19 mei, 2017

نگاهی کوتاه به فیلم - ابدو یک روز




این فیلم هم مثل اکثر فیلم های دیگر، نشان دهنده یک ملت (ایران) است که همه (بدون استثناء) در آن آدم ها بی عرضه ، احمق، خلافکار، متقلب، دروغگو، کثیف، بزدل، ... هستند

و ما هم با آدم های آن همذات پنداری می کنیم، چون ما هم ایرانی هستیم

این روش خدا نیامرزیده دوربین روی دست هم که دیگر شده است علامت فیلمساز بودن، حالا اینکه اصلا جای این کار هست یا اصلا باری را متحمل می شود و یا مفهومی به فیلم اضافه می کند هم دیگر سینمای ایران در مورد آن فکر نمی کنیم

البته این فیلم یک خوبی دارد و آن اینکه با ساختن این فیلم ها شاید آن عده ای که اعتیاد را مریضی می دانند بالاخره به عقل آمده و به دیده جرم به آن نگاه کنند (یک جستجوی ساده در اینترنت و پیدا کردن اخبار در مورد این معتادان چقدر جنایت کرده اند کار زیاد سختی نیست، از فروش افراد خانواده اشان تا کشتن انسان ها برای رسیدن به مواد مصرفی شان)

فیلم آنقدر سیاه است که تا آخر دیدن آن دل محکم و قلب قوی می خواهد

ندیدنش چیزی را از آدم کم نمی کند

یا علی

06 mei, 2017

نگاهی کوتاه به کتاب - سووشون






همه دوستانی که مرا می شناسند می دانند که من یک کتاب را معمولا دوبار نمی خوانم، دلیلش هم یکی این است که آنقدر در زندگی وقت کم است که نمی توان وقت را برای دوباره خوانی یک کتاب صرف کرد، و دیگر کتابی که این اهمیت را داشته باشد خیلی کم است

ولی برای اینکه دوستان در کلوب کتابخوانی این کتاب را انتخاب کرده بوند، کتاب سووشون سیمین دانشور را دوباره بعد از سی و چند سال خواندم

این کتاب در زمان خودش(یا لااقل در زمانی که من برای اولین بار آن را خواندم کتاب خوبی بود با ادبیاتی جدید و نو، اما مثل خیلی از کتابهای دیگر الان تقریبا هیچ حرفی برای گفتن ندارد

جملات بیاد ماندنی آن اینهاست:
... به لاله گوش شوهرش در نور چراغ خیره شده بود. عین مخمل گلرنگی که از جهت مخالف به خوابهایش دست کشیده باشند.

سرم را در دامن یوسف می گذاشتم و یوسف شقیقه هایم را با انگشتهایش مالش می داد و می گفت: شرط می بندم حالت خوب خوب می شود

اگر کتاب جدیدی برای خواندن داری، همان کتاب جدید رابخوان

یا علی

03 mei, 2017

نگاهی کوتاه به فیلم سکه



این فیلم از جمله همان فیلم های بقول معروف درپیتی است که ساخته می شود تا ساخته شده باشند و کارگردان و تهیه کننده اش چیزی داشته باشد برای کارنامه کاری خودشان، تعجب نکنید، وقتی چند فیلم در کارنامه کاریشان آمد بعد به عنوان کارگردان یا تهیه کننده معتبر نامیده می شوند و می توانند از این اعتبار کلی سود ببرند

همه کلیشه های و معایب فیلم فارسی و سینمای ایران در آن وجود دارد

ندیدنش اگر چیزی به شما اضافه نکند قطعا کم نمی کند

ارزش دیدین ندارد، وقتتان را تلف نکنید


یا علی

18 april, 2017

نگاهی کوتاه به کتاب - عقرب روی پله های راه آهن اندیمشک







این کتاب از جمله آن کتابهائی بود که به پیشنهاد یکی کتابفروش در ایران خریدم، بعد از مطالعه آن متاسفانه دارم به این نتیجه می رسم که کتاب هم در ایران دارد به سرنوشت فیلم و تئاتر مبتلا می شود

این کتاب روش هذیانگونه دارد (یا به قول امروزی ها که هر چیز غیر عادی را مدرن می نامند، روش داستان پردازی مدرن دارد) ولی متاسفانه گاهی یادمان می رود که نوشته امان هر چقدر هم مدرن باشد به این معنی نیست که بی قانون است و هر چه و هر جور که نوشتی درست است

کتابها در ایران علی الظاهر دیگر ویراستاری هم نمی شوند که این کتاب هم از آن مستثنی نیست (شاید اگر ویراستاری می شد ارتباط بیشتری با خواننده اش پیدا می کرد)

... آب می آورد می ریخت(،) آب می آورد می ریخت توی بشکه ...

... شمس اینها ... (این پسوند اینها اصلا محاوره ایست و در صورت نوشتن آن اینا نوشته می شود وگرنه در جای خودش قرار نمی گیرد و حس را منقطع می کند)

... حوالی سالهای شصت و هفت ...  (این دیگر احتیاج به توضیح ندارد که کجایش اشتباه است)

اشتباه دیگر نویسنده شاید این باشد که امر بر او هم مشتبه شده که اگر مثل فیلم ها هی فحش و بد و بیراه بنویسد می شود یک نویسنده رئالیست، نه بزرگوار هنرمند همیشه آن وقتی هنرمند بوده که بتواند بدون استفاده از کثافات حرفش را بزند و همه منظور و مقصود را بفهمند و درک کنند

... ما که رفتیم بقیه هم ...
ش...ش تند
مستراح
همه ...ه همه دهاتی همه کله خر ...

مشکل دیگر این کتاب این است که با مسئولیت واژه سازی در زبان فارسی را هم به عهده گرفته 

هژده بجای هجده

جمله بیاد ماندین هم ندارد که برایتان بنویسم

به قول صمد بهرنگی: هر نوشته ای به یک بار خواندن نمی ارزد

یا علی

17 april, 2017

نگاهی کوتاه به فیلم خشکسالی و دروغ










اشتباه فیلم از همان اول با انتخاب نام آن شروع می شود
علی الظاهر این قسمتی از دعای داریوش پادشاه ایران است، این که چرا کارگردان این اسم را انتخاب کرده هیچ دلیل قانع کننده ای برای من نمی تواند داشته باشد بجر اینکه خواسته به این ترتیب با گذاشتن قسمتی از سخنان یکی از پادشاهان هخامنشی عده ای را که امروزه از هر چیزی که اسم هخامنشی بگذاری استقبال می کنند را هم به سینما بکشند و گرنه دروغش را که نشان داده است ولی ربط آن با خشکسالی چیست را فقط خدا می داند و داریوش و کارگردان این فیلم. پس براحتی می شد اسمی گذاشت که فقط دروغگوئی را به ذهن متبادر کند.

فیلم از آن گونه فیلم هائی است که باید روشنفکری می بوده و شخصیت های آن همه روشنفکرند و پولدارند و همه جور فسق و فجوری می کنند و به خورد مردم همه آن چیزهائی را می دهند که جامعه را هر چه بیشتر در قهقرائی که هست فرو ببرند

البته این فیلم بازیگران گرانی هم دارد

کلیشه های فیلم های فارسی- ایرانی را هم د ارد، از جمله
موزیک های خارجی و ایرانی در آن بسیار است

مسلما صحنه حمام هم دارد

همه هم دروغگو هستند و کارهای اشتباه می کنند
 
 به این کشور و سینمایش باید افتخار کرد
 یا علی