11 augustus, 2014

درس زندگی 67 - آنتونی رابینز




نظرات، عبارت از احساس اطمینان نسبت به درستی چیزی است. مثلا اگر به هوشمندی خود اعتقاد داشته باشید، این نظر، صرفا یک نظریه نیست، بلکه احساس اطیمان می کنید که فرد باهوشی هستید. این احساس از کجا می آید
هر فرض  یا نظر را بصورت رویه میزی در نظر بگیرید. اگرمیز، پایه نداشته باشد به چیزی متکی نیست. نظریه هم در صورتی به صورت اعتقاد در می آید که پایه هائی داشته باشد. این پایه ها که موجب اطمینان می شوند عمدتا ناشی از تجارب مرجع هستند. مثلا اگر معتقد باشید فرد باهوشی هستید، احتمالا تجارب قبلی شما(نمرات زمان تحصیل و یا اظهار نظر دیگران) باعث ایجاد این عقیده شده است
البته ما برای احساس اطمینان، محدود به تجارب گذشته خویش نیستسم
ما می توانیم از قدرت تصور خود تجارب مرجع درست کنیم و نسبت به کارهایی که هنوز انجام نداده ایم، در خود احساس اطمینان بوجود بیاوریم

03 augustus, 2014

نگاهی کوتاه به سریال - مدینه


سریال مدینه می توانست سریال خوبی باشد
یعنی من از آن خوشم می آمد شاید برای اینکه اولین سریالی بود که یادم می آید در آن یک زن، یک خانم محور اصلی داستان است و بدون اتکا به دیگران تصمیم های درست می گیرد و کارش را بلد است و تقریبا تمام مشکلات را می تواند حل کند، زنی که مشابه اش را در فیلم های ایرانی ندیده ایم و یا بسیار کم دیده ایم

اما نوشتم می توانست سریال خوبی باشد و این به این معنی است که در نهایت سریال خوبی نیست

اگر هر کدام از بازیگران این سریال را نمونه یک قشر از مردم بدانیم از هر طبقه و تیپ و جنسیت و سن، می بینم که تمام اقشار ایرانی آدم های احمق، نفهم، اشتباه کار، بی اعتقاد، بدون مسئولیت، ... بقیه بی هایش را خودت می توانی بنویسی

هیچکس در این فیلم کار درستی انجام نمی دهد(الان ایراد نگیری که خودت گفتی مدینه کارش درست است) مدینه هم در جای جای فیلم کارهای اشتباهی می کند که اصلا با شخصیتش و تفکری که از او انتظار داریم جور در نمی آید

البته من می دانم وقتی می خواهی کار را به یک سوئی ببری و بلد هم نباشی که چطور همین می شود

این سریال بعضی از کلیشه های مرسوم را هم دارد

عدم داشتن بازیگر خوب
آب بستن که سریال برای طولانی کردن آن
و ...

با همه این احوال و گفته ها سریالی است که می توان آن را دید

یا علی

31 juli, 2014

Een korte blik op boek: Over de liefde - Doeschka Meijsing




Het boek heeft een traag ritme, zijkanten Verhallen zijn te veel en aandacht geven aan hun neem enorme belangstelling en het enthousiasme om te boek verder lezen weg.
Deze boek met 50 pagina´s (in plaats van 237 pagina's) een goede verhaal boek kunnen zijn. Heb je deze boek niet gelezen, het is mijn advies, niet lezen

27 juli, 2014

درس زندگی ۶۶ - آنتونی رابینز



 
نظرات، قدرتی زیادی دارند. از آنجا که نظرات تاثیر عجیبی بر زندگی ما دارند، لازم 

است که این سه مساله را درک کنیم


یک – اغلب ما، نطرات خود را آگاهانه انتخاب نمی کنیم

 
دو – نظرات ما، غالبا بر پایه تفسیر غلط وقایع گذشته است


سه – پس از آنکه نظر را پذیرفتیم، آن را وحی منزل می پنداریم و فراموش می کنیم 

که آن عقیده فقط یک نقطه نظر است


آیا نظراتی دارید که به درستی آنهایقین داشته باشید؟ آیا نظرات دیگری هم هست 

که با نظر شما مخالف و احتمالا درست باشند؟ اگر شما صاحب آن نظرات بودید، 

چه تغییری در زندگیتان ایجاد می شد



یا علی

16 juli, 2014

درس زندگی ۶۵ - آنتونی رابینز




هیچ چیز در زندگی به خودی خود دارای معنا نیست. این شمائید که به آن معنا می دهید. یکی از شگفتی های وجود انسان این است که می تواند برای هر واقعه چنان اهمیتی قائل شود که نیروبخش و یا نابود کننده باشد
بعضی از مردم، تنها یکی از این وقایع تلخ گذشته را در نظر می گیرند و می گویند(به علت این تجربه، دیگر احساس  عشق یا کمال نخواهم کرد) و بعضی دیگر عین همان واقعه را طوری تعبیر می کنند که نیروبخش است( از آنجا که نسبت به من بی عدالتی شده است، نسبت به نیازهای دیگران حساسم) یا ( از آنجا که فرزند خود را از دست داده ام، تلاش می کنم تا امنیت بیشتری را در جهان برقرار کنم)
همه ما قادریم هر واقعه ای را طوری معنی کنیم که امیدوار کننده و نیروبخش باشد. یکی از تجارب گذشته خود را در نظر آورید و با معنای تازه ای که به آن می دهید، انقلابی در زندگی خود بوجود آورید

یا علی

11 juli, 2014

نگاهی کوتاه به فیلم - سگ های پوشالی




این فیلم، فیلم خوبی نیست
بسیار کشدار است، بیشتر از آنکه بتوان تحمل کرد
بازی های بسیار بدی دارد
سعی در ساختن یک فیلم ترسناک بوده که مطلقا موفق نبوده است
و چیزی شبیه فیلم های هندی از کار درآمده است
فیلم ارزش دیدن را ندارد


 یا علی

09 juli, 2014

درس زندگی ۶۴ - آنتونی رابینز



: هر اتفاقی که برایتان بیفتد، مغزتان بلافاصله دو سوال را مطرح می کند
اول اینکه آیا این اتفاق به معنی رنج است یا به معنی لذت؟ دوم: اینکه برای دوری از رنج و کسب لذت چه باید بکنم؟
پاسخ این پرسش ها بسته به این است که درباره موجبات رنج و لذت چه عقایدی داشته باشیم
این عقاید کلی به منزله راه های میانبری است که باعث می شود بسیاری از امور روزمره به انجام رسانیم، و در عین حال همین عقاید می تواند زندگی ما را بکلی محدود سازد
به عنوان مثال: کسی که به طور اتفاقی در کاری شکست خورده است، ممکن است نتیجه بگیرد که بی لیاقت است و متاسفانه همین تعمیم دادن هاست که باعث می شود نسبت به آینده خوش بین یا بدبین باشیم
به یکی ار عقاید محدود کننده ای که درباره خود یا فرد دیگری دارید فکر کنید. آیا برای درستی این عقیده دلیل کافی دارید؟ آیا موارد استثتایی هم ممکن است وجود داشته باشد؟ آیا ممکن است این عقیده کلی شما بیش از حد کلی باشد؟

یا علی

04 juli, 2014

نگاهی کوتاه به فیلم - انتقام مافیایی


نگاهی کوتاه به فیلم انتقام مافیایی

این فیلم فیلم بدیست.چرا؟
برای بازی های بسیار بد و باسمه ای آن
برای کادربندی بد دوربین آن
برای غیر حقیقی بودن و روابط و دیالوگ های آن
برای مونتاژ بد آن

برای اینکه کپی بسیار بدی از فیلم های رده ب آمریکایی است

البته این فیلم یک خوبی دارد و آن اینکه با دیدن این فیلم می فهمی چرا وضع ایران اینقدر خراب است، چون ماموران انتظامی چنین بیخودی دارد

این قابل دیدن نیست

یا علی