
یا علی

لونای عزیز
( امیدوارم که اسمت را درست نوشته باشم )
از این که پیغامی گذاشته بودی ممنون. اول از همه اینکه این مطلب را دوست عزیز برایم فرستاده بود و من به دلیل هم عقیده بودن با آن ایجنا گذاشتمش ( مال خود من نیست )
اما در مورد سوالاتت:
1- چرا ما ایرانی ها دجار توهم هستیم؟
من فکر می کنم این توهم از تن لشی، مشکل بودن تفکر، زرنگ نبودن و کیاست نداشتن در کارهایمان می آید. ما همیشه در طول تاریخ مان می خواسته ایم کاری بکنیم کارستان اما هیچ وقت هیچ غلطی هم نتوانسته ایم بکنیم بریا اینکه هر کاریعزم جزم می خواهد و تلاش زیاد و مشکل و بسیارو م ما نسل اندر نسل آدم این کارها نبوده ایم. ما همیشه ساده ترین راه را انتخاب کرده یام برای زندگی در حالیکه اگر بخواهی زندگیت لااقل کمی به آن سوئی که می خواهی برود باید فکر کنی، نقشه بریزی و راه رسیدن به خواسته ات را پیدا کنی و قدم به قدم آن را جلو بببری. ما همیشه از تفکر ترسیده ایم و فرار کرده ایم، پس همیشه بقیه برای ما تصمیم گرفته اند. کدام ملت را می شناسی که با تاریخ 2500 ساله ( که بعضی ها آن را تا 7000 سال ه کشانده اند ) این همه ذلت و بدبختی کشیده و این همه پادشاه بی لیاقت داشته و همیشه زبون این و آن بوده و اگر یکی از این پادشاهان هم قدرتمند بوده به کمر به کشت و کشتار بقیه بسته و حالا ما به این زبونی ها و کشت و کشتارهای وحشیانه افتخار می کنیم!!!
2- آیا این شکل مبارزه ناخودآگاه با اسلام نیست، هر چند اگر در ظاهر و حتی عمیقا مسلمان باشیم؟
نه این مبارزه با اسلام نیست. این نشانه کم بود علم و دانش و ندانستن حقیقت و نخواستن دانستن حقیقتاست وگرنه مبارزه کلمه بزرگی است که به همان علت های بالا ما آدمش نیستیم، اگر می خواهی مبارزه کنی باید علمش را داشته باشی. تا حدی که من می شناسم 99% کسانی که علیه اسلام حرف می زنند یا اشکال می گیرند!!! کسانی هستند که از اسلام مطلقا هیچ چیز نمی دانند، حرفی می زنند که اوش با آخرش نمی خواند، وقتی هم کسی به این خزعبلات جواب می دهد طبق روحیه ایرانی که داریم برای اینکه خراب نشویم و بر اساس اینکه همه ایرانی ها درهمه موارد افراد با اطلاع و آگاهی هستند شروع به بحث و جدل می کنیم در حالیکه خودمان می دانیم که مزخرف می گوئیم.
3- همیشه این افتخار به دین زرتشت و محکوم کردن عرب تا ابد برای اسلامی کردن ایران نیست؟
به هیچ وجه برای پوشاندن بی لیاقتی و بی عرضگی خودمان است. با هرکدام از این افراد که صحبت می کنی می گوید: اگر این اعرای نبودند و نمی آمدند اسلام را به ایران بقبولانند الآن ما چنین بودیم و چنان بودیم!!! ولی هیچ کس فکر نمی کند که هر ملت دیگری اگر 50 سال قبل با خاک یکسان شده بود تا الآن دوباره خودش را ساخته بود و فقط ملت سرافراز و پرافتخار ای با قدمت 2500 ( 7000 ) ساله است بعد از بیش از 1400 سال هنوز نتوانسته سرش را بلند کند( این هم عذر بد تر از گناه ).
می دانی مشکل ما این است که همه چیز را با 2 تا مقیاس مختلف اندازه گیری می کنیم ( یکی برای خودمان و آن یکی برای بقیه ) کاری که خودمان می کنیم بهترین است و اگر همان کار کس دیگری انجام دهد مزخرفترین، عیر انسانی ترین، ابلهانه ترین ، ... ترین کاردنیا است.
پیشنهادی می کنم. ذهنت را از این مزخرفاتی که می شنوی پاک کن.بیشتر مطالعه کن اما سعی کن برای مطالعه ماخذی را که به منبع موردمطالعه ات نزدیک ترند انتخاب کنی ( مثلا اگر درباره اسلام می خواهی بخوانی کتاب یک اسلام شناس اروپائی مسلما با کتاب یک نویسنده فهیم مسلمان در ایران فرق می کند. اگر خواستی بخوانی دومی را بخوان زیرا مسلما اولی هم مطالب را از همانجا گرفته اما دست دوم و سوم، برای همین در کتب اروپائی ها اگر حب و بغض نباشد اشتباه و کج فهمی زیاد است )
ذهنت را آزاد کن، مردم در زندگی هایشان اشتباهات بی حد و مرزی می کنند، اما وقتی که به آنها گوشزد کنی دیگر دوستت نیستند، بگذار در حماقتشان بمانند.
موفق باشی، تا بعد
یا علی

| |
| |


مسئوليت هاى متعدد را نپذيريد
ممكن است از اين كه همواره كارهاى بسيارى را با هم انجام مى دهيد به خود بباليد، ولى قطعاً در عين كار احساس عدم تمركز، نگرانى و خستگى مى كنيد. خانم ها اكثراً از اين كه قادرند چندين كار را همزمان انجام دهند به خود مى بالند ولي در نهايت از اين عمل آسيب مى بينند. بنابراين در عهده دارى كارها هوشيار باشيد؛ يعنى كارها را يك به يك و به نوبت انجام دهيد. قدر لحظه هاى عمر خود را بدانيد و از انجام كارى كه عهده دار هستيد، لذت ببريد تا پس از اين كه كار را به نحو احسن انجام داديد، احساس موفقيت كنيد.
به موفقيت هاى خود بها دهيد
هميشه توجه داشته باشيد كه موفقيت، پيروزى هاى بعدى را به دنبال مى آورد و احساس خودكم بينى را از انسان دور مى كند. كافى است تنها به يك چيز كه موجب بالندگى شماست يا يك زمينه كه در آن موفق بوده ايد فكر كنيد. ارزشمند بودن خود را مورد تأييد قرار دهيد.
به نيازهايتان اهميت دهيد
هميشه به فكر راضى و خوشحال كردن ديگران بودن كافى نيست، كمى هم به فكر نيازهاى معقول و مقبول خود باشيد. اين دليل بر خودخواهى نيست. به نقطه نظرات ديگران گوش دهيد، ولى اگر لازم مى دانيد براى اين كه فرصت كافى براى پاسخ داشته باشيد به آنها بگوييد براى فكر كردن و تصميم گرفتن در باره آن موضوع نياز به زمان داريد. در عين حالى كه انعطاف پذير هستيد نسبت به احساسات و عواطف خود نيز واقع گرا و بى رو دربايستى باشيد.
از كار خود لذت ببريد
اگر همواره در حال مسامحه و طفره رفتن از انجام كارى هستيد يا احساس مى كنيد براى انجام كارى تحت فشار هستيد، علامت اين است كه از كارى كه انجام مى دهيد لذت نمى بريد. واقعيت امر اين است كه شما به هر حال ناچاريد اين كار را انجام دهيد، پس روى جنبه هاى لذت بخش آن تمركز كنيد؛ مثلاً بر حس خوبى كه به نظم درآوردن امور به شما مى دهد و يا مورد تقدير و ستايش قرار گرفتن از بابت رسيدن به نتايج مطلوب تكيه كنيد. اين ديدگاه مثبت مى تواند تنش هاى درون شما را بزدايد و به شما فرصت دهد كه دريابيد چه تغييرات درازمدتى را مى توانيد ايجاد كنيد.
انعطاف پذير باشيد لزوم يك برنامه روزمره براى تنظيم نيازهاى زندگى بسيار خوب و معقول است ولى نبايد اصرار و اجبار در رعايت آن موجب تنش و اضطراب شما شود. سختگيرى و جدى بودن زياد سبب مى شود فرصت ها را از دست بدهيد و با تأكيد براى اجراى آن برنامه، انرژى خود را بيهوده تلف كنيد. در مواقعى كه لازم مى دانيد روش و تاكتيك خود را تغيير دهيد تا در كارهايتان موفق تر و در رسيدن به اهدافتان خلاق تر شويد.
بين كار و زندگى تعادل برقرار كنيد
تداخل و ادغام زندگى كارى و ادارى با زندگى خصوصى باعث اختلالات فيزيكى و عاطفى است. برنامه و زمانى را براى توقف كار انتخاب كنيد و به آن پايبند باشيد. در خانه به كار فكر نكنيد و توجه خود را به زندگى خانوادگى معطوف داريد. مواردى پيش مى آيد كه اين كار برايتان مقدور نيست، ولى سعى كنيد در بيشتر موارد اين نکته را رعايت كنيد
عكس العمل هايتان را عوض كنيد
ممكن است همواره در تغيير شرايط تنش آفرين موفق نباشيد، ليكن با تغيير دادن ديدگاه خود نسبت به آن مى توانيد احساسات خود را عوض كنيد. اگر كسى دير به سر وعده مى آيد شانه هايتان را به علامت بى تفاوتى بالا نياندازيد و از وقت آزادى كه به دست آورده ايد لذت ببريد. اگر كسى بى ادب و پرخاشگر است اين گونه تلقى كنيد كه او مبتلا به فشارخون بالا مى شود، نه شما!
ذهن و روح خود را شاد كنيد
ذهن و روان خود را با ديدن و شنيدن كارهاى هنرى، زيبا و آراسته كنيد. از نمايشگاه هاى هنرى ديدن كنيد، به موسيقى گوش فرا دهيد و بر زيبايى هاى يك گل تمركز كنيد. كاغذ و قلمى را برداريد و منظره زيبايى را نقاشى كنيد يا در پارك قدم بزنيد يا در يك كلاس هنرى ثبت نام كنيد.
براى آينده برنامه ريزى كنيد
حتماً براى خود برنامه هاى تفريحى تدارك ببينيد؛ چرا كه چشم انتظار برنامه هاى تفريحى بودن نيز آرام بخش بسيار خوبى است. فهرستى از برنامه هاى لذت بخش تهيه كنيد و براى انجام آن برنامه ريزى نماييد؛ مثلاً برنامه اى براى تهيه بليت تئاتر، يا قرار ملاقات با يك دوست، و يا خريد كتاب مورد علاقه تان تهيه كنيد. با اين كارها بلافاصله احساس دلپذيرى خواهيد كرد
یا علی






در سالهای اخیر علاقه مردم غرب به پدیده هولوکاست افزایشیافته است. تحقیقات نشان میدهد که حجم مطالب منتشر شده در رابطه با هولوکاست در دهه 1990 ده برابر دهههای 1940 و 1950 میلادی است. این موج علاقه به کشف حقایق تاریخی و مقابله با تبلیغاتهالیوودی و ژورنالیستی و تاریخنگاری رسمی به ایجاد یک مکتب جدید تاریخنگاری انجامیده که به تجدیدنظرطلبی (رویزیونیسم) یا تاریخ واقعی معروف است
معمولاً از «پل رازینیه» فرانسوی بهعنوان بنیانگذار این مکتب یاد میکنند. رازینیه در زمان جنگ دوّم جهانی از اعضای جنبش مقاومت فرانسه بود که بهوسیله گشتاپو دستگیر شد و به اردوگاه «بوخنوالد» اعزام گردید و تا پایان جنگ در اردوگاههای مختلف نازی زندانی بود. پس از جنگ وی عالیترین نشان مقاومت را از دولت فرانسه دریافت کرد و سپس به عرصه تحقیقات تاریخی روی آورد، در زمینه جنگ دوّم جهانی به تحقیق و انتشار کتاب پرداخت و از جمله به ترسیم وضع اسفناک اردوگاههای جنگی نازی دست زد. ولی او بتدریج در جریان تحقیقش به نظراتی رسید که تصویر رسمی را کاملاً نفی میکرد
رازینیه اعلام کرد که اولاً، افسانه اتاقهای گاز برای کشتار زندانیان - اعم از یهودی و غیر یهودی - مطلقاً صحت ندارد. ثانیاً، در دوران جنگ هیچ سیاستی از سوی آلمان برای کشتار جمعی یهودیان اروپا وجود نداشته است. ثالثا، یهودیان کشته شده در دوران جنگ بین 900 هزار تا یک و نیم
میلیون نفر هستند نه 6 میلیون نفر و این افراد مانند دیگران در جریان جنگ یا در اثر بیماریهای مسری، بهویژه تیفوس، از بین رفتند
امروزه دو مورخ صاحب نام بهعنوان مهمترین هواداران مکتب تاریخنگاری واقعی شناخته میشوند: اولی، «دیوید ایروینگ» انگلیسی است. ایروینگ مورخ بسیار معتبری است در حدی که برخی نشریات سرشناس انگلیس نوشتهاند هیچ کس نمیتواند درباره جنگ دوّم جهانی کار کند و پروفسور ایروینگ را نادیده بگیرد. او اولین کسی است که خاطرات 75000 صفحهای گوبلز را بهدست آورد و روی آن کار کرد. این خاطرات بهمدت 50 سال برای مورخین ناشناخته بود و در آرشیوهای سری ارتش سرخ شوروی نگهداری میشد
ایروینگ پس از یک کار شش ساله بر روی اسناد سری شوروی سابق اولین بیوگرافی کاملاً مستند هیتلر را منتشر کرد با نام جنگ هیتلر که جنجال فراوان بهپا نمود و کار وی را به دادگاه کشانید. ایروینگ در کتاب جنگ هیتلر مدعی است که اصولاً در دوران جنگ هیچ نوعی از کشتار یهودیان (هولوکاست) در کار نبوده است. ایروینگ نشان داد که مهمترین اسناد جنگ دوّم جهانی همه بهطور مرموزی مفقود شدهاند. بسیاری از یادداشتهای روزانه سران آلمان و ایتالیا که تا مدتی پیش در آرشیوهای شوروی سابق و آلمان و سایر کشورهای اروپایی موجود بود به سرقت رفته و پنهان یا معدوم شده است. او از جمله اشاره میکند به یادداشتهای روزانه موسولینی که زمانی موجود بود و اکنون نیست
ایروینگ معتقد است که اولاً، در آشویتس و سایر اردوگاههای نازی اتاق گاز وجود نداشته است. ثانیاً، هیتلر هیچ اطلاعی از وجود اتاقهای مرگ و برنامه سازمانیافته برای کشتار یهودیان نداشته است. (ایروینگ برای کسی که بتواند ثابت کند هیتلر از هولوکاست مطلع بوده جایزهای به مبلغ 1000 پوند تعیین کرده است.) ثالثاً، یک توطئه جهانی وجود دارد که به مورخین اجازه تحقیق بیطرفانه و برکنار از پیشداوری در زمینه هولوکاست را نمیدهد. رابعاً، رقم شش میلیون کشته یهودی در جنگ دوّم صحت ندارد و تعداد مقتولین یهودی کمتر از یک میلیون نفر است که در اثر بیماری یا در جریان جنگ، مانند دیگران، کشته شدهاند نه در اثر طرح سازمانیافته امحاء جمعی
دومین مورخ سرشناس هوادار مکتب تاریخنگاری واقعی، «رابرت فوریسون» فرانسوی است. پروفسور فوریسون و خانوادهاش نیز، مانند رازینیه، در زمان جنگ از آلمانیها آزار فراوان دیده بودند. او مؤلف کتابهای متعددی است و ثابت میکند که اتاق گاز و سیاست امحاء جمعی یهودیان صحت ندارد. فرد صاحب نام دیگر در این عرصه فرد لوختر آمریکایی است. لوختر مورخ نیست بلکه مهندس متخصص ساختمان زندان است. او برای تحقیق به لهستان رفت و در بازگشت گزارش 196 صفحهای خود را منتشر کرد که به گزارش لوختر معروف است. او در این گزارش وجود اتاقهای گاز را منکر شد. او ثابت کرد که اتاقهای گاز در آشویتس و سایر اردوگاههای لهستان پس از جنگ دوّم جهانی با هدف جلب توریسم بهوسیله حکومت کمونیستی لهستان احداث شده است
در این زمینه افراد سرشناس دیگری نیز کار کردهاند: گرمار رودلف مؤلف کتابی در انکار اتاقهای گاز آشویتس است. ارنست زوندل کانادایی کتابی نوشته با عنوان آیا واقعاً شش میلیون نفر کشته شدهاند؟ دیوید هوگان کتابی دارد با عنوان افسانه شش میلیون نفر. دکتر بروزات تحقیقی دارد درباره اتاقهای گاز در داخائو و اثبات میکند که نه در داخائو، نه در بوخنوالد و نه در سایر اردوگاههای آلمانی اتاق گاز برای کشتار یهودیان و سایر زندانیان وجود نداشته است. و بالاخره رژه گارودی، عضو جنبش مقاومت فرانسه در زمان جنگ دوّم، که او نیز، بر اساس تحقیقات محققین پیشگفته، نشان میدهد که هولوکاست صحت ندارد و یک افسانه ساختگی است
