سکه است
و فکر می کنم لازم نباشد که دلیل گذاشتن آن و اینکه نماد چه چیزی می تواند باشد را توضیح بدهم
یا علی








راهنمای هدفگذاری



از جائی آورده ام





( از جائی دیگر آورده ام )
راديو اسرائيل به نقل از منابع نظامي اسرائيل اعلام كرد: افسران آمريكايي بر عمليات گسترده ارتش اسرائيل در نوار غزه نظارت دارند.
به گزارش ايسنا، به نقل از روزنامه «البيان» ـ چاپ امارات متحده عربي ـ به گفته اين منابع، كار اين افسران آمريكايي تدوين طرحهاي استراتژيك و ميداني براي فرماندهان ارتش اسرائيل و چگونگي اجراي آن در نوار غزه است؛ به شرط آن كه خسارتهاي مالي و انساني به ارتش اسرائيل مانند جنگ عليه حزبالله لبنان وارد نشود.
به نوشته البيان، افشاي نظارت افسران آمريكايي بر عمليات «ابرهاي پاييزي» ارتش اسرائيل در نوار غزه، نوعي رسوايي سياسي و نظامي است كه به منظور جلوگيري از تكرار شكستهاي اسرائيل صورت گرفته است.
منابع نظامي اسرائيل همچنين اظهار داشتند كه فرماندهان ارتش اسرائيل اخيرا در نشستي با همتايان آمريكاييشان در واشنگتن از آنها خواسته بودند تا افسران آمريكايي را به عنوان ناظر و تدوين كننده طرحها به نوار غزه اعزام كنند و اعلام داشتند كه حضور اين افسران به آنها در جلوگيري از شكست و وارد نشدن خسارتهاي مالي و جاني كمك ميكند.
با گذشت چهارمين روز حملات اسرائيل به نوار غزه، 45 تن از فلسطينيها شهيد و بيش از 210 تن ديگر در بيت حانون در نوار غزه زخمي شدند.
یا علی

( از جای دیگری آورده ام )
در بيمارستاني ، دو مرد بيمار در يك اتاق بستري بودند . يكي از بيماران اجازه داشت كه هر روز بعد از ظهر يك ساعت روي تختش بنشيند . تخت او در كنار تنها پنجره اتاق بود . اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تكاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد . آن ها ساعت ها با يكديگر صحبت مي كردند ؛ از همسر ، خانواده ، خانه ، سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي زدند
هر روز بعد از ظهر ، بيماري كه تختش كنار پنجره بود ، مي نشست و تمام چيزهايي كه بيرون از پنجره مي ديد ، براي هم اتاقيش توصيف مي كرد .بيمار ديگر در مدت اين يك ساعت ، با شنيدن حال و هواي دنياي بيرون ، روحي تازه مي گرفت
مرد كنار پنجره از پاركي كه پنجره رو به آن باز مي شد مي گفت . اين پارك درياچه زيبايي داشت . مرغابي ها و قو ها در درياچه شنا مي كردند و كودكان با قايق هاي تفريحي شان در آب سرگرم بودند . درختان كهن منظره زيبايي به آن جا بخشيده بودند و تصويري زيبا از شهر در افق دور دست ديده مي شد. مرد ديگر كه نمي توانست آن ها را ببيند چشمانش را مي بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي كرد و احساس زندگي مي كرد
روز ها و هفته ها سپري شد
يك روز صبح ، پرستاري كه براي حمام كردن آن ها آب آورده بود ، جسم بيجان مرد كنار پنجره را ديد كه در خواب و با كمال آرامش از دنيا رفته بود . پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست كه آن مرد را از اتاق خارج كنند
مرد ديگر تقاضا كرد كه او را به تخت كنار پنجره منتقل كنند . پرستار اين كار را برايش انجام داد و پس از اطمينان از راحتي مرد ، اتاق را ترك كرد
آن مرد به آرامي و با درد بسيار ، خود را به سمت پنجره كشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بياندازد . حالا ديگر او مي توانست زيبايي هاي بيرون را با چشمان خودش ببيند
هنگامي كه از پنجره به بيرون نگاه كرد ، در كمال تعجب با يك ديوار بلند آجري مواجه شد
×××
مرد پرستار را صدا زد و پرسيد كه چه چيزي هم اتاقيش را وادار مي كرده چنين مناظر دل انگيزي را براي او توصيف كند ؟
پرستار پاسخ داد : شايد او مي خواسته به تو قوت قلب بدهد . چون آن مرد اصلأ نابينا بود و حتي نمي توانست اين ديوار را ببيند
یا علی