آسيب‌شناسي‌ فرهنگي‌ مردم‌ ايران‌ و اينكه‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگي‌ چه‌ امور نامطلوبي‌ در ذهن‌ و ضميرشان‌ راسخ‌ شده‌ است‌. بنابراين‌ سخنان‌ من‌ به‌ معناي‌ انكار سه‌ عامل‌ ديگر نيست‌. ولي‌ تاكيد بر اين‌ است‌ كه‌ مهم‌تر ازآن‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ ماست‌.
در باب‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ هم‌ من‌ يك‌ تفسير دوگانه‌ دارم‌. من‌ معتقدم‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ از ماست‌ كه‌ بر ماست‌ و اينكه‌ گفته‌ مي‌شود ما بايد از درون‌ تغيير كنيم‌ دو نوع‌ تغييركردن‌ مراد است‌ كه‌ من‌ به‌ يك‌ نوع‌ آن‌ مي‌پردازم‌.
گاه‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ ما بايد عوض‌ شويم‌ يعني‌ تا ما رفتار اخلاقي‌ سالمي‌ نداشته‌ باشيم‌ وضعمان‌ بهبود پيدا نمي‌كند و اين‌ نكته‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ سود سرانجام‌ و بالمعاد همه‌ در اخلاقي‌ زيستن‌ است‌. اين‌ اخلاقي‌ زيستن‌ يكي‌ از دو بخش‌ مطلب‌ محل‌ اشاره‌ من‌ است‌. اما وضع‌ فرهنگي‌ به‌ بحث‌ اخلاقي‌ ما بستگي‌ ندارد و به‌ يك‌ سري‌ نگرش‌هاي‌ ذهني‌ هم‌ بستگي‌ دارد و من‌ مي‌خواهم‌ به‌ اين‌ نگرش‌هاي‌ ذهني‌ بپردازم‌.
نگرش‌هاي‌ ذهني‌ اموري‌ هستند كه‌ آگاهانه‌ يا ناآگاهانه‌ در ما راسخ‌ شده‌اند و ما در همه‌ كنش‌ها و واكنش‌ها تحت‌تاؤير اين‌ نگرش‌ها هستيم‌ كه‌ لزوما جنبه‌ اخلاقي‌ هم‌ ندارد و براي‌ تغيير آنها نبايد رفتار اخلاقي‌ ما تغيير كند. برعكس‌ اين‌ نگرش‌ها هستند كه‌ اخلاق‌ ما را به‌ سمت‌ ناسالمي‌ مي‌كشند. مي‌شد اين‌ نگرش‌ها را تحت‌ عنوان‌ جامعه‌شناسي‌ قوم‌ ايراني‌ بحث‌ كرد. اما موضوع‌ بحث‌ من‌ درباره‌ جامعه‌شناسي‌ ايران‌ معاصر نيست‌. به‌ تعبير ديگر من‌ به‌ اين‌ بحث‌ نمي‌پردازم‌ كه‌ شاخه‌اي‌ از روان‌شناسي‌، روان‌شناسي‌ اقوام‌ است‌ و شاخه‌اي‌ از جامعه‌شناسي‌ و روان‌شناسي‌ مربوط‌ به‌ اقوام‌ است‌. بنابراين‌ سخنان‌ را نبايد در عداد كتاب‌ روح‌ ملت‌هاي‌ زيگفريد يا نوشته‌ مرحوم‌ بازرگان‌ كه‌ گفتند زيگفريد به‌ روح‌ ملت‌ ايران‌ نپرداخته‌ و من‌ به‌ روح‌ ملت‌ ايراني‌ مي‌پردازم‌ تا نوشته‌ كامل‌تري‌ مي‌شود قرار داد. آن‌ بخش‌ از مسائل‌ فرهنگي‌ كه‌ به‌ نگرش‌هاي‌ ايرانيان‌ مربوط‌ مي‌شود من‌ بيست‌ عامل‌ را احصا كرده‌ام‌. استدلال‌هاي‌ من‌ هم‌ بر اين‌ مطالب‌ بيشتر درون‌نگرانه‌ است‌. يعني‌ مخاطب‌ بايد به‌ درون‌ خودش‌ مراجعه‌ كند و ببيند كه‌ در خودش‌ چنين‌ حالتي‌ وجود دارد يا اگر وجود دارد مي‌توان‌ گفت‌ سخن‌ روي‌ صواب‌ دارد.

1-پيشداوري‌
اولين‌ خصوصيتي‌ كه‌ در ما وجود دارد، پيشداوري‌هاي‌ فراوان‌ نسبت‌ به‌ بسياري‌ از امور است‌. اگر هر كدام‌ از ما به‌ درون‌ خودمان‌ رجوع‌ كنيم‌ پيشداوريهاي‌ فراوان‌ مي‌بينيم‌. اين‌ پيش‌داوري‌ها در كنش‌ و واكنش‌هاي‌ اجتماعي‌ ما تاؤيرات‌ منفي‌ زيادي‌ دارد. معمولا وقتي‌ گفته‌ مي‌شود پيشداوري‌، بيشتر پيشداوري‌ منفي‌ محل‌ نظر است‌ ولي‌آؤار مخرب‌ پيشداوري‌ منحصر به‌ پيشداوري‌ منفي‌ نيست‌. پيشداوري‌هاي‌ مثبت‌ هم‌ آؤار مخرب‌ خود را دارد. از جمله‌ خوشبيني‌هاي‌ نابه‌جا كه‌ نسبت‌ به‌ برخي‌ افراد و قشرها و لايه‌هاي‌ اجتماعي‌ داريم‌.

2-جزميت و جمود
نوعي‌ جزميت (دگماتيسم)‌ و جمود در ما ريشه‌ كرده‌ است‌. من‌ اصلا تحقيقات‌ روانشناختي‌ و تحقيقات‌ تاريخي‌ در اين‌باره‌ ندارم‌ كه‌ چرا ملت‌ ايران‌ تا اين‌ حد اهل‌ جزم‌ و جمود است‌.
يعني‌ واقعيت‌ آن‌ براي‌ من‌ محل‌ انكار نيست‌ اگرچه‌ تبيينش‌ براي‌ من‌ امكان‌پذير نيست‌. آنچه‌ كه‌ در ما وجود دارد كه‌ از آن‌ به‌ جزم‌ و جمود تعبير مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ باور ما يك‌ ضميمه‌اي‌ دارد. يعني‌ ممكن‌ است‌ كه‌ ما معتقد باشيم‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ درست‌ است‌ اين‌ سالم‌ است‌ اما اگر معتقد باشيم‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ محال‌ است‌ كه‌ درست‌ نباشد. اين‌ محال‌ است‌ انسان‌ را تبديل‌ به‌ انسان‌ دگمي‌ مي‌كند. و ما كمتر مي‌شود كه‌ به‌ چيزي‌ معتقد باشيم‌ و يك‌ محال‌ است‌ منضم‌ به‌ اين‌ اعتقادمان‌ نباشد. به‌ تعبير ديگر وقتي‌ ما يك‌ عقيده‌ داريم‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ يك‌ عقيده‌ دوم‌ داريم‌ كه‌ گريزناپذير است‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ نباشد.

3-خرافه‌پرستي‌
ويژگي‌ ديگر ما خرافه‌پرستي‌ است‌ هم‌ خرافه‌ در بافت‌ ديني‌ و مذهبي‌ و هم‌ در بافت‌هاي‌ غير ديني‌ و مذهبي‌، خرافه‌ در بافت‌ مذهبي‌ يعني‌ چيزي‌ كه‌ در دين‌ نبوده‌ و در آن‌ وارد شده‌ است‌.
اما مهم‌تر اين‌ است‌ كه‌ به‌ معناي‌ سكولار آن‌ هم‌ خرافه‌پرست‌ هستيم‌. خرافي‌ به‌ معناي‌ باور آوردن‌ به‌ عقايدي‌ كه‌ هيچ‌ شاهدي‌ به‌ سود آن‌ وجود ندارد ولي‌ ما همچنان‌ آن‌ عقايد را در كف‌ داريم‌.
اين‌ سه‌ مساله‌ را مي‌توان‌ سه‌ فرزند استدلال‌ ناگرايي‌ ما دانست‌. هر كه‌ اهل‌ استدلال‌ نباشد اهل‌ اين‌ سه‌ است‌ بنابراين‌ راه‌حل‌ درمان‌ اين‌ سه‌ تقويت‌ روحيه‌ استدلال‌گرايي‌ است‌.
4-بهادادن‌ به‌ داوري‌هاي‌ ديگران‌ نسبت‌ به‌ خود
ما به‌ ندرت‌ در مني‌ كه‌ از خودمان‌ تصور داريم‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ و هميشه‌ توجه‌مان‌ به‌ مني‌ است‌ كه‌ ديگران‌ از ما تصور دارند و هميشه‌ ترازوي‌ ما در بيرون‌ ماست‌. اين‌ بهادادن‌ به‌ داوري‌هاي‌ ديگران‌ علت‌العلل‌ يك‌سري‌ مشكلات‌ فرهنگي‌ جامعه‌ ماست‌.

5-همرنگي‌ با جماعت‌
نكته‌ پنجم‌ ناشي‌ از نكته‌ چهارم‌ است‌ به‌ اين‌ معنا كه‌ ما هيچ‌وقت‌ در برابر جمهوري‌ كه‌ با آن‌ سروكار داريم‌ نتوانسته‌ايم‌ سخن‌ بگوييم‌ كه‌ در مقابله‌ با آن‌ است‌ و هميشه‌ همرنگ‌ شدن‌ با جماعت‌ براي‌ ما مهم‌ است‌.

6-تلقين‌پذيري‌
تلقين‌ يعني‌ رايي‌ را بيان‌ كردن‌ و آراي‌ مخالف‌ را بيان‌ نكردن‌ و مخاطب‌ را در معرض‌ همين‌ راي‌ قرار دادن‌. هر وقت‌ شما در برابر هر عقيده‌اي‌ نظر مخالفان‌ آن‌ را هم‌ خواستيد نشان‌ مي‌دهد كه‌ تلقين‌پذير نيستيد. تلقين‌پذيري‌ يعني‌ قبول‌ تك‌آوايي‌.

7-القاپذيري‌
القاپذيري‌ به‌ لحاظ‌ روان‌شناختي‌ با تلقين‌پذيري‌ متفاوت‌ است‌. در القا يك‌ راي‌ آنقدر تكرار مي‌شود تا تكرار جاي‌ دليل‌ را بگيرد. اگر من‌ گفتم‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ شما از من‌ انتظار دليل‌ داريد اما من‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ دليل‌ بياورم‌ 200 بار فلان‌ گزاره‌ را تكرار مي‌كنم‌ و كم‌كم‌ ما فكر مي‌كنيم‌ كه‌ تكرار مدعا جاي‌ دليل‌ را مي‌گيرد. يعني‌ به‌ جاي‌ اقامه‌ دليل‌ خود مدعا تكرار مي‌شود و اين‌ هنري‌ است‌ كه‌ در پرودياگاندا يا آوازه‌گري‌ وجود دارد.
اينكه‌ رسانه‌ها وقتي‌ در دست‌ قدرت‌ها قرار مي‌گيرند آنها خوشحال‌ مي‌شوند به‌ دليل‌ وجود همين‌ روحيه‌ القاپذيري‌ در مردم‌ است‌. والا اگر ملتي‌ القاپذير نباشد هرچه‌ كه‌ رسانه‌ها بگويند چون‌ دائما دليل‌ مي‌خواهند كسي‌ از به‌ دست‌ گرفتن‌ راديو و تلويزيون‌ اظهار خوشحالي‌ نمي‌كند.

8-تقليد
منظور من‌ از تقليد نه‌ آنست‌ كه‌ در فقه‌ گفته‌ مي‌شود. مراد تقليد به‌ معناي‌ روانشناختي‌ آن‌ است‌. يعني‌ اينكه‌ من‌ آگاهانه‌ يا ناآگاهانه‌ تحت‌ الگوي‌ شخصي‌ باشم‌.
يعني‌ من‌ خودم‌ را مانند تو مي‌كنم‌ و به‌ تو تشبه‌ مي‌جويم‌ و تقليد، يعني‌ من‌ تو را الگو گرفته‌ام‌. آن‌چه‌ كه‌ در عرفان‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ تشبه‌ به‌ خدا بجوييد اگر اين‌ كار را با انسان‌ها انجام‌ داديم‌ تعبير به‌ تقليد مي‌شود و اين‌ تقليد هم‌ در اديان‌ و مذاهب‌ و عرفان‌ مورد توبيخ‌ است‌.

9-تعبد
تعبد يعني‌ سخني‌ را پذيرفتن‌ صرفا به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ فلان‌ شخا آن‌ را گفته‌ است‌. يعني‌ اينكه‌ اگر صورت‌ استدلالي‌ من‌ ذهن‌ من‌ را آزار ندهد كه‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ چون‌ فلان‌ شخا گفته‌ است‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ من‌ اهل‌ تعبدم‌. آيه‌اي‌ در قرآن‌ است‌ كه‌ معمولا كمتر نقل‌ مي‌شود اتخذو احبارهم‌ و رهبانهم‌ من‌ دون‌ا... كه‌ در باب‌ روحانيت‌ نصاري‌ و يهود است‌ كه‌ فراوان‌ مي‌گويد كه‌ يهوديان‌ و نصاري‌ روحانيون‌ خود را مي‌پرستيدند چه‌ من‌ دون‌ا... را به‌ جاي‌ خدا بگيرم‌ يا علاوه‌ بر خدا. صحابي‌ از امام‌ باقر مي‌پرسد كه‌ آيا واقعا مي‌پرستيدند حضرت‌ در جواب‌ مي‌گويد هرگز اين‌گونه‌ نيست‌ روحانيون‌ مسيحي‌ به‌ مردم‌ نمي‌گفتند كه‌ ما را بپرستيد و اگر هم‌ مي‌گفتند كسي‌ نمي‌پرستيد. اما اينكه‌ قرآن‌ به‌ آنها اين‌ نسبت‌ را مي‌دهد به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ رفتاري‌ كه‌ با خدا بايد مي‌داشتند با روحانيون‌ خود داشتند. مجموعه‌ عوامل‌ دسته‌ دوم‌ ناشي‌ از يك‌ عمل‌ واحد است‌ و آن‌ اينكه‌ ما زندگي‌ اصيل‌ نداريم‌. زندگي‌ اصيل‌ به‌ تعبير روانشناسان‌ انسان‌گرا و به‌ تعبير عرفا يعني‌ زندگي‌ براساس‌ فهم‌ و تشخيا خود. زندگي‌ اصيل‌ را فقط‌ كساني‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ دو سرمايه‌ دارندأ عقل‌ در مسائل‌ نظري‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملي‌.

10-شخصيت‌پرستي‌
كمتر مردمي‌ به‌ اندازه‌ ما شخصيت‌پرستند و شخصيت‌پرستي‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ شخصيتي‌ خود را بر خود عرضه‌ مي‌ كند و خوبي‌هايي‌ كه‌ در زندگي‌ اطراف‌ خودمان‌ نمي‌بينيم‌ از سر توهم‌ به‌ او نسبت‌ مي‌دهيم‌ و او را به‌ دست‌ خودمان‌ بزرگ‌ مي‌كنيم‌.

11-تعصب‌
تعصب‌ هم‌ افق‌ با شخصيت‌پرستي‌ است‌. تعصب‌ به‌ معناي‌ چسبيدن‌ به‌ آنچه‌ كه‌ داريم‌ و نگاه‌ نكردن‌ به‌ چيزهاي‌ فراواني‌ كه‌ نداريم‌. اگر من‌ شيفته‌ آن‌چه‌ كه‌ دارم‌ شدم‌ و فكر كردم‌ و جاي‌ نداشته‌ها را هم‌ برايم‌ مي‌گيرد من‌ نسبت‌ به‌ آن‌ تعصب‌ پيدا كرده‌ام‌ و اينجاست‌ كه‌ من‌ نسبت‌ به‌ كساني‌ كه‌ به‌ آن‌ وفاداري‌ ندارند دو ديدگاه‌ پيدا مي‌كنم‌. گروهي‌ خودي‌ مي‌شوند و گروهي‌ غيرخودي‌. قرآن‌ خودي‌ و غيرخودي‌ را رد كرده‌ است‌ چرا كه‌ درباره‌ حب‌ و بغض‌ مي‌گويد وقتي‌ با گروهي‌ دشمنيد دشمني‌ باعث‌ نشود درباره‌ آنها عدالت‌ و انصاف‌ را فراموش‌ كنيد. درباره‌ دوستي‌ هم‌ مي‌گويد هميت‌ جاهليت‌ شما را نگيرد. هميت‌ جاهليت‌ يعني‌ اينكه‌ چون‌ فلاني‌ از قبيله‌ من‌ است‌. طرف‌ او را چه‌ ظالم‌ باشد يا عادل‌ مي‌گيرم‌. به‌ عبارت‌ ديگر ويژگي‌هاي‌ خود او مهم‌ نيست‌ بلكه‌ ويژگي‌هاي‌ تعلقي‌ او مهم‌ است‌.

12-اعتقاد به‌ برگزيدگي‌
هر كدام‌ از ما اگر به‌ خودمان‌ رجوع‌ كنيم‌ مي‌بينيم‌ به‌ نوعي‌ فكر مي‌كنيم‌ و به‌ نوعي‌ مورد لطف‌ خدا هستيم‌. يعني‌ درست‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ وضع‌ ما به‌ مو بند باشد اما پاره‌ نمي‌شود و اكثر اهمالها و بي‌توجي‌ها ناشي‌ از همين‌ نكته‌ است‌. لاپينيس‌ اصطلاحي‌ داشت‌ كه‌ براي‌ موارد ديگري‌ به‌ كار مي‌برد. اين‌ اصطلاح‌ هماهنگي‌ پيش‌ بنياد بود به‌ معني‌ اينكه‌ گويا همه‌ امور از پيش‌ حاصل‌ آمده‌ است‌ اما گويا ما اين‌ هماهنگي‌ پيش‌بنياد را راجع‌ به‌ خودمان‌ قائليم‌.

13-تجربه‌ نيندوختن‌ از گذشته‌
پس‌ از اقدامات‌ انسان‌دوستانه‌ افرادي‌ چون‌ ماندلا واسلاوهاول‌ و اقدامات‌ انسان‌دوستان‌ كه‌ در باب‌ فرهنگي‌ كردن‌ سياسي‌ است‌ تلاش‌ كردند زياد شنيده‌ايم‌ كه‌ ببخش‌ و فراموش‌ كن‌ يا ببخش‌ و فراموش‌ نكن‌. اما داستان‌ بر سر اين‌ است‌ كه‌ اگر شما ببخشانيد و فراموش‌ كنيد باز هم‌ از همانجا ضربه‌ مي‌خوريد. انسان‌هاي‌ سالم‌ كساني‌ هستند كه‌ در درونشان‌ مي‌توانند بزرگترين‌ دشمنان‌ خود را از لحاظ‌ عاطفي‌ ببخشايند، چرا كه‌ از لحاظ‌ عاطفي‌ بايد بخشود اما از لحاظ‌ ذهني‌ نبايد فراموش‌ كرد. اما متاسفانه‌ ما عكس‌ اين‌ عمل‌ مي‌كنيم‌،از لحاظ‌ عاطفي‌ نمي‌بخشيم‌ و كينه‌جويي‌ در ما زنده‌ است‌ اما به‌ لحاظ‌ ذهني‌ فراموش‌ مي‌كنيم‌ چرا كه‌ حافظه‌ تاريخي‌ ملت‌ ما بسيار كند و تار است‌.

14-جدي‌ نگرفتن‌ زندگي‌
سقراط‌ از ما مي‌خواست‌ كه‌ در عين‌ شوخ‌طبعي‌ زندگي‌ را جدي‌ بگيريم‌ كساني‌ زندگي‌ را جدي‌ مي‌گيرند كه‌ دو نكته‌ را باور كنند.
1-باور به‌ مستثني‌ بودن‌ از قوانين‌ حاكم‌ بر جهان‌.
دليل‌ هر جدي‌ نگرفتن‌ مستثني‌ ندانستن‌ خود از قوانين‌ هستي‌ است‌.
2-نسبت‌سنجي‌ در امور
روانشناسان‌ اصطلاحي‌ دارند با اين‌ مضمون‌ كه‌ انسان‌ بايد بتواند وزن‌ امور را نسبت‌ به‌ هم‌ بسنجد. انسان‌هايي‌ كه‌ زندگي‌ را جدي‌ نمي‌گيرند چيزهاي‌ مهمتر را براي‌ چيزهاي‌ مهم‌ رها مي‌كنند. فراوانند انسان‌هايي‌ كه‌ در طول‌ زندگي‌ خطاي‌ تاكتيكي‌ نمي‌كنند اما خطاي‌ استراتژيك‌ عظيم‌ دارند يعني‌ كل‌ زندگي‌ را مي‌بازند اما در ريزه‌كاري‌ها وسواس‌ دارند.

15-ديدگاه‌ مبتذل‌ نسبت‌ به‌ كار
ديدگاه‌ كمتر مردمي‌ نسبت‌ به‌ كار تا حد ديدگاه‌ ما نسبت‌ به‌ كار مبتذل‌ است‌. ما كار را فقط‌ براي‌ درآمد مي‌خواهيم‌ و بنابراين‌ اگر درآمد را بتوانيم‌ از راه‌ بيكاري‌ هم‌ به‌ دست‌ آوريم‌ از كار استقبال‌ نمي‌كنيم‌. در واقع‌ ما كار را اجتناب‌ناپذير مي‌دانيم‌ در حالي‌ كه‌ بايد ديدگاه‌ مولوي‌ را درباره‌ كار داشته‌ باشيم‌ كه‌ معتقد بود كار جوهر انسان‌ است‌.

16-قائل‌ نبودن‌ به‌ رياضت‌
رياضت‌ در اين‌ جا نه‌ به‌ معناي‌ آنچه‌ كه‌ مرتاضان‌ انجام‌ مي‌دهند رياضت‌ به‌ معناي‌ اينكه‌ در زندگي‌ همه‌ چيز را نمي‌توان‌ بايد دانست‌ بنابراين‌ بايد چيزهايي‌ را فدا كرد تا چيزهاي‌ باارزش‌تري‌ را به‌ دست‌آورد. قدماي‌ ما مي‌گفتند دنيا دار تزاحم‌ است‌ يعني‌ همه‌ محاسن‌ در يك‌جا قابل‌ جمع‌ نيست‌ به‌ تعبير نيما يوشيج‌ تا چيزها ندهي‌ چيزكي‌ به‌ تو نخواهند داد. در زبان‌هاي‌ اروپايي‌ قداست‌ از ماده‌ فداكاري‌ است‌. عارفان‌ مسيحي‌ مي‌گفتند اينكه‌ فداكاري‌ و قداست‌ از يك‌ ماده‌اند به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ قداست‌ به‌ دست‌ نمي‌آيد مگر به‌ قيمت‌ از دست‌ دادن‌ چيزهاي‌ فراوان‌. ولي‌ ما مي‌خواهيم‌ همه‌ چيز را داشته‌ باشيم‌ و وقتي‌ ديدگاهمان‌ نسبت‌ به‌ كار آنگونه‌ است‌. نسبت‌ به‌ مصرف‌ هم‌ ديدگاهمان‌ اين‌گونه‌ مي‌شود و باعث‌ مي‌شود دچار مصرف‌زدگي‌ شويم‌. وقتي‌ ما بحث‌ مصرف‌زدگي‌ را مطرح‌ مي‌كنيم‌ مطرح‌ مي‌كنند كه‌ شما از اوضاع‌ جامعه‌ و فقر خبر نداريد. بايد گفت‌ مصرف‌زدگي‌ يك‌ ديدگاه‌ است‌ نه‌ يك‌ امكان‌. يعني‌ فرد فقير هم‌ در سردل‌ خود مي‌گويد كاش‌ بيشتر داشتم‌ و بيشتر مصرف‌ مي‌كردم‌. كدام‌ يك‌ از ما براي‌ آرمان‌هاي‌ خود حاضر است‌ به‌ قدر ضرورت‌ اكتفا كند. اين‌ مصرف‌زدگي‌ ما را به‌ دنائت‌ مي‌كشد اگر ما بوديم‌ و فقط‌ ضروريات‌ زندگي‌ مجبور به‌ كرنش‌ كردن‌ نبوديم‌.

17-از دست‌ رفتن‌ قوه‌ تميز بين‌ خوشايند و مصلحت‌
مردمي‌ كه‌ منافع‌ كوتاه‌مدت‌ را ببينند و قدرت‌ ديدن‌ منافع‌ درازمدت‌ را نداشته‌ باشند در معرض‌ فريب‌خوردگي‌ هستند. دليل‌ موفقيت‌ سياست‌هاي‌ پوپوليستي‌ در كشور كه‌ در يك‌ سال‌ اخير هم‌ رواج‌ پيدا كرده‌ نديدن‌ منافع‌ درازمدت‌ است‌. وقتي‌ منافع‌ بلندمدت‌ ديده‌ نشود منافع‌ كوتاه‌مدت‌ تامين‌ مي‌شود به‌ قيمت‌ نكبت‌ و ادبار درازمدت‌.

18-زياده‌گويي‌
ما درست‌ برخلاف‌ آنچه‌ كه‌ در اديان‌ و مذاهب‌ گفته‌ مي‌شود زياده‌گو هستيم‌ و پرحرف‌ مي‌زنيم‌. نقل‌ است‌ كه‌ عرفا هم‌ در سكوت‌ تبادل‌ روحي‌ داشتند اما ما ملت‌ پرسخني‌ هستيم‌ و آسان‌ترين‌ كار براي‌ ما حرف‌زدن‌ است‌.

19-زبان‌ پريشي‌
بدتر از پرسخني‌ ما زبان‌پريشي‌ ما است. زبان‌پريشي‌ به‌ اين‌ معنا است‌ كه‌ انسان‌ حرف‌ خود را خودش‌ هم‌ متوجه‌ نمي‌شود يعني‌ اگر تحليل‌ روانشناختي‌ در سخنان‌ ما انجام‌ شود اصلا برخي‌ جملات‌ معنا ندارد. سخنان‌ همه‌ مانند شهرك‌هاي‌ سينمايي‌ است‌ كه‌ در زمان‌ فيلم‌ پر از دژ و قلعه‌ است‌ اما وقتي‌ فشار مي‌دهيم‌ فرو مي‌ريزد. به‌ تعبير ديگر حرف‌هاي‌ ما پشتوانه‌ ندارد و همه‌ ما از صدر تا ذيل‌ ياوه‌ مي‌گوييم‌. و به‌ همين‌ دليل‌ هم‌ به‌ لحاظ‌ ذهني‌ تا اين‌ حد پريشانيم‌. كساني‌ كه‌ سرگرداني‌ ذهني‌ دارند اول‌ بايد زبان‌ خود را پالايش‌ كنند. يعني‌ بايد حرف‌ را فهميده‌ بزنند و از طرف‌ مقابل‌ هم‌ حرف‌ فهميده‌ بخواهند. نوام‌ چامسكي‌ براي‌ اينكه‌ ؤابت‌ كند كه‌ هر جمله‌اي‌ كه‌ قواعد نحوي‌ و صرفي‌ آن‌ رعايت‌ شده‌ صرفا بامعنا نيست‌ جملاتي‌ مي‌گفت‌ بطور مثال‌ مي‌گفت‌: وقتي‌ مي‌گويند »پسر برادر مثلث‌ ما عاشق‌ بيضي‌ شما شده‌ است‌«. قواعد صرفي‌ و نحوي‌ آن‌ رعايت‌ شده‌ اما بامعنا نيست‌.

20-ظاهرنگري‌
ظاهرنگري‌ به‌ دليل‌ غلبه‌ روحيه‌ فقهي‌ در دين‌ بر كل‌ كارهايمان‌ سايه‌ افكنده‌ است‌. يعني‌ به‌ جاي‌ آنكه‌ ما به‌ ارزش‌ و انگيزه‌ كار توجه‌ كنيم‌ فريفته‌ ظاهر مي‌شويم‌. اين‌ ظاهربيني‌ها ما را براي‌ ظاهرفريبي‌ آماده‌ مي‌كند. در هر جا كه‌ اخلاق‌، عرفان‌ و روانشناسي‌ فداي‌ فقه‌ و ظواهر شود اين‌ روحيه‌ غلبه‌ پيدا مي‌كند.

در پايان‌ پيشنهادي‌ دارم‌ كه‌ داراي‌ دو نكته‌ است‌:
اول‌ اينكه‌ در باب‌ هر كدام‌ از موارد مطرح‌شده‌ فكر كنيم‌ كه‌ درست‌ است‌ يا نه‌. اگر درست‌ است‌ اول‌ كاري‌ كه‌ بايد كرد اين‌ است‌ كه‌ در شخا خودمان‌ بررسي‌ كنيم‌.
يعني‌ اينكه‌ اين‌ نكته‌ها را ذره‌بين‌ نكنيم‌ و روي‌ ديگران‌ بگيريم‌ بلكه‌ اول‌ ذره‌بين‌ را روي‌ خودمان‌ بگيريم‌.
نكته‌ دوم‌: اينكه‌ اگر مطالب‌ گفته‌ شده‌ درست‌ است‌ روشنفكران‌ و مصلحان‌ اجتماعي‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ هميشه‌ مجيز مردم‌ را بگويند و فكر كنند تمام‌ مشكلات‌ متوجه‌ رژيم‌ سياسي‌ است‌. بايد از مجيزگويي‌ مردم‌ دست‌ بردارند و به‌ مردم‌ بگوييم‌ چون‌ شما اينگونه‌ايد حاكمان‌ هم‌ آنگونه‌اند.
حاكمان‌ زائيده‌ اين‌ فرهنگند جامعه‌اي‌ كه‌ فرهنگش‌ اين‌ باشد ناگزير سياستش‌ هم‌ آن‌ مي‌شود و اقتصادش‌ هم‌ آن‌ مي‌شود. خطاست‌ كه‌ براي‌ روشنفكران‌ و مصلحان‌ اجتماعي‌ پيداكردن‌ محبوبيت‌ و شخصيت‌ اجتماعي‌ پيداكردن‌ محبوبيت‌ اجتماعي‌ مجيز مردم‌ را بگويند و بگوييم‌ كه‌ مردم‌ هيچ‌ عيب‌ و نقصي‌ ندارند چرا كه‌ رژيم‌ سياسي‌ وليده‌ مردم‌ است‌ و رژيم‌ سياسي‌ بهتر به‌ فرهنگ‌ بهتر نیاز دارد

یا علی

24 april, 2007

هفت سین 11


و اگر لطف خدا شامل حالت باشد می توانی عکس استاد عزیز از دنیا رفته ات را هم بگذاری

و امیدوار باشی که به شاگردی قبولت کرده بوده است


یا علی

هفت سین 10


تخم مرغ هم می تواند نشانه باروری و آغاز زندگی باشد
اگر حال و حوصله و هنر رنگ کردن تخم مرغ را برای هر سال نداری، مثل من از دوست نقاشی تقاضا می کنی که روی یک تخم مرغ از جنس چوب یا آکاسیو برایت نقاشی کند و می توانی سالها آن را استفاده کنی


یا علی

23 april, 2007

هفت سین 9


علی الظاهر سیر را هم می گذارند به نشانه سلامتی و درمان

یا علی

22 april, 2007

هفت سین 8



سیب هم می آید شاید به دلیل اینکه مزه باشد برای زندگیت

یا علی

13 april, 2007

هفت سین 7


سماق را هم می گذاری برای مزه زندگیت و بقول بعضی ها برای اینکه اگر در سالی که شروع می شود کار و بار درستی نداشتی آن را بمکی

یا علی

12 april, 2007

هفت سین 6


شمع را هم می گذاری که نشانه نور و روشنائی است


یا علی

11 april, 2007

هفت سین 5


حالا نوبت سنبل است که شاید سمبل آمدن بهار باشد
اگر کسی می داند دلیل وکود آن چیست به ما هم بگوید

یا علی

10 april, 2007

هفت سین 4


چهارمین چیزی که در سفره ات می گذاری
سکه است
و فکر می کنم لازم نباشد که دلیل گذاشتن آن و اینکه نماد چه چیزی می تواند باشد را توضیح بدهم

یا علی

05 april, 2007

هفت سین 3


حالا نوبت سبزه است
در مورد سبزه یکی دو نکته کوچک هست
اول: اگر درست به مخ خودم فشار آورده باشم به این نتیجه رسیده ام که تمام موادی که سر سفره هفت سین گذاشته می شده اگر ریشه حیوانی و یا گیاهی داشته اند ، پس لزوما باید خوردنی باشند و خورده شوند، چیزی که فقط برای این سفره تهیه شود و بعد نتوان آن را مصرف کرد برای من قابل توجیه نیست بخصوص اگر زمان شروع و رواج و رشد این سنت را هم در نظر بگیرم، یعنی اگر سبزه ای بوده حتما سبزه ای خوردنی بوده که بعد از مراسم عید آن را می خورده اند
دوم: از آنجا که این سبزه ای که مردم سبز می کنند و بعد در روز سیزده بدر آن را بیرون می اندازند
یکی به همان دلیل بالا و دیگری ارتباط نداشتن این دو تا اتفاق / عید نوروز و سیزده بدر / دلیل کافی برای من است که سبزه سبز نکنم ولی برای اینکه سین ها اندازه سود آن را بسازم
در عکسی که برایتان می بینید، قطعا شما بهتر از این را می توانید بسازید
تا سال دیگر فکر کنید ، اگر به همین نظرات من رسیدید و نخواستید بی دلیل برای هر چیزی که نمی دانید داد و قال راه بیندازید، شما هم سال بعد سبزه سبز نکنید و آن را بسازید که هم اسراف نکرده اید و هم حس هنری خودتان را به کار انداخته اید

مسلما از دوستانی که این وبلاگ را می خوانند درخواست می کنم که اگر در عرایض این بزرگ / یعنی خودم / در باب سنت اشتباهی رفته است که شما برای آن توانسته اید مدرک محکمی بیابید با اعلام و ارسال آن مرا خوشحال خواهید کرد

یا علی

01 april, 2007

هفت سین 2


دومین چیزی که توی سفره ات می گذاری آئینه است

شاید دلیل گذاشتن آئینه آن باشد که آدم خودش را فراموش نکند که کیست و یادش بیاید ازسال قبل در همین لحظه ها که در آئینه نگاه می کرد چقدر عوض شده است
این عکس را هم برایتان گذاشتم تا چشمتان به قامت رعنای ما روشن شود و بدانید که این عرایض بی نظیر ملوکانه از چه کسی صادر می شود

یا علی

30 maart, 2007

هفت سین 1


اولین چیزی که توی سفره ات می گذاری قرآن است
که برایت خیر و برکت و صلح و سلامتی می آورد

یا علی

29 maart, 2007

عید الزهرا

عیدالزهرا و شروع خلافت حضرت مهدی را به تمام ولایتی های مولاامیرالمومنین و محبان حضرت فاطمه زهرا تبریک می گویم
یا علی

26 maart, 2007

هفت سین


همانطور که قبلا هم گفته بودم من به خیلی از این چیزهائی که به آنها سنت می گویند نه اعتقاد دارم و نه به آنها اهمیت می دهم
چهارشنبه سوری و سیزده بدر دو تا از این سنت ها هستنتد. عید نوروز و سفره هفت سین آن حساب و کتاب دیگری دارد، برای همین امسال هم سفره هفت سین انداختم و برای اینکه شما هم لذتی ببرد هم عکس های آن را برایتان می اندازم و هم چگونگی تهیه لوازم آن رابرایتان می نویسم


یا علی

21 maart, 2007

عید نوروز


عید نوروز بر همه آنهائی که قرار گذاشته اند که سال نو را با دلی پاک و فکر کمک به همنوعشان شروع کنند تبریک می گویم

یا علی

19 maart, 2007

شهادت امام رضا


شهادت امام رضا را به همه رضوی ها تسلیت عرض می کنم.

یا علی

13 maart, 2007

درس زندگی 20


هرگز هیچ هدفی را رها نکنید، مگر اینکه ابتداء قدم مثبتی در جهت تحقیق آن برداشته باشید.
هم اکنون لحظه ای فکر کنید و اولین قدمی که باید در جهت رسیدن به هدف بردارید را مشخص کنید.
برای اینکه پیشرفت کنید، چه قدمی را باید امروز بردارید؟
حتی یک قدم کوچک / مثلا زدن یک تلفن، یک قول و یا یک برنامه ریزی مقدماتی / شما را به هدف نزدیکتر می کند.
آنگاه کارهای ساده ای را که باید از امروز تا ده روز دیگر انجام بدهید را به صورت برنامه ریزی به روی کاغذ بیاورید.
این برنامه ده روزه، یک رشته عادتها را در شما ایجاد می کند ونیروی محرک توقف ناپذیری را به وجود می آورد که موفقیت دراز مدت شما را تضمین می کند.
از هم اکنون شروع کنید

یا علی

07 maart, 2007

استدلال


محمد رضای عزیزم در وبلاگش مطلبی را آورده و برای من کامنت گذاشته بود که نگاهی بکنم و نظرم را بنویسم

حسب الامرش همین کار را کردم ولی از آنجا که مراجعه کنندگان وبلاگش مثل خودش جوان هستند فکر کردم شاید از این نوشتار خوششان نیاید آن را اینجا می گذارم و لینکش را برایش می فرستم


مطلب محمدرضا را می توانید اینجا بخوانید


...................


محمد جان سوالت را خواندم و این چیزی را هم که می نویسم فقط به آن دلیل است خواسته بودی


قبل از هر چیز باید تکرار کنم که این نظر شخصی من است و می تواند مثل نظر شخصی هر کس دیگری اشتباه باشد

محمد جان تو اولین کسی نیستی که در این سال ها دیده ام و شنیده ام که از این گونه سوالات به ذهنش می رسد و مطرح می کند

الان مدتهاست که این چیزها را می شنویم

من فکر می کنم که این طیف ذهنیت بعضی وقتها اوج می گیرد و بعد فروکش می کند

در این طیف فکری ما معمولا توجه نمی کنیم که خواسته امان چیست، چه چیز را می خواهیم و چکار می کنیم و چکار باید بکنیم


با دقت و توجه در تاریخ دنیا و ملل مختلف می بینیم که همه کمابیش با چیزهائی که متعلق به آنها نبوده سر و کار داشت اند!!! حالا شاید درباره این تعلق بعدد صحبت کردیم


عزیز من، همه وقتی که به چنین جاهائی رسیده اند مثل ما ایرانی ها نایستاده اند آنها با ارداه ای محکم حرکت کرده اند و به جلو رفته اند و فقط ما ملت شریف هستیم که همه چیزمان و خواسته هایمان را درخواب آرزو می کنیم


مشکل ما عزیز من این تقویم و تاریخ نیست برای اینکه این مشکل هیچ قومی در هیچ کجای دنیا نبوده و نیست، مشکل ما اینست که هر وقت ما در تاریخمان و وضعیتمان به بن بست می خوریم و احساس ناتوانی می کنیم دنبال مستمسکی می گردیم که این وضعیت را به گردن او بیندازیم


محمد جان در همین وبلاگ من در دو جا مطالبی زیر عنوان " نسل مهمل و مضمحل ایرانی" آورده ام که اگر آنها را نخوانده ای می توانی اینجا آنها را بخوانی






عزیز من این که ما زیر کدام تقویم زندگی می کنیم هیچ فرقی نمی کند اینکه با روزهائی که در این تقویم وجود دارد چکار می کنیم مهم است

اگر الآن تقویم ما هجری نبود و مثلا اوستائی بود و یا پهلوی بود در شخصیت و کار ما ایرانیان چه تغییری حاصل می شد؟


من فکر می کنم که قبل از اینکه اجازه بدهیم این طیف ها در دور و برمان اجازه رشد بگیرند باید کمی به قبل نگاه کنیم و اینکه میلیون ها عمل اشتباهی که در تاریخ ما انجام شده است را مرور کنیم و فقط بسنده نکنیم به داشتن یک نفر که قبلا مثلا کار بزرگی کرده است ببینیم که در تاریخمان صد ها هزار اشتباه و ندانم کاری و قتل و غارت کرده ایم که هر انسانی را به خجالت وا می دارد


محمد جان زندگی بسته به درست فکر کردن و توجه کردن است هر چند هم که مشکل باشد و تلخ، باید ما ایرانیان بپذیریم که تا وقتی به خودمان نیائیم و شروع به سازندگی و آدم شدن نکنیم، این طیف های فکری می آیند


اول خدمتت گفتم: که اینها نظر شخصی من است که می تواند اشتباه هم باشد


اگر هم این نوشته به هر صورت و شکلی ناراحتت کرد، همینجا از تو عذرخواهی می کنم ولی اگر همین ها را نوشتم برای این بود و هست که دوستت دارم و تو خودت این را می دانی


یا علی

04 maart, 2007

خائف


کوتاه شده مناجات سوم( خائفان ) از مناجات خمسه عشره

.................................


خدایا آیا بعد از اینکه با تو دوست شده ام و به تو ایمان آورده ام و به تو پناه آورده ام مرا به دوزخ می سپار؟


هرگز، از ذات بزرگوار تو دور است


کاش می دانستم که مورد توجه توام


خدایا لذت دوست داشتنت را از من نگیر و مرا پناه ده


یا علی

01 maart, 2007

ما به همدیگر کمک می کنیم


امروز دوباره وبلاگ جدیدی را بدلائلی راکد مانده بود را راه اندازی کردم


امیدوارم که کمکی بکند و امیدوارم که شما هم با دادن خبر حضور این وبلاگ به دوستانتان کمک کنید


یا علی