03 juni, 2009

نگاهی کوتاه به فیلم Afro Samurai


فیلم سینمائی کارتونی و یا فیلم کارتونی سینمائی ( آفرو سلمورائی ) ساخته آکاشی اوکازاکی و محصول مشترک آمریکا و ژاپن است

فیلم چیز جدیدی نیست

داستان مثل تمام داستان فیلم های آمریکائی در مورد آدم تک و تنها و دربدریست که از بقیه هم معمولا در زد و خورد و بکش بکش بهتر است

سعی می کند که درس به اسلحه نبرد تا اینکه او را مجبور می کنند و او هم سلاحش که در این فیلم شمشیر سامورائیست را می کشد و همه را قلع و قمع می کند

اولین فیلم کارتونی است که سامورائی آن سیاه پوست است

و این خودش می تواند برای نشان دادن عدم گرایش هالیوود به نژاد پرستی خوب باشد، اما از آنجا که مسلما نمی تواند کسی بجز آمریکائی های سفید پوست درست و حسابی از آب در بیاید

این سامورائی سیاه پوست ما هم بر خلاف تمام سامورائی ها دائما در حال کشیدن سیگار و سیگاریست

این فیلم به نگاه کردن نمی ارزد


یا علی

01 juni, 2009

نگاهی کوتاه به فیلم UP



این فیلم جدیدترین ساخته کمپانی پیکسار است
این کمپانی کارش را با سفرهای ماجرائی آندره و والی ب در سال 1984 و از آن زمان هر چند وقتی با فیلم جدیدی و تکنیک جدیدتری توانسته همواره تحسین ها را برانگیزد
فیلم ( آپ ) هم مثل بقیه فیلم های پیکسار فیلمی برای همه تمام تقسیم بندی های سنی است
البته این به این منظور نیست که فیلم های این کمپانی برای همه محدوده های سنی ساخته می شود بلکه منظور از این نظر این است که بزرگسالان هم می توانند از آنها لذت ببرند حتی خیلی بیشتر از خیلی فیلم هتئی که برای بزرگسالان ساخته می شوند
این فیلم داستان بسیار ساده دارد و مانند بقیه کارهای پیکسار تکنیک خیلی خوبی بطوری کخ آدم دیگر در میان این همه احساس و لطافت بدنبال حقه های اسپشیال افکت نمی گردد و فیلم هم مثل بقیه فیلمهای انیمیشن شبیه بازی های خشن و کامپیوتری نیست
در نهایت اگر مثل من دیگر مدتهاست فیلمی به دلت ننشسته است
پیشنهاد می کنم این فیلم را ببین
صد البته به دیدنش می ارزد

28 mei, 2009

نگاهی کوتاه به تصاویر متحرکی به اسم اخراجی های 2



اخراجی های دو هم آمد

و عجیب افتضاحی بود


درباره این تصویر متحرک نوشتن بسیار مشکل است چون برای نوشتن باید نکته ای باشد که بتوانی بر اساس آن کار را شروع کنی و این مجموعه تصاویر متحرک هیچ نیست


قبلا در مورد اخراجی های یک گفته بودم که فروش زیاد آن نشانه عدم شعور و درک زندگی و جنگ و انسانیت و عرف و اخلاق و .... است

گفته بودم که این ملتی که برای هر چیزی کوچکی یقه می دراند، وقتی کسی اینطور به شعورش توهین می کند، می رود و میلیونی این تصاویر متحرک را می بیند

کجا هستند آنهائی که اگر جائی کسی جوک با لهجه ترکی بگوید می خواهند جرش بدهند و این را علامت بی شعوری طرف می دانند، یکی بیاید و بگوید کدام جوک ترکی که شنیده است اینقدر سخیف و پست بوده است

در اخراجی های دو کار بسیار سخیفتر از اولیست

اینترنت را نگاه من، سری به وبلاگ ها و اتاق های چت بزن و ببین که این ملت فرهیخته چطور صبح تا شب سخت مشغولند تا کار بزرگ و مهم و بی نظیری انجام بدهند و چطور برای هر چیزی و هر نظری که هر کسی در یک وبلاگی یا سایتی گفته، عکس العملی حاضر و آماده کنند

حالا این انبان نوشته ها و مدعاها را داشته باش و ببین همین ملت که همیشه همه چیز را بهتر از همه می داند، فروش این تصاویر متحرک را به میلیارد می رساند و کمک می کند که سازنده آن خود را از همه طلبکار بداند و همه را برای اظهار نظری که می کنند دشمن بخواند و گیج بداند و با صدای بلند بگوید که: نه هیچ از هنر می فهمد و نه از سینما ( حالا چه کسی می تواند با این سازنده حالی کند که این تصاویر متحرک سینما نیستند )

نوشته این ساخته آنقدر مزخرف است که اگر قرار بود و اجازه آن را همه در این حد داشتند به در همین حد مبتذل هزاران می شد در ایران نوشت ( اما کو اجازه اش، تازه اگر اجازه اش هم بود آن کسی که همه چیز را زیر پا بگذارد و چشم هایش را ببندد و چنین چیزی را بنویسد شاید پیدا نمی کردی )

ساختن این تصاویر چیزی هم به نام کارگزدانی طلب نمی کند که اگر می کرد سازنده فهم کلمه کارگردان را داشت و می دانست که به کسی که فقط بتواند بگوید صدا، دوربین، حرکت، کارگردان نمی گویند

مشکل بزرگ من با این فیلم بازیگران آنند

آنهائی که قبلا کار کرده اند و با کارگردانان دیگر همکاری داشته اند، از آنها بعید بوده که در چنین سیرکی بازی کنند ( و شاید برای همین است که در این فیلم کسی به خودش زحمت بازی جلوی دوربین را هم نداده است )

عده ای می گفتند بازیگر اگر بازی نکند بس چطور نان بخورد؟ راستش من جوابش را نمی دانم، فقط هر وقت هر کس چنین توجیحی می کند یادم از نوشته اول کتاب نون و القلم ، جلال آل احمد می افتد که می گفت: زینهار که کلام را به خاطر نان نفروشی

هر صحنه این تصاویر پر از اشکال و منطقی، هنری و فکریست که درباره آن صحبت کردن و به آن پرداختن وقت زیادی می خواهد و ... که در این حقیر نیست

آخر فیلم نوشته ای می آید بدین مضمون:

این داستان ادامه دارد

و جائی خواندم که قرار است تئاتر آن هم ساخته شود

شاید مقصود همان است که در فیلم گفته شده: در داخل هواپیما آن خانم چادری بعد از صحبتش پشت بلندگو می گوید:

اگر پام رو زمین بود، می دادم همین آقای ده نمکی که می گن، چوب تو ...

این پیام فیلم است

اگر از تصاویر متحرک آقای ده نمکی همینطور اسقبال شود آیشان، چوب توی ...

27 mei, 2009

شهادت حضرت فاطمه (ع



شهادت حضرت فاطمه ( ع ) را تسلیت می گویم

کاش از قلبم به قبرش راه داشت
کاش زهرا هم زیارتگاه داشت

التماس دعا

یا علی

19 mei, 2009

درس زندگی 41


یکی از تعریف های موفقیت از نظر من این است: طوری زندگی کنید که دائم احساس لذت فراوان کنید و کمتر دچار رنج شوید و با توجه به شرایط زندگی تان کاری کنید که اطرافیانتان نیز طعم خوشی و لذت را بیشتر بچشند تا مزه سختی رنج و سختی
برای انجام این کار باید از رشد فکری برخوردار باشید و شوق کمک و خدمت در سر داشته باشید
با توجه به این تعریف، تا چه حد موفق هستید؟ برای اینکه امروز، از زندگی خود لذت ببرید و یا باعث شوید که نزدیکانتان بیش از پیش از زندگانی خود بهره مند شوند، چه می توانید بکنید؟

یا علی

09 mei, 2009

تئاتر دانشجوئی و دانشجوی تئاتری

تئاتر دانشجوئی یا دانشجوی تئاتری
شاید قبل از شروع می دانستم که نوشتن این چند خط می تواند فحش و بدبیراه و کلی نقل و نبات برایم همراه بیاورد، اما همان چند نفری که در دنیا مرا اتفاقی می شناسند می دانند که من متاسفانه هیچوقت از این بابت نترسیده ام و اگر عمری بدنیا باشد نخواهم ترسید
اما چندیست که درباره چشنواره دانشجوئی نوشته می شود و بحث می شود
امروز هم نوشته ای خواندم که نویسنده در آن از نظرات چند تن از اساتید دانشگاه و هنرمندان هم استفاده کرده است
مساله تئاتر از دیدگاه کلی آن از سالها پیش دارای مشکل و نارسائی است
تئاتر پیش از اینکه در چهارچوب یک سالن و اجرا قرار بگیرد یک اندیشه و یک احساس است و ارائه درست این اندیشه و احساس منوط به داشتن دانش و بیشتر از آن استعداد، علاقه و تلاش نیاز دارد و بس
هر کسی ( نمی گویم هنرمند، که هر که تئاتر کار می کند لزوما هنرمند نیست فقط کسی است که از بد حادثه و بیکاری و یا تشویش بقیه و یا مد به این کار می پردازد) که می خواهد تئاتر کار کند باید چیزی داشته باشد و یا لااقل سعی کند که پیدا کند و آن فهم این کلمه است : تئاتر
تئاتر دانشجوئی هم در این سالها به همین درد مبتلا شده است ( مسلما منظور این حقیر همه کارها و همه دانشجویان این رشته نیستند ) اما چیزی که باید روشن شود و در اصل روشن هست و ما معمولا آن را نمی خواهیم ببینیم این است این که در دانشگاه شعور تئاتر به کسی درس داده نمی شود و فقط اصول تئوری و آکادمیک آموخته می شود ( البته اگر آن هم آموخته بشود)

يدالله آقاعباسي، نمايشنامه‌نويس، مترجم و مدرس تئاتر
به طور كلي روحيه‌اي كه در مجموع و نه فقط در رشته تئاتر بلكه تمامي رشته‌هاي هنري وجود دارد به برنامه‌هاي غلط آموزشي و پايه‌هاي نادرست تربيت دانشجو باز مي‌گردد، اين‌كه دانشگاه‌هاي ما تنها تبديل شده‌اند به توليد فناوران هنري نه هنرمند. بنابراين وقتي دانشجو فارغ‌التحصيل مي‌شود اگر خيلي خوب هم كار كرده باشد، يك فناور‌خبره است.بزرگترين‌ آسيب‌تئاتر دانشجويي به سطح پايين آموزش و سطح پايين علمي استادان‌ اين‌ رشته ‌‌در‌دانشگاه‌ها بازمي‌گردد
سطح علمي پايين استادان اگر در يك كلام به دنبال مهم‌ترين آسيب تئاتر دانشجويي هستيم، بدون هيچ زياده گويي بايد اعتراف كنيم كه بزرگترين آسيب تئاتر دانشجويي به سطح پايين آموزش كه ناشي از سطح پايين علمي استادان اين رشته در دانشگاه‌هاست بازمي‌گردد

منوچهر اكبرلو، نمايشنامه‌نويس و مدرس تئاتر
يكي ديگر از آسيب‌ها و موانع پيشرفت تئاتر دانشجويي، به ضعف مبرم تئاتر حرفه‌اي ما باز مي‌گردد؛ جايي كه استادان و بزرگاني كه دانشجويان آنها را به عنوان الگو پذيرفته اند و كارهاي آنها را در تئاتر شهر دنبال مي‌كنند، به وضوح در مي‌يابند كه نوآوري و جسارت تنها فايده اش انزوا و مهجوري است در حالي كه با تقليد كوركورانه از آثار دست چندم و به تار و پود رسيده از شدت فرسودگي ذهنيات همين كله گنده‌هاي تئاتر مي‌توانند راهي به تئاتر حرفه‌اي كشور باز كنند و به قول معروف به موفقيت و غايت هدفشان برسند

این اصلا به آن معنی نیست که حالا دانشجویان باید همه دانش تئاتر را نادیده بگیرند و هر چه می خواند بر صحنه بیاورند با این ایده که ما فکر می کنیم که این درست است و آن نه و
ما باید در خودشان روحیه یادگیری، پشتکار، علاقه به دانستن و آماده بودن برای شنیدن ایده های دیگر را یاد بگیریم. باید خواند و خواند و خواند و دانست که خواندن به آدم چیزی را یاد نمی دهد به جز کلمات و اسمهای زیاد و بر اساس آن احساس فهمیدگی و غرور. با فهمیدن این کتاب هاست که کار شروع می کند به پیشرفت

امیدوارم که نظرم مغهوم باشد، اگر نبود که به گوشم می رسد

یا علی

29 april, 2009

برای دوستداران آمریکا



این فیلم را پیدا کردم و اینجا می گذارم برای همه دوستداران سینه چاک آمریکا که فقط زرق و برق آن را می بینند و
همه کثافت کاری های دوران تاریخ آمریکا را ندیده می گیرند
قدیمی ها وقتی کسی چیزی را که بد بود،: می گفت نه خیلی هم خوب است ، می گفتند : انشاءا... نصیبت بشود
من این را نمی گویم زیرا می دانم همه اینها از حماقت است
مثل همه چیز دیگر ، مردم چیزهائی را می گویند که اصلا آنها را نمی فهمند
امیدوارم یک روز بیاید که ما قبل از اینکه حرف بزنیم، چند ثانیه هم فکر کنیم


یا علی

19 april, 2009

درس زندگی 40


استفاده از نیروی اراده هرگز کاری صورت نمی دهد و یا لااقل در دراز مدت شیوه ای غیر موثر است
آیا تا کنون در زمینه ای- مثلا وضع جسمانی خود- به آستانه احساس رسیده اید؟
در چه مرحله ای دچار آن احساس شده اید؟
چه کرده اید؟
شاید با استفاده از قدرت اراده و گرفتن رژیم غذائی، با خویشتن به مبارزه پرداخته باشید، اما البته هر نتیجه ای که گرفته اید جنبه موقت داشته است، زیرا محروم کردن خویشتن از غذا، همیشه دردناک است و مغز شما هرگز اجازه نمی دهد در شرایطی که راه دیگری وجود داشته باشد، دائما رنج را تحمل کنید
پس چه باید کرد؟
راه حل آن است که بجای مبارزه با غرایز طبیعی، حالت شرطی خود را نسبت به غذا عوض کنید، تا اینکه میل به غذا در شما کم شود و خوردن غذا دیگر لذتبخش نباشد، دائما دردسرهایی را کع در اثر پرخوری کشیده اید به خود یادآوری کنید
پرخوری را رنج آور و ورزش را امری اذتبخش تلقی کنید تا به طور خودکار، در مسیر صحیح بیفتید


یا علی

16 april, 2009

ما برگشتیم

ناراحت نباشید ما از مسافرت برگشتیم
مسافرت به بروخه، بلژیک به خوبی و خوشی تمام شد و ما قدوم مبارک خودمان را به خاک هلند گذاشتیم
سفر خوبی بود
کلی زیبائی دیدیم و عکس هائی هم گرفته ایم که چند تا از آنها را اینجا می گذاریم و بقیه را بعدا در جای دیگری که بتوانید ببینید

یا علی









11 april, 2009

بروخه، بلژیک


همانطور که قبلا به استحضار شما رسانده بودم
بر اساس همان برنامه ای که در وبلاگ سفر گذاشته بودم
رفتم( یعنی آمدم ) بروخه بلژیک که به ونیز بلژیک معروف است
الان یکی دوتا عکس از جناب مستطاب می گذارم تا بعد گزارش مفصل تری آماده شود شاید که خدای ناکرده به درد شخص دیگری بخورد

یا علی

02 april, 2009

درس زندگی 39



گاهی انسان بر سر دوراهی قرار می گیردکه هر دو به رنج منتهی می شود

به عنوان مثال، بعضی ها در زندگی زناشوئی خود احساس بدبختی می کنند

اما اگر از هم جدا شوند، نتها می شوند و بیشتر احساس بدبدختی خواهند کرد

در نتیجه هیچ کاری نمی کنند... و همچنین احساس بدبختی می کنند

به جای اینکه احساس کنید در دام افتاده اید، سعی کنید از نیروی رنج به سود خود استفاده کنید. ببینید در گذشته و حال، چه کشیده اید! رنج را با چنان شدتی احساس کنید که شما را وادار به عمل سازد و سرانجام ناچار شوید که فکری برای وضعیت خود بکنید

ما به این حالت ( آستانه عذاب ) می گوئیم

به جای اینکه حالت اتفعالی داشته باشید و صبر کنید تا این حالت عاطفی اجتناب ناپذیر به سراغتان بیاید، چرا آگاهانه و فعالانه آنرا در خود ایجاد نمی کنید تا انگیزه ای قوی در شما بوجود آید و سعی کنید از همین امروز زندگی خود را بهتر سازید؟


یا علی

23 maart, 2009

مسافرت






این هم وبلاگ جدیدمان که برای مسافرت ساخته ایم


تا چه قبول افتد و چه در نظر آید

20 maart, 2009

یا مقلب القلوب و الابصار


هفت سینی از انگلیس

هفت سینی از ایران
عید بر همه شما مبارک باد

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال



برای شروع سال کمی به این دعا و معنی آن دقت کنیم

تلاشمان را بکنیم تا امسال انسانتر، بهتر و خوبتر از سال قبل باشیم




یا علی

06 maart, 2009

عید الزهرا بر همه مبارک باد


عید الزهرا بر همه مبارک باد

انشاء ا... برای ما هم دعا می کنید


یا علی

21 februari, 2009

درس زندگی 38



آیا در زندگی شما چیزی وجو دارد که بخواهید آن را بهتر کنید ( مثل وضعیت مالی یا روابط با دیگران ) ولی به نظر برسد که عاملی شما را عقب می کشاند و مانع اقدام می شود؟

پاسخ خود را در یک صفحه کاغذ بنویسید و آنگاه خطی عمودی در وسط آن کاغذ رسم کنید

در ستون سمت راست، عواطف منفی و در ستون سمت چپ عواطف مثبتی را که نسبت به آن دارید بنویسید

آیا کفه سمت راست، به چپ می چربد؟
آیا یک احساس منفی وجود دارد که به تنهائی هموزن تمام عواطف مثبت باشد؟

این تعادل یا عدم تعادل، چه نقشی در موفقیتهای قبلی شما داشته است؟

در زیر نور درخشان بررسیهای آگاهانه، غالبا عواطف منفی قدرت خود را از دست می دهند

آگاهی اولین قدم است


یا علی

15 februari, 2009

اربعین


اربعین سالار شهیدان امام حسین علیه السلام برای ما هم دعا کن

و اجازه دیدن کربلا را برای ما هم درخواست کن


یا علی

13 februari, 2009

روز والنتاین روز عشق به انسانیت


روز والنتاین روز عشق است

روز عشق به انسانیت، قبل از آنکه جلوتر بروی و عکس ها را ببینی برای اینکه احساس عشق را آنطور که انتظار همگان است نشان نداده ام مرا ببخش ، می توانی دیگر به خانه این حقیر سر نزنی، اما بدان که راحت خوابیدن مشکل است و همیشه نمی توان چشمها را بست

...................................

اسرائیلی ها بلاهائی را سر فلسطینیان در می آورند که مدعی هستند سالها قبل سر خودشان آمده و برای آن بلاها الآن از همه دنیا طلبکارند