11 juli, 2014

نگاهی کوتاه به فیلم - سگ های پوشالی




این فیلم، فیلم خوبی نیست
بسیار کشدار است، بیشتر از آنکه بتوان تحمل کرد
بازی های بسیار بدی دارد
سعی در ساختن یک فیلم ترسناک بوده که مطلقا موفق نبوده است
و چیزی شبیه فیلم های هندی از کار درآمده است
فیلم ارزش دیدن را ندارد


 یا علی

09 juli, 2014

درس زندگی ۶۴ - آنتونی رابینز



: هر اتفاقی که برایتان بیفتد، مغزتان بلافاصله دو سوال را مطرح می کند
اول اینکه آیا این اتفاق به معنی رنج است یا به معنی لذت؟ دوم: اینکه برای دوری از رنج و کسب لذت چه باید بکنم؟
پاسخ این پرسش ها بسته به این است که درباره موجبات رنج و لذت چه عقایدی داشته باشیم
این عقاید کلی به منزله راه های میانبری است که باعث می شود بسیاری از امور روزمره به انجام رسانیم، و در عین حال همین عقاید می تواند زندگی ما را بکلی محدود سازد
به عنوان مثال: کسی که به طور اتفاقی در کاری شکست خورده است، ممکن است نتیجه بگیرد که بی لیاقت است و متاسفانه همین تعمیم دادن هاست که باعث می شود نسبت به آینده خوش بین یا بدبین باشیم
به یکی ار عقاید محدود کننده ای که درباره خود یا فرد دیگری دارید فکر کنید. آیا برای درستی این عقیده دلیل کافی دارید؟ آیا موارد استثتایی هم ممکن است وجود داشته باشد؟ آیا ممکن است این عقیده کلی شما بیش از حد کلی باشد؟

یا علی

04 juli, 2014

نگاهی کوتاه به فیلم - انتقام مافیایی


نگاهی کوتاه به فیلم انتقام مافیایی

این فیلم فیلم بدیست.چرا؟
برای بازی های بسیار بد و باسمه ای آن
برای کادربندی بد دوربین آن
برای غیر حقیقی بودن و روابط و دیالوگ های آن
برای مونتاژ بد آن

برای اینکه کپی بسیار بدی از فیلم های رده ب آمریکایی است

البته این فیلم یک خوبی دارد و آن اینکه با دیدن این فیلم می فهمی چرا وضع ایران اینقدر خراب است، چون ماموران انتظامی چنین بیخودی دارد

این قابل دیدن نیست

یا علی

27 juni, 2014

درس زندگی ۶۳ - آنتونی رابینز



علت کارهایی که مردم می کنند چیست؟ تنها علت رفتارهای مردم، اعتقاد و باور است. گر چه عجیب است، ولی اگر مردم باور کنند که برای رفع بیماری باید جمجمه خود  را با مته سوراخ کنند، چنین می کنند ( و نتیجه هم می گیرند!) خواه این عقیده پایه و اساس درستی داشته باشد، خواه نداشته باشد و اگر هم معتقد شوند که خوشبختی آنان در گرو کمک به دیگران است، بر همان اساس عمل می کنند
اعتقادات ماست که باعث می شود یک عمر احساس بدبختی کنیم و یا برعکس زندگانی خود  را با خوشی بگذرانیم. عقیده سبب می شود که یک نفر اینشتین شود و یک نفر بتهوون، یا یک نفر به صورت قهرمان درآید و نفر دیگر نداند که اصلا چرا به این دنیا آمده است
اعمالی که اطرافیان شما انجام می دهند، بر اساس چه اعتقاداتی است؟ شما با همکارانتان در چه مواردی اشتراک دارید؟
با فرزندان یا والدینتان در چه مواردی هم عقیده اید؟ در چه زمینه های اختلاف دارید؟

یا علی

23 juni, 2014

نگاهی کوتاه به کتاب - ملکان عذاب


نگاهی کوتاه به رمان ملکان عذاب از ابوتراب خسروی

از آنجا که لزوما هر نویسنده خوبی می تواند همه کارهایش خوب نباشد خدمتتان عرض می کنم که کتاب ملکان عذاب از ابوتراب خسروی کتاب خوبی نیست.
تمهیدات بکار رفته در کتاب کمکی به یک دست شدن روال داستان و در نتیجه شوق به خواندن آن نمی کند. تعدد داستان های اصلی و فرعی( که گاهی فرعی ها اهمیتشان و جایگاهشان از اصلی ها هم بیشتر می شود)، جلو و عقب رفتن های زیاد و گاهی بی مورد با عث می شود که شوق خواندن را دست بدهی.
و به این ها توضیحات بیش از اندازه در مواردی که اصلا نبود آنها هیچ صدمه ای به داستان نمی زند را هم می توان اضافه کرد.
 
اگر نخوانده ای، نخوان
 
از ما گفتن بود

یا علی 

24 mei, 2014

نگاهی کوتاه به فیلم - خانه ارواح


با سلام
بر اساس قولی که داده بودم این دفعه می خواهم چند خطی در مورد بد تر ین و افتضاح ترین فیلم تاریخ سینمای ایران که این حقیر تا الان دیده ام چند خطی بنویسم
برای اینکه آب پاکی را همین اول روی دست  دوستان بریزم، عرض می کنم این فیلم از اخراجی های آقای ده نمکی هم بد
تر است ( که تا الان برای من معیار بدترین فیلم فارسی بوده است

فیلم خانه ارواح
ساخته علیرضا اتفاقیان است

این فیلم را نمی توان نقد کرد و حتی نمی شود در مورد آن نظر دارد، فقط همین کافیست که خدمتتان عرض کنم فیلم اگر در مسابقات فیلم سازی بین مدرسه های ابتدایی شرکت کند(اگر چنین جشنواره ای اصلا وجود داشته باشد،) حتما آخر می شود
به نظر این حقیر این فیلم در نصف روز ساخته شده است چون اگر بیشتر از این وقت برده باشد دیگر هیچ حرفی برای گفتن باقی نمی ماند

با دیدن فیلم های آخری که دیده ام برایم هنوز یک مساله بدون جواب مانده است و آن اینکه چرا ایرانی ها تلویزون ها یشان را از پنجره بیرون نمی اندازند، سینما ها را آتش نمی زنند و دولت را مجبور نمی کنند که سوبسیدی فیلم ها را قطع کند

پ. ن: در فیلم های خارجی بعد ساخت فیلم به آنها نشانه ها و برچسب هایی می دهند که تماشاگران قبل از تماشای فیلم می توانند با دیدن این نشانه ها و علامات بفهمند که محتوای این فیلم ها چه هستند و برای چه گروه سنی مناسبند و … غیره

اگر خداوند عمری داد من هم می خواهم از دفعه بعد برای فیلم های ایرانی که می بینم محتوای آن را با این علامت ها
مشخص کنم تا اگر دوستان خوشششان نمی آید فیلم ها را نبینند
شما اگر خواستید می توانید نظراتتان و یا اشکالاتی که در خیلی از فیلم ها هستند و یا … را بنویسید شاید از علامت ها و نشانه ها شما هم استفاده کردیم

یا علی

07 mei, 2014

عکس یادگاری

من تا الان روی عکس کار نکرده ام، برنامه کار روی عکس (مثل فوتوشاپ) را هم در کامپیوترم ندارم. امروز یک برنامه دانلود کردم و برای اولین بار روی یک عکس کار کردم، مسلما بقیه دوستان می توانند بهتر از این کار را دربیاورند، ولی من بخاطر دوست عزیزم آقای احمد چاووش پور این کار را کردم که شاید بتوانم خاطره ای را پر رنگ تر کنم


یا علی

23 april, 2014

نگاهی کوتاه به فیلم - گناهکاران


  نگاهی کوتاه به فیلم - گناهکاران

این فیلم به کارگزادنی فرامرز قریبیان ساخته شده است که خود نیز نقش اول آن را بازی می کند

اگر از فیلم نامه شل و بی خط و ربط آن
بازی های بسیار بد آن
فیلمبرداری نه چندان خوب آن

و کارگردانی آن بگذریم
می توانست فیلم خوبی باشد

لزوم اینکه هر کسی می تواند و این اجازه را دارد که دنیای تازه ای را امتحان کند بر هیچکس پوشیده نیست ولی وقتی انسان متوجه شد که این دنیا از ذهنیات و توان او دور است باید آن را بوسد و کنار بگذارد و برود دنبال یک تجربه دیگر

کارگردانی هم از همین دنیاهاست، بازی فرامرز قریبیان با این همه تجربه بازیگری را می توان قابل قبول دانست(ولی نه در این فیلم که خود کارگردانی کرده است) ولی ورود به دنیای کارگردانی به نظر این حقیر برای او تجربه ای است که باید تا الان و با این فیلم فهمیده باشد که دیگر نباید آن را تکرار کند

فیلم را اگر ندیده ای، نبین، چیزی را از دست نمی دهی


یا علی

17 april, 2014

درس زندگی 62 - آنتونی رابینز

بسیاری از مردم، گناه نارسایی های زندگی خود را به گردن وقایع و اتفاقات می اندازند. در حالی که آنچه زندگانی ما را شکل می دهد، خود آن وقایع نیستند، بلکه معنایی است ک به آن رویدادها می دهیم
در جنگ ویتنام، دو نفر تیر می خورند، هر دو اسیر می شوند و بارها تحت شکنجه قرار می گیرند. یکی شان دست به خودکشی می زند، و دیگری روز به روز ایمانش نسبت به انسانیت و خالق متعال، قوی تر می شود. امروز، شرح زندگی این مرد که جرالد کافی نام دارد، یادآور نیروی عظیم روح انسانی است که می تواند بر هر گونه درد و رنج و مانع و مشکلی غلبه کند
آیا در گذشته شما و آشنایانتان واقعه ای هست که مانع احساس شادی و خوشبختی امروزتان باشد؟ آیا می توانید این اتفاقات را به صورت دیگری معنا کنید؟ آیا این وقایع شما را پخته تر و نیرومند تر کرده اند؟ آیا می توانید بر اساس این تجارب تلخ، دیگران را که با همین مشکل روبرو هستند راهنمایی کنید؟.

یا علی

14 maart, 2014

دهه فاطمیه و عید نوروز


سلام
عید نزدیک است، ولی این عید با عید های دیگر فرق دارد، این عید مصادف است با دهه فاطمیه- شهادت حضرت فاطمه زهرا (علیه السلام).
برای همین آدم نمی تواند خوش بگذراند و بخندد در حالی که ماتم بزرگی قلب آدم را چنگ می زند.
البته این می تواند زمان خوبی هم باشد برای اینکه آدم بنشیند و فکری بکند. در مورد همین سنت هائی که هر دفعه و هر سال می آیند و می روند و آدم هم سعی می کند آنها را بجا آورد. مثل چهارشنبه سوری و عید نوروز و سیزده بدر.
کدام ایرانی! می داند که ریشه اینها کجاست و از کجا آمده اند؟
کدام ایرانی! می داند دلیل آمدنشان و رشدشان چه بوده؟
کدام ایرانی! می داند اول چه بوده اند و حالا چه هستند؟
راستش چیزی در همین مورد را در وبلاگم حدود 7-8 سال قبل گذاشته بودم که توسط عده ای به فحش و فضیحت مهمان شدم ( که من ضد ایرانی هستم و دوست دارم سنت های ایرانی را از بین ببرم و ...) البته من در آخر از این دوستان خواستم، که اگر آنها جواب درستی و مدللی دارند بنویسند تا من در وبلاگم بگذارم و الان 7 – 8 سال است که منتظرم.
هیچ ایرانی! نمی داند همین سفره هفت سین از کجا آمده است
هیچ ایرانی! نمی داند چرا هفت تا سین است ( و مثلا چرا شش تا نیست و چرا هشت تا نیست)
هیچ ایرانی! نمی داند این هفت تا چه چیز هائی باید باشند( در فرهنگ دهخدا اگر اشتباه نکنم چون سالهای قبل دیده ام 10 یا 11 چیز را نام برده و نوشته از این ها 7 تا را بر سفره می گذارند) یعنی که این هفت سین هم ثابت نیست!!!
هیچ ایرانی! نمی داند وقتی می گوید سنت چند هزار ساله و ماهی قرمز را می گذارد که 100 سال است از چین وارد شده، یعنی یک جای کار عیب پیدا می کند.
هیچ ایرانی! نمی داند چرا باید سبزه عید را (که معمولا از حبوبات و غلات هستند) در سیزده باید بیرون برد و انداخت
هیچ ایرانی! نمی داند ...
که خودش لیست بلندی می شود و این لیست بلند ندانم ها برای بزرگترین سنتی است که بجا می آوریم، کوچک تر هایش را کار نداریم.
اگر خدای ناکرده کسی هم پیدا در شود در بیش از 70 میلیون ایرانی که جواب درستی برایش داشته باشد ( که تا الآن این شخص پیدا نشده) تازه آدم پی می برد که اگر ریشه این سنت همین باشد که این بزرگوار می گوید پس همه و با هر مذهبی و عقیده ای نمی توانند در آن شرکت کنند.
مثالی می زنم: مثلا اگر بتواند ثابت کند که این چهارشنبه سوری یک آئین زرتشتی است (گفتم اگر کسی پیدا شود و گفتم اگر بتواند ثابت کند) پس انجام این مراسم توسط غیر زرتشتیان کاری عملا احمقانه و نادرست است. یا اگر بتوان ثابت کرد که این آتش افروزی ریشه ای اسلامی دارد، همراهی دیگر عقاید در آن کاری بلاهت انگیز است.
در مورد عید و نوروز و سفره آن و بقیه قضایا هم همینطور.
امسال عید مصادف با فلطمیه است، کمی با خودمان خلوت کنیم، اگر لطف های حضرت فاطمه زهرا(علیه السلام) درزندگیمان نتوانستیم پیدا کنیم، مثل سالهای قبل عید بگیریم و شادی کنیم، اما اگر هر چی نگاه کردیم و در زندگیمان کاویدیم و همه زندگی را مرهون الطاف ایشان دیدیم، و متوجه شدیم که هر وقت در زندگیمان مشکلی داشته ایم، همیشه دست به دامان این بزرگواران شده ایم، آنوقت خودمان آنقدر ناراحت می شویم که دیگر عید و خوشی را فراموش خواهیم کرد.
پ. ن
اگر خدای ناکرده شخصی پیدا شد و فکر می کرد و جواب همه این سوال های بالا در مورد این سنت ها را می داند و دلش خواست که بقیه را هم روشن کند: بسم الله. ولی قبل از اینکه اینجا پیغامی بگذارد و دلیلش و یا حرف و تحقیق شخص دیگری را رو نمائی کند، خواهش می کنم قبلش کمی در اینترنت بگردد و نظرات دیگر را هم در این موارد ببیند. اینجوری متوجه می شود که نظرات دیگری هم هست که قبلا ارائه شده اند(توسط استید دانشگاه و محققین بزرگ و نامدار) که آنها هم هنوز ثابت نشده اند و پایشان می لنگد.
 ولی اگر مطلب جدیدی است که کسی نمی داند، نه تنها خوشحال می شوم بلکه تقاضای عاجزانه دارم که مطلبش را زیر همین پیغام درصفحه فیس بوک این حقیر بگذارد، شاید به این سبب ما هم در زندگی باعث یک روشنگری بشویم.
به هر حال امسال محکی است برای ما که بدانیم انسان هائی هستیم که اکثرا چیزهائی را که نمی دانیم عمل می کنیم و به آنها تعصب هم داریم و اگر کسی خدای ناکرده چیزی بگوید، رگ گردنمان هم بلند می شود و ...
دهه فاطمیه را به شما تسلیت می گویم
باقی هم بقایتان

یا علی


24 februari, 2014

درس زندگی 61 - آنتونی رابینز


مردم جهان به مدت هزار سال بر این عقیده بودند که انسان با توجه به ساختار جسمی خود، قادر نیست مسافت یک مایل(1609 متر) را در چهار دقیقه بدود. با وجود این فردی به نام راجر بانیستراین مسافت را در کمتر از چهار دقیقه دوید و این باور را در هم شکست. وی چگونه به این کار توفیق یافت؟
آنقدر موفقیت خود را به چشم دل دید و چنان تصویر زنده ای از موفقیت در ذهن خود تشکیل داد که سرانجام فرمانی بی چون و چرا به سیستم خود صادر کرد و نتیجه ای بدست آورد که با آن تصویر ذهنی هماهنگ بود.
پس از آن، کسان دیگری نیز از بانیستر پیروی و باور کردند که آنان نیز قادر به چنین کاری هستند و لذا ظرف یک سال افراد زیادی موفقیت او را تکرار کردند.
درمقابل شما چه سدی است که باید آن را در هم بشکنید؟ کدام کار در نظرتان غیر ممکن جلوه می کند که اگر آن را ممکن می دانستید( و انجام می دادید) زندگی خودتان و اطرافینتان دگرگون می شد؟

یا علی

23 februari, 2014

نگاهی کوتاه به فیلم - بشارت به یک شهروند هزاره سوم


این فیلم سوژه خوبی دارد که متاسفانه اصلا نتوانسته است آن را بیان کند.
این فیلم مثل اکثریت قریب به اتفاق فیلم های کنونی دارای کلیشه های امروزی 
سینمای ایران است

1 - بازیگر ندارد( نارحت نشوید اگر که طرفدار یکی از این نقش آفرینان هستید – منظور من  این است که کسی از این نقش آفرینان در این فیلم بازیگری نکرده اند)
2 – فیلم دارای دیالوگ های نچسب، بی فایده، اضافی و غیر مفید است
3 – مونتاژ این فیلم بسیار بد است
4 – شخصیت پردازی های بسیار نپخته دارد
5 – استفاده از نام های معروف برای جلب مشتری ( چون تماشاچی را که نمی تواند جذب کند ) مثل با درخشش نیکی کریمی که به نظر این حقیر باید اول بازیگر بودن این خانم را ثابت بشود و بعد تبلیغ یک بازی درخشان از ایشان را.

و هم اینها شاید دلیلش این باشد که کارگردان می خواسته فیلمی روشنفکری بسازد ( که اگر خدا بخواهد و وقتی باشد بعدا در مورد این کلمات روشنفکر و روشنفکری و روش و اسلوب سوء استفاده ما ایرانی ها از این کلمات چیزی خواهم نوشت)

این فیلم سوژه خوب خودش را عملا از بین می برد با آوردن جملاتی مثل : ( شیطان پرستی فقط پرستیدن شیطان نیست، وابسته به میزت هم باشی و نگاهت به حساب بانکی ات هم شیطان پرستی!!!!) یا ( این کلمه شیطان پرستی اصلا درست نیست چون خود شیطان ضد پرستش است!!!)

فیلم هیچی ندارد بجز اینکه در کارنامه کارگردانش یک نام جدید می آورد

اگر این فیلم را ندیده اید، نبینید. از ما گفتن بود


یا علی

03 februari, 2014

درس زندگی 60 - آنتونی رابینز

چه عاملی باعث می شود که در زندگی خود، را ها و هدفهای معینی را انتخاب کنیم؟ این عامل، اعتقادات ماست، عقیده به اینکه توانائی های ما چقدر است و چه کارهایی ممکن، یا غیر ممکن است. در فرهنگ مردم هائیتی، پزشک جادوگر قبیله دارای چنان قدرت مرموزی است که می تواند با یک اشاره فردی را هلاک کند. اما در واقع، آنچه موجب مرگ آن فرد می شود قدرت جادوئی پزشک نیست، بلکه اعتقاد افراد به قدرت فوق تصور اوست.
آیا در زندگی خود تاکنون انتظار واقعه ناگواری را کشیده اید؟ اثر آن انتظار بر زندگیتان چه بوده است؟ چه عقاید مثبتی بر زندگی فعلی شما اثر گذاشته است؟ چه انتظارات مثبت تازه ای می توانید در خود یا دیگران ایجاد کنید؟

یا علی

04 januari, 2014

نگاهی کوتاه به سریال بی قرار


نگاهی کوتاه به سریال بی قرار

این سریال ده قسمتی ده در مورد یک مادر است که بعد از طی شدن مدت محکومیت اش در زندان پی می برد که شوهرش دختر بچه اشان را فروخته و برای پیدا کردن او شروع به جستجو می کند، بعد از پیدا کردن دختر در مراحل بازپس گیری اش دوباره او را از دست می دهد و 

این سریال هم مانند اکثریت قریب به اتفاق فیلم ها و سریال های ایرانی چند مشکل اساسی و کلیشه دارد

همه آدم های خوب و مثبت آن، آدم های کند، بی بخار، بی عرضه، ندانم کار، شل و وارفته ای هستند(دلیل اینکه جامعه ما اینقدر پس رفته شاید به همین دلیل باشد

 انتخاب بازیگر هم در این فیلم بد است(البته در اینجا منظور این حقیر از بازیگر فقط شخصی است که جلوی دوربین رفته است و نه کسی که بازیگری بلد باشد، که در ایران اینگونه افراد کیمیا هستند

فیلم در مشهد گرفته شده که و دلیل انتخاب مشهد بجز اینکه مکان ارزانتری است برای ساختن فیلم و سریال، از وجود امام رضا(علیه السلام) هم می شود در فیلم استفاده کرد، هر چند که در این فیلم اصلا آمدن به مشهد و وجود امام رضا(علیه السلام) توجیه منطقی ندارد

 یکی از بزرگترین مشکلات این سریال تیتراژ آن است، علی الظاهر ما هنوز در ایران یاد نگرفته ایم که به هنرها بعنوان یک بدن (ارگان) نگاه کنیم که باید همه چیزش متناسب با هم باشد

سریال ریتمش کند است و دلیلش شاید به این دلیل باشد(می گویم شاید که بعدا کسی اعتراض نکند) اینگونه سریال ها و فیلم ها دقیقه ای فروخته می شوند و هر چه طولانی تر، پول بیشتر

از نکته های دیگری مثل کارگردانی که وجود ندارد و فیلمنامه ای که ایراد دارد و گریم که خوب نیست و ... می گذریم

سریال دیدنی نیست
یا علی


25 oktober, 2013

نگاهی کوتاه به فیلم - نارمک


فیلم نارمک فیلم بسیار بدیست. آنقدر بد که دوباره من را به این نقطه رساند که ایده قبلی ام درست بوده است. من از چندی قبل و با دیدن فیلم ها و سریال های ایرانی به این نتیجه رسیدم که دولت باید تمام پول ها و سوبسیدی هائی که به فیلم ها می دهد را قطع کند. کارگردان باید فیلمنامه انتخابی خود را ارائه دهد، اگر نوشته قابل به عرضی بود، اجازه ساخت بگیرد و خودش فیلم را بسازد(یا تهیه کننده پیدا کند) اگر بعد از ساخت فیلم اصلا قابل دیدن بود آنوقت دولت به آن پول یا سوبسیدی بدهد. با این کار هم جلوی از بین رفتن میلیون ها و یا میلیاردها تومان در سال گرفته می شود، هم از تولیدات بی ارزش و احمقانه جلوگیری می شود و هم این قپی که هنرمندان در کرده اند (هنرمند باید همیشه یک قدم از مردم جلوتر باشد) شاید تحقق پیدا کند و مردم کم کم با دیدن فیلم های خوب، ذائقه هایشان رو به بهبود برود.
فیلم نارمک هیچی ندارد و در دو سال گذشته لااقل من فقط یک فیلم دیده ام که از این یکی بدتر بوده است(بعدا به آن فیلم هم نگاه کوتاهی می کنیم)
همه چیز در این فیلم (نارمک) بد است. فیلمنامه، ( و آن همه همه جزئیاتش: شخصیت ها، کنش، رویدادها، بافت، کشش و ...) فیلمبرداری( و آن همه جزئیاتش: کادر ها، حرکت ها و...) کارگردانی، طراحی دکور و گریم و لباس و و و بدتر از همه بازیگری که البته به همین خاطر می شود این فیلم را در آموزشگاه های فیلمسازی و بازیگری نشان  داد، تا هنرجویان بدانند بازیگری مطلقا بد و غیر سینمائی یعنی چی.
به شما هم توصیه می کنم اگر این فیلم را ندیده اید نبینید، چون وقت و پول و اعصابتان را از بین برده اید.

یا علی

14 oktober, 2013

درس زندگی 59 - آنتونی رابینز


هنگامی که در بزرگراه رنج و دلتنگی، به مقصد شادی و لذت سفر می کنید، به کشف راه های گوناگون و مثبتی بپردازید که مناظر اطراف را دلپذیر سازند. بعضی از این راه ها را آزمایش کنید
آهنگ های مورد علاقه خودتان را زمزمه کنید
به مطالعه چیزی بپردازید که مطالبش را بتوانید فورا بکار بندید
به تماشای یک فیلم کمدی و یا برنامه شاد تلویزیونی بپردازید و بخندید
چند طول استخر را شنا کنید
از صرف غذا با افراد خانواده، یا یکی ازدوستان لذت ببرید
مدتی در وان آب گرم استراحت کنید
به خلق چند نظریه جدید بپردازید
با فرد تازه ای آشنا شوید
لطیفه های بی مزه ای برای دوستان خود تعریف کنید و بدانید که باز هم شما را دوست خواهند داشت
با همسر خود، گرم و صمیمانه گفتگو کنید
هم اکنون یکی از راه های بالا را انتخاب و امتحان کنید

یا علی

30 september, 2013

درس زندگی 58 - آنتونی رابینز


بعضی ها برای بهبود حالت روحی خود به سیگار، الکل، پرخوری، سوء استفاده ار کارتهای اعتباری و یا راه های منفی دیگر پناه می برند. آیا راه های سالمتری هم برای ایجاد روحیه وجود دارد؟ چند دقیقه در این باره فکر کنید

برای اینکه رنج ها را از خود دور کنید و احساسات لذت بخش را جایگزین آنها سازید چه شیوه های مثبتی را می دانید؟ آنها را روی کاغذ بیاورید

راه های تازه ای را که قبلا از آنها استفاده نکرده اید و به نظرتان موثر می آیند را به آنها اضافه کنید. دست کم 15 شیوه را برای رفع دلتنگی ذکر کنید و چه بهتر که تعداد آنها را به 25 و یا بیشتر برسانید. این تمرینی است که می توانید آن را بارها تکرار کنید تا سرانجام صد ها راه سالم برای تغییر روحیه کشف کنید

یا علی

02 september, 2013

درس زندگی 57 - آنتونی رابینز


آیا کسی تاکنون به شما گفته است که (آینده تان درخشان است؟) از شنیدن این گفته چه احساسی پیدا کرده اید؟ اگر می گفتند که آینده تان تاریک است چطور؟ ممکن است به شما بگویند (نظرات شما به گوش خوش می آید) و یا (طرح شما فریاد می زند که باید اصلاح شود). ممکن است گفته باشید( از دیدنش چندشم می شود) و یا (رفتارش داقعا سرد بود
هر دسته از این کلمات، تاثیری متفاوت بر روی افراد دارد. کسانی که معمولا از آینده روشن یا تاریک، سخن می گویند، از تعبیرات بصری استفاده می کنند. بعضی ها به علائم شنیداری حساسند(به گوش می آید. فریاد می زند) و بعضی هم برای بیان مقصود از کلماتی استفاده می کنند که به حس لامسه مربوط است (چندشم می شود. واقعا سرد است
توجه شما معمولا به کدامیک از این سه حس بیشتر است؟

یا علی

22 augustus, 2013

فیلم حوض نقاشی


نگاهی کوتاه به فیلم حوض نقاشی
این فیلم ساخته مازیار میری است و شهاب حسین و نگار آهنگرانی در آن بازی می کنند
فیلم داستان ساده و روانی دارد، که به نظربعضی جاهایش کمی کشدار می آید. ریتمش خوب است (بجز همان چند قسمت کشدار آن ).
حسینی و آهنگرانی سعی خودشان را در این فیلم برای درآوردن نقش کرده اند و توانسته اند شخصیت های قابل قبولی را ارائه بدهند، هر چند گاه گاهی از آن خارج می شوند.
دیالوگ های فیلم خوب است و در چند جای آن خیلی خوب.
از این ها بگذریم می رسیم به قسمت حس جریان در فیلم که خوب است و گاهی آنقدر خوب که حس تو را درگیر می کند ( که مونوکوگ حسینی در مدرسه پسرش پشت پنجره یکی از آنهاست) آرام شروع می شود و کم کم گلویت می گیرد و این گیر، بغض می شود و این بغض چشمانت را تر می کند و آنقدر ادامه می یابد که شانه هایت هم یواش یواش تکان می خورند، حتی وقتی این صحنه تمام می شود تو ادامه می دهی به بغض و اشک و تکان شانه و تا اینها تمام نشده اند درگیر صحنه حسینی در حمام می شوی.
بین این همه آشغالی که در سینمای ایران ساخته می شود، غنیمت است. فیلم خوبی است و قطعا به دیدنش می ارزد.


یا علی

16 augustus, 2013

درس زندگی 56 - آنتونی رتبینز


پرسش صحیح، دارای نیروئی است که نمونه آن را می توان در شرح حال یک کودک کتک خورده یافت. این کودک که در یک نزاع دبستانی، از کودک بزرگتر از خود کتک خورده بود، به منظور انتقام، تفنگی به چنگ آورده و به تعقیب آن کودک قلدر پرداخت
اما درست در لحظه ای که می خواست ماشه را بکشد به خود آمد و از خود پرسید: اگر ماشه را بکشم چه اتفاق می افتد؟ ناگهان تصویری از زندان و بلاهائی که ممکن است بر سرش بیاورند در نظرش مجسم شد. لوله تفنگ را به طرف درختی گرفت و شلیک کرد
این پسر بو جکسون بود. یک انحراف توجه، یک تصمیم سنجیده و ناشی از مقایسه رنج و لذت، باعث شد پسری با آینده نامعلوم، به یکی از بزرگترین قهرمانان ورزشی مبدل شود
امروز، چه پرسش های زندگی سازی می توانید از خود بکنید؟ 

یا علی