21 februari, 2013

درس زندگی 51 (آنتونی رابینز



شاید برایتان اتفاق افتاده با شد که زمانی از خشم، دیوانه شده و یا احساس درماندگی و گرفتاری کرده باشید واکنون که به گذشته خود می نگرید، از اینکه به خاطر چه چیزهائی از جا در رفته اید خنده تان بگیرد. همه ما این جمله قدیمی را از دیگران شنیده ایم که : ( یک روز، با یاد امروزت می افتی و خنده ات می گیرد). یکی از استادان من به نام بندلر یک بار گفت: چرا صبر کنیم؟ چرا همین حالا خنده مان نگیرد؟

این کار را همین امروز امتحان کنید. به چیزی بخندید که قبلا آنرا تحمل ناپذیر و عذاب آور می دانستید. ایا احساس نمی کنید که اوضاع برایتان قابل تحمل تر شده است؟



یا علی  


09 februari, 2013

فیلم گلچهره




فیلم سینمائی گلچهره
راستش هر فیلمی مثل هر عمل دیگری 3 تا بخش می تواند داشته باشد: اول – نیت آن است. دوم: فکر کردن و نقشه کشیدن برای چگونگی انجام آن است و سوم: دست بکار شدن و انجام آن است.
فیلم گلچهره در بخش اول موفق است، نیت و تصمیم آن بسیار خوب است و این نگاه انسانی سازنده های آن را می رساند. بخش دوم آن برای ما و بقیه بجز گروه تهیه کننده آن مشخص نیست (ولی بعدا در بخش سوم مشخص می شود) و بخش سوم: خوب نیست، همه چیز در این فیلم باسمه ای و غلو شده  و شعاری و ضعیف است. وقتی می گویم همه چیز یعنی همه چیز، از خود فیلمنامه تا طراحی دکور و بازی ها و گریم و ... البته اینجاست که متوجه می شویم بخش دوم هم دارای مشکل بوده است.
این فیلم می تواند یکی از نمونه هائی باشد که بعنوان برای وقتی که می خواهیم بگویم فیلم ضعیف یعنی چه.
ارزشگذاری این فیلم: 

یا علی

 

31 januari, 2013

فیلم جعبه موسیقی

فیلم جعبه موسیقی فیلم خوبی نیست، فیلم تکه تکه ایست که سعی شده همه این تکه ها را به نحوی به یکدیگر بچسبند که البته موفق نشده اند. فیلم کپی بسیار بدی است از فیلم هائی اینگونه که قبلا در خارج از کشور ساخته شده اند، (فیلم هائی که فرشته یا فرشتگان معمولی و یا فرشتگان اولوالعزمی مانند چبرئیل و عزرائیل به زمین می آیند)  البته اینکه فیلمی در خارج کشور ساخته شده باشد و آن را کپی کنیم بد نیست، اما لااقل با کیفیت خوب این کار را بکنیم و تازه یادمان باشد که هر محیطی مقتضییات خودش را دارد. اینکه اصلا بتوان یک فرشته (مامور دوم معذور) را نشان دارد و آن هم به این شکل احمقانه بماند ولی همین فرشته لااقل باید برای کارهایش بر اساس ذات وجودیش منطقی را دنبال کند که نمی کند، رئیس این فرشته(لابد مامور اول معذور) هم وجودیست بی خاصیت که اگر همین دستگاه بی سیم نبود، خدا می داند چطور می توانست مامورش را پیدا کند و دستوراتش را بدهد. در این فیلم برای جلب توجه بیشتر از بازیگرانی مانند: نیکی کریمی و نگار جواهریان استفاده شده است که اصلا لزوم وجودی این دو بازیگر بجز کشاندن بیننده برای دیدن این فیلم چیز دیگری نمی تواند باشد چون نقش آنها آنقدر کوتاه و بی ریشه و بی معنی است که هر کس دیگری هم می توانست جای آنها را پر کند. از آنجا که این فیلم در ایران ساخته شده و صحبت در مورد ماوراء الطبیعه هم هست پس باید چیزی از اسلام هم در آن بیاید تا داستان رنگی مذهبی به خود بگیرد، پس طاق نصرت برای امام زمان می تواند در اینجا دلیل خوبی باشد برای مذهبی بودن، ولی متاسفانه با آمدن همین طاق نصرت بیننده متوجه می شود که شخصیت اصلی داستان (پسرک) هیچ چیز از امام زمان نمی دانم و این به این معناست که خانواده اش هم هیچ بوئی از این داستان نبرده اند و البته این را می تواند از خواندن انجیل پدر بزرگ در اولین صحنه که در آشپزخانه خوابش برده است فهمید، حالا چطور به این پسر بچه بدون هیچگونه پیش زمینه ای فرصت داده می شود که کار غیر ممکنی مانند رفتن به آن دنیا و دیدار مادرش و برگشت را بدهند، خودش یکی از کوچک ترین نکات مبهم این فیلم است، اشتباهات و ندانم کاریه های و اغلاط بنیادی در این فیلمنامه و فیلم، این فیلم را به یک بلبشوی تصویری تبدیل می کند، که تا آخرش کارگردان از پی جمع و جور کردن آن بر نمی آید. بازی ها بشدت سطحی و غلو شده اند، و بازیگر خوب و بازی قابل قبول در این فیلم به چشم نمی خورد. آنقدر این فیلم اشتباه دارد که مثنوی هفتاد من کاغذ می شود اگر همه اش را متذکر شویم.

 ارزشگذاری این فیلم:

 

فیلم و سریال


راستش چند زمانی است که هر چه فیلم و سریال ایرانی تولید می شود کیفیتش آنقدر پائین است که آدم می ماند پس این همه هیاهو برای چیست؟ اگر می گویم کیفیت منظورم از همه نظر است فیلمنامه، بازیگری، کارگردانی، مونتاژ و ... و عجیب اینکه دائم همه در حال ناله کردنند که این نیست و آن نیست، راستش یک فیلمنامه مغلوط، ناقص، بی سر و ته، دیگر ربطی به هیچ کمبودی ندارد بجز استعداد نویسنده و یا ندانم کاری کارگردان. برای ارائه دلیلی بر این گفتار اگر خدا خداست و فرصتی بود، هر چند وقتی خیلی مختصر و کوتاه چیزکی همینجا در مورد شان می آید. اگر هم مثلا فیلمی مد نظرتان بود تا نگاهی به آن بیندازیم. مسلما این نظر این حقیر است و هیچ کس نباید نارحت شود، امکان اینکه دیگران نظرات دیگری داشته باشند هست. دوستدار همگی

یا علی

30 november, 2012

درس زندگی 50


برای اینکه زندگی پر مایه تری داشته باشیم، بهترین راه، این است که دامنه عواطف و احساسات خود را وسعت دهیم(بعضی از عواطف جنبه منفی دارند. نظیر یاس، خشم، ترس، عدم اطمینان، ناراحتی، احساس انزوا، احساس بدبختی و نظایر آن، بعضی دیگر مثبت به شمار می روند، نظیر، شادی، عشق، محبت، آرامش، هیجان، خوشبختی، اشتیاق، دلبستگی، شادابی، اعتماد، شهامت، سپاس، کنجکاوی، شوخی، خلاقیت، شایستگی، احساس متفاوت بودن، افتخار، و مانند اینها) در هفته ای که گذشت، دچار چند نوع عواطف و احساسات گوناگون شده اید؟ آنها را یادداشت کنید
اکنون عواطفی را که نوشته اید، بررسی کنید، اگر تعداد آنها از 12 کمتر است، چند احساس دلپذیر به آن بیفزائید. بعضی ها از میان هزاران احساسی که می توانند داشته باشند، فقط چند مورد را تجربه کرده اند
توجه داشته باشید که فقط با تغییر مرکز توجه و یا تغییر حالت جسمانی، می توانید قلمرو عواطف خود را گسترده تر کنید. یکی از عواطف مثبت و دلپذیر را بطور دلخواه انتخاب کنید. طوری بایستید، حرکت کنید، قیافه بگیرید و سخن بگویید که گوئی دچار آن احساس هستید. از تغییری که بلافاصله در روحیه و احساستان پیدا می شود لذت بیرید

یا علی

24 november, 2012

عاشورا




امشب شب عاشورا است
امام حسین که امسال هم ما را به کربلا راه ندادند، ما هم برای جلساتمان آویزی ساختیم که شاید خوششان بیاید. انشاء الله سال دیگر می رویم کربلا

08 november, 2012

درس زندگی 49

سن شخص، چندان به گذشت زمان بستگی ندارد، بلکه بیشتر به طرز فکر و وضع جسمی او مربوط است. خیلی ها هستند که سالهای زیادی را پشت سر گذاشته اند، اما هنوز شلنگ انداز راه می روند و افکارشان همه هنوز خشک و غیر قابل انعطاف نشده است
به عنوان مثال، در روزهای بارانی وقتی اشخاص مسن به گودال پر از آبی می رسند، نه فقط آن را دور می زنند، بلکه در تمام آن مدت شکوه و شکایت می کنند و غر می زنند! بر عکس، کودکان( و آنان که هنوز جوان هستند) به میان آب می پرند، آب را به اطراف می پاشند و خوش می گذرانند. (گودال) های زندگی را وسیله شامانی قرار دهید، هنگاه راه رفتن، پاهای تان حالت فنری داشته باشد و لبخند را فراموش نکنید. به خوشرویی، شیطنت و سرزندگی اهمیت بدهید. شما انسان زنده ای هستید
برای احساس خوب داشتن، به هیچ علت و دلیلی نیاز نیست
 
 

21 juli, 2012

درس زندگی 48


بعضی از کارها بسیار ساده، ممکن است نتایج بسیار بزرگی داشته باشد. اگر می خواهید عادت سرگرم کننده ای در خود ایجاد کنید که نتایج دور از انتظاری هم داشته باشد تمرین زیر را انجام دهید
خود را مقید کنید که در هفت روز آینده روزی پنج بار و هر بار به مدت یک دقیقه در مقابل آینه قرار بگیرید و نیش خود را گوش تا گوش به لبخند باز کنید. این کار، ممکن است در ابتدا کمی احمقانه به نظر برسد، اما وقتی روزی چند نوبت این عمل را تکرار کنید، سلسله اعصابتان به طور مداوم تحریک می شود تا احساسی از شادمانی، بی خیالی، شوخی و سادگی را در شما ایجاد کند. مهمتر آنکه خود را نسبت به (حال خوب) داشتن شرطی می کنید و عادت شادمانی جسمی را در خود بوجود می آورید. پس هم اکنون یک دقیقه وقت صرف کنید و این کار را محض تفریح انجام دهید

03 juli, 2012

شب های چراغ برات

امشب شب اول شب های چراغ برات است، از امشب تا شب تولد حضرت مهدی(عج) در مشهد نان روغنی درست می کرده و توزیع می کنند که خیراتی باشد برای در گذشتگان، ما هم طبق معمول هر سال این کار را کردیم، ثوابش را هم می فرستیم برای همه درگذشتگان شیعه حضرت مهدی(عج) بخصوص استادم آیت الله حاج سید محمود مجتهد سیستانی که  به گردن این حقیر حق عطمی دارند

03 juni, 2012

تولد مولی امیرالمومنین علی (علیه السلام)

تولد مولی امیرالمومنین علی (علیه السلام) بر همه ولایتی ها مبارک باد
حالش را ببر ، دعا برای ما هم فراموش نشود



29 mei, 2012

نگاهی کوتاه به فیلم Untouchables


فیلم ساخت فرانسه و تولید 2011 است
فیلمنامه بر اساس یک داستان واقعی بنا شده و جریان دوستی یک میلیونر معلول و یک جوان غیر خرانسوی است که از او مراقبت می کند، این فیلم بسار خوش ساخت است و تقریبا همه چیز آن : بازی، فیلمنامه، کارگردانی، فیلمبرداری آن خوب است، البته گاهی موسیقی آن آدم را اذیت می کند( و این به نظر این حقیر تنها نقطه منفی آن است). از آن فیلم هاست که باید حتما آن را دید. در 6 ماه قبل شاید من فیلمی به این زیبائی ندیده ام، توصیه می کنم که آن را ببینید و لذت ببیرید

یا علی

11 mei, 2012

تولد حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه شیعیانش مبارک باد



تولد حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه شیعیانش مبارک باد

امشب و فردا از آن شب و روزهائی است که آدم هر چه بخواهد به او می دهند، التماس دعا

یا علی

03 mei, 2012

درس زندگی 47


تغییر مرکز توجه، فقط یکی از راه های تغییر روحیه است. راه سریعتر و موثرتری هم هست و آن استفاده از شیوه های جسمانی و یا به اصطلاح، فیزیولوژیکی است. بیشتر مردم، هنگامی که از روحیه خود ناراضی هستند و می خواهند حال بهتری پیدا کنند، به الکل؛ غذا، سیگار، خو.اب، یا مواد مخدر متوسل می شوند. بعضی ها هم راه های مثبت تر نظیر آواز و ورزش را انتخاب می کنند
هر یک از حالات روحی، با تغییرات جسمانی مشخص همراه است. افراد افسرده چه قیافه ای دارند؟ شانه هایشان فرو افتاده و سرشان پائین است. بطور کم عمق نفس می کشند. عضلات چهرشان شل و قیافه شان بی تفاوت است. بر عکس در مواقعی که شاد و سرحال هستیم، شانه هامان بالا است و حالت طبیعی دارد. سرمان را بالا نگه می داریم و به طور کامل نفس می کشیم. می توانیم آگاهانه این تغییرات را در جسم خود بوجود آوریم و بلافاصله حالت روحی دلخواه را در خود ایجاد کنیم

یا علی

17 maart, 2012

درس زندگی 46


در زندگی، برای درک و تجربه هر چیزی راه های گوناگونی هست. روح ما، مانند گیرنده ای است که می تواند برنامه های شاد یا غم انگیز مختلفی را پخش کند. در هر لحظه، می توانیم دچار هر نوع احساسی که مایلیم، بشویم. کافی است کانال صحیح را بگیریم. این کار چگونه امکان پذیر است؟ برای تغییر فوری روحیه، دو راه وجود دارد. راه اول آن است که ذهن خودرا به چیز دیگری متوجه کنیم. به یکی از درخشانترین لحظه های زندگی خود فکر کنید. با بخاطر آوردن آن چه احساسی پیدا می کنید؟ ذهن خود را می توانید متوجه چه چیزهائی دیگری بکنید تا احساسی خوشایند و حالی خوب پیدا کنید؟
برای تغییر فوری حالت روحی، راه دومی هم هست که دفعه بعد اینجا درباره اش مطلبی می آید

یا علی

06 maart, 2012

درس زندگی 45


آیا می دانید چگونه باید حال خود را بهتر سازید؟ آیا امکان دارد کاری بکنید که هم اکنون احساس خوشبختی کامل، هیجان و شور و شوق کنید؟ مسلم است! کافی است که توجه خود را تغییر دهید
آیا بخاطر می آورید که زمانی، کار بزرگی انجام داده و خود را سرفراز و موفق احساس می کرده اید؟ آن حالت را بطور روشن و زنده و با تمام جزئیات، در نظر مجسم کنید ... صداهایی را که شنیده اید به خاطر آورید ... ضربان قلب خود را احساس کنید! مانند همان زمان نفس بکشید، همانطور قیافه بگیرید و بدن خود را مانند آن موقع به حرکت درآورید، آیا هیچ هیجانی در خود احساس نمی کنید؟ آیا ممکن است هر وقت که دلتان بخواهد همین احساس را در خود آیجاد کنید؟

یا علی