یا علی
30 april, 2008
روز ملکه در هلند
یا علی
29 april, 2008
کتاب نوای اسرار آمیز

این کتاب هم مثل آن کتاب قبلی که از همین نویسنده خوانده بودم بسیار کتب پر کشش و زیبائی است و درست مثل همان تا آخرین لحظه سرکار می گذاردت
هی با خودت فکر می کنی دیگر قضیه را فهمیدم و هنوز چند ثانیه ای نگذشته که نویسنده برایت شیشکی باد می کند
فقط فرقی که در این کتاب با کتاب قبلی ( خرده جنایت های زناشوهری ) هست اینست که شخصیت ها در این کار کمی عجیبند و کارهایشان گاه گاهی بدون دلیل است و اگر بخواهی دنبالش بروی می بینی که منطقی نیستند
به هر حال اگر از خواندن لذت می بری کتابی است که با اینکه ویراستاری دستوری نیاز دارد
خواندنش را پیشنهاد می کنم
یا علی
27 april, 2008
درس زندگی 32

کارهائی هست که تا آخرین لحظه از انجام آن خودداری می کنیم ( مانند پرداخت مالیات ) علتش آن است که پرداخت مالیات، برایمان ناراحت کننده است و توجه نداریم که ندادن مالیات، ممکن است بعدا حتی ما را دچار عواقب دردناکتری سازد.
اما همین که آخرین مهلت فرا می رسد تمام تردیدها و تعلل ها از میان می رود، زیرا نظر ما درباره آنچه که مایه رنج و لذت است عوض می شود و متوجه می شویم که انجام ندادن عمل بمراتب دردناکتر از انجام دادن ان است.
برای ایجاد تغییر در زندگیٍ می توان از همین نکته استفاده کرد. در آینده بجای اینکه از خود بپرسید ( چگونه می توان از انجام این کار دردناک خودداری کرد؟ ) بپرسید: اگر اکنون این کار را نکنم، در آینده به چه قیمتی برایم تمام خواهد شد؟
نیروی رنج، می تواند در خدمت شما باشد، به شرط اینکه آن ر بصورت صحیح استفاده کنید
یا علی
21 april, 2008
آدرس این مکان ها را می دانی؟
20 april, 2008
17 april, 2008
09 april, 2008
درس زندگی 31

شاید برای رسیدن به آن هدف، موانعی هم در سر راهتان بوده است و با وجود این اکنون جزئی از زندگی شماست
وقتی به دنبال هدف تازه ای می روید و با موانعی مواجه می شوید، به یاد اورید که از این موانع، قبلا هم در زندگیتان بوده است و بر آنها غلبه کرده و موفق شده اید
روح انسانی، واقعا تسخیرناپذیر است
قدرت اراده و میل به پیروزی، موفقیت، سامان دادن به زندگی و تسلط بر آن، تنها هنگامی در شما بیدار می شود که بدانید چه می خواهید و باور داشته باشید که هیچ مشکل و مساله و مانعی نمی تواند جلو شما را بگیرد
وجود موانع، تنها به این معنی است که باید عزم خود را برای رسیدن به هدفهای ارزشمند، جزمتر کنید
یا علی
08 april, 2008
فیلم عشق سالهای وبا
فیلم کشدار است، اگر رمان مارکز را خوانده ای و حالا شنیده ای که فیلمش را ساخته اند توصیه من این است که فیلم را نبین
چون لذت کتابی را که خوانده ای را هم از دست می دهی
بازی های خوبی هم ندارد
راستش از آنجا که تجربه ام می گوید در بیش از 90 درصد اوقات فیلم ساخته شده از یک کتاب هیچوقت کیفیت خود آن کتاب را ندارد
این فیلم را برای این دیدم که نوشته مارکز بود که برای من خدایگان نوشتار است
سعی می کنم که کارهای دیگری را هم که بر اساس نوشته هایش ساخته شده اگر پیدا کردم ببینم اما نه بخاطر دیدن فیلم برای اینکه تغییرات آنها را نسبت به متن متوجه بشوم
یا علی
31 maart, 2008
درس زندگی 30

30 maart, 2008
کتاب باغ پیامبر و سرگردان - جبران خلیل جبران

کتاب باغ پیامبر و سرگردان
نوشته: جبران خلیل جبران ترجمه: آرش حجازی
قبلا بطور جسته گریخته چیزهائی از جبران خوانده بودم، چندی پیش فرصتی دست داد تا یکی دو تا از کارهایش را از اول تا آخر بخوانم
خوبی دنیا همیشه این بوده که مردم نظرات مختلف داشته اند
یکی از چیزی خوشش می آید و دیگری نه
کتاب هم از همین موارد است
سالهاست که نام و القاب و مدارک بالا و غیره مرا مرعوب نمی کند و بدون ترس از بزرگی نویسنده، کارگردان و محقق، نوشته ای را می خوانم و یا فیلمی را می بینم و گاهی نظرم را می نویسم یا جائی آن را اظهار می کنم
خلیل جبران نویسنده بزرگی است
اما به نظر این بزرگ باید بتواند برای خودش را نشان بدهد و گرنه تمجید های دیگران او را برای من بزرگ نمی کند
کتاب باغ پیامبر و سرگردان چیز خاصی ندارد
دو قطعه از کتاب:
صفحه 27- دریغ بر ملتی که سیاست مدارش روباه، فیلسوفش تردست و هنرش، هنر وصله و پینه و تقلید است
صفحه 28- دریغ بر ملتی که تکه تکه شده و هر تکه خود را ملتی می داند
دو بخش دارد: بخش اول آن تکه هائی هذیان گونه است در مورد کسی است که اصطلاحا او را پیامبر یا المصطفی می نامد و بخش دوم شامل قطعات کوچکی است که شامل نظرات و داستان های پند آموز است که تو هر کجای دیگر هم می توانی نمونه آنها را پیدا کنی ( وقتی بگذار و کمی وبلاگ گردی کن ) مشابه آن ها را بسیار پیدا خواهی کرد
در آخر کتاب بجز شنیدن چند نصیحت چیز دیگری عایدت نمی شود
از آنجا که من این کتاب را به زبان اصلی نخوانده ام، نمی توانم نظری در مورد چگونگی ترجمه آن بدهم ولی اشتباهات چاپی و گاه گاهی دستوری آن متقاعدم می کند ک این کتاب برای چاپ بعدی احتیاج به یک ویراستاری با دقت دارد
اگر این کتاب را نخوانده ای ( به نظر من ) چیزی را از دست نداده ای پس آن را نخوان، باید هنوز کتاب خوب برای خواندن وجود داشته باشد
یا علی
28 maart, 2008
عذاب

خفقان آرد اگر آید و بیرون نرود
در بالای این مطلب هم عکسی گذاشتم که کمکت کند تا درک کنی این مهمان ما چه جور چیزی بود
19 maart, 2008
سال نو و عید الزهرا
07 maart, 2008
روزهای عزا
04 maart, 2008
کتاب خرده جنایت های زناشوهری

لیزا:درسته، ما همدیگه رو دوست داریم، ولی به طرز بدی دوست داریم. خداحافظ
یا علی
03 maart, 2008
فیلم خانه کنار رود

29 februari, 2008
درس زندگی 29

شاید این باشد که کار ارزشمندی انجام دهیم
پیدا کردن راهی برای کمک به دیگران( آنان که صمیمانه دوستشان می داریم) باعث می شود که در همه عمر، احساس سعادت کنیم
برای کسانی که بخواهند، وقت، انرژی، سرمایه و نیروهای خلاقه خود را در راه خیر صرف کنند، همیشه در این جهان جایی وجود دارد
امروز، چه عمل محبت آمیزی می توانید نسبت به فرد دیگری انجام دهید؟
هم اکنون تصمیم بگیرید، دست به عمل بزنید و از احساسی که پیدا خواهید کرد، لذت ببرید
یا علی
26 februari, 2008
24 februari, 2008
فیلم پرنده ( پرش کننده
فیلم هیچ چیز ندارد ، نه کشش، نه خط داستانی خوب و نه بازی چشمگیر، چند اسپشیال افکت کامپیوتری و دیگر هیچ
اگر به احترام نگاتیو نباشد فیلم را در نیمه رها می کنی
پرنده فیلمی است که بجای دیدن آن می توانی چای دبشی بگذاری و حالش را ببری
یا علی
15 februari, 2008
فیلم سنتوری
فیلم سنتوری نماد تمام نمای ما ایرانیان استفیلم سنتوری را دیدم و دیدن آن را به همه پیشنهاد می کنم نه چون فیلم بی نظیری است که این بهترین فیلم داریوش مهرجوئی نیست، بلکه به این خاطر که چون آئینه تمام نمای ما ایرانیان است شاید باعث تلنگر و تغییری بشود
علی سنتوری نماد و سمبل ما ایرانیان است ( همه کارهایمان اشتباه است اما ادعاهایمان گوش فلک را کر می کند )
در فیلم می بینیم که علی در خانه افتاده است و زن جوانش می رود و با دادن کنسرت پول درمی آورد تا هم خرج خانه را بدهد و پول مواد علی را، اما قهرمان داستان ما هنوز ناراضی است و می خواهد تعیین کند که زنش نباید از چه کسانی پول بگیرد و این وسط مثل تمام ما ( هر کجا در این نوشته کلمه ما آمد مسلما منظور همه ایرانیها نیستند، منظور 99% از ایرانی ها هستند، پس شما خودتان را نارحت نکنید) می گوید: من غیرت دارم. و زنش در جواب خیلی واضح می گوید: اگر غیرت داشتی ترک می کردی. و علی سنتوری دست روی زنش بلند می کند که مسلما نشانه همان غیرت است و نه نداشتن همیت و عرضه برای انجام کار درست و زنش هم به حق از او می کند و می رود با یک نفر که آدم است ازدواج می کند
خصلت دیگر ما ایرانیها آنجا رو می آید که گلشیفته فراهانی در خیابان می گوید: ما از اینجا بدم میاد، از این مملکت خشن که همه را معتاد و بدبخت می کند. این جمله نشانگر خصلت ژنتیکی ماست که دیگران را دلیل همه چیزهای بدی می دانیم که اتفاق می افتند و برای همین است که ما همیشه معصومین و پاک و برای همین است که از فرط خوبی کاری نداریم انجام بدهیم الا توسط دیگران معتاد شدن، دروغ گفتن، سر همدیگر را کلاه گذاشتن و
در جای دیگری از فیلم خصیصه دیگری از ما رو می شود و آن جائی است که علی به پدرش می گوید: من نمی خواهم ترک کنم. و این خصیصه همان عدم انجام هر کار درستی است که بدلیل لزوم داشتن برنامه و فکر و دقت و حوصله ما هیچوقت از عهده آن تا الآن برنیامده ایم
در قسمتی از فیلم وقتی علی سنتوری خانه و کاشانه را بالاجبار ترک می کند و در حاشیه یک پارک زندگی کثیف و مزخرف و بیچاره ای را می گذراند، می بینیم که از غذای خودش به دیگر معتادان هم می دهد و این همان پنهان شده پشت خصیصه های خوب است برای اینکه از کارهای منطقی راحت بتوانیم بگریزم. همیشه همینطور بوده است، بجای آنکه همدیگر را کمک کنیم تا مشکلاتمان را حل کنیم و قدمی بجلو برداریم ،همدیگر را در همان راه اشتباهی که داریم مواظبت و تقویت می کنیم ،با این رویه که در حالی که هیچ نداریم به همدیگر کمک می کنیم، ولی چرا ما این کار را می کنیم؟ ما می ترسیم که اگر اینکار را نکنیم یکی از همین آدمها، خدای ناکرده کار درستی انجام دهد و ما نتوانیم و مورد سرزنش مردم قرار بگیریم
همه ما ( منظورم همان 99% است) مثل علی سنتوری با خاطراتمان خوشیم و بس، برایمان فرق نمی کند که عشقمان را از دست بدهیم، خانمان را از دست بدهیم، دوستانمان را از دست بدهیم، همه چیزمان را از دست بدهیم، فقط کافیست که خاطرات خوبی از زندگی در ذهن ما مانده باشد
(قسمتهائی از متن در بالا که زیر آنها خط کشیده شده از خود فیلم گرفته شده اند)
بار دیگر تماشای این فیلم را به همه توصیه می کنم، هر چند که بازی گلشیفته فراهانی خوب نیست و گاهی بهرام رادان به سمت تیپ سازی می رود
یا علی
13 februari, 2008
روز والنتاین
دلیل آن هم واضح است که اگر ما آنقدر بیشعور باشیم و ابراز علاقه ای را که باید در تمام سال داشته باشیم بکذاریم برای این روز که آنهم توسط کمپانی های بزرگ درست شده برای اینکه محصولات خودشان را بفروشند، ما نه تنها عاشق و دوستدار یکدیگر نیستیم بلکه آدمها بی منطقی هستیم که می خواهیم ادای آدمهای چیز فهم و پر احساس را دربیاوریم
عکس بالا را آورده ام برای این دسته از مردم و عکس های پائین را برای مردمی که دوست دارند بفهمند روز والنتاین
11 februari, 2008
سریال مردان آنجلس

این سریال بر اساس داستان اصحاف کهف نوشته و ساخته شده است
خدا را شکر می کنم که هر چه ما گفتیم و بقیه توجه نکردند مدتها بعد بر همگان معلوم شد
یکی از آنها این بود که ما در ایران و حالا حالا ها نباید سریال و فیلم مذهبی و جنگی بسازیم
مردان آنجلس یکی از همین مواردی است که نباید ساخته می شد
چند مورد کوچک این سریال را می آورم
صداگذاری بسیار بد
بازی های بدتر
طراحی گریم و صحنه بسیار نامناسب و آماتوری
یکسان نبودن زبان استفاده شده
حرکات ها و میزانسن های غلو شده، باسمه ای و تئاتری
نداشتن ایجاز(که برای چنین سریالی از نان شب واجبتر بوده است) اگر درست شنیده باشم که 11 یا 12 قسمت است الآن می توانم پیش بینی کنم که می شد آن را در 2 یا 3 قسمت ساخت
آنقدر بد است که نمی توانی تصورش را بکنی
اما از آنجا که می خواهم ببینم داستان تعریف شده از اصحاب کهف در این سریال چگونه آمده شاید مجبور شوم آن را دنبال کنم
اگر هم اینکار را کردم شما هم خواهید شنید
یا علی
05 februari, 2008
سریال ساعت شنی

چیز بدی نبود، البته در مقایسه با بقیه خوب هم بود
خط های مختلف داستانی آن گاهی بسیار زائد و طولانی است
گاهی این خط ها از کنار هم می گذرند و گاهی کمرنگ و بی اثر به نظر می آیند
ورود به مقوله های اجتماعی اگر با آگاهی وتحقیق نباشد و مثل این سریال شلوغ شود چیزی بدنبال ندارد بجز همین موج شلوغی و برانگیختگی الکی که الآن بین بینندگان ایجاد شده است
این مجموعه نقطه قوت خود را فقط از بازی بازیگران می گیرد
اسم بهار ارجمند را هم در تیتراژ دیدم اما متاسفانه او را پیدا نکردم
بازی برزو ارجمند در این سریال خوب است
اما بازی کتایون ریاحی در نقش مش دریا و بازی بسیار خوب و گیرای نسرین مقانلو در نقش مینا نقاط برجسته این سریال هستند
قبلا هم گفته ام که سینمای ایران دو کار را نباید انجام بدهد
یکی ساخت فیلم و سریال تاریخی است و دیگری ساخت فیلم و سریال جنگی و الآن معتقدم که تا ایجاز و مختصرگوئی را یاد نگرفته ایم سریال هم نباید بسازیم
این سریال برای من قابل قبول بود اگر سازندگان آن شعور چیزی را که ساخته بودند داشتند اما متاسفانه اینگونه نیست
مثلی هست که می گوید گاوی نه من شیر می دهد و بعد لگدی می زند و ظرف شرها را واژگون می کند
جمله ای در آخرین بخش این سریال آمده است که به مثابه همان لگد گاو است
در آخرین قسمت وقتی رویا نیموریان کنار تخت مهشید نشسته است قبل از اینکه او را به اتاق عما ببرند می گوید: ... خاک زیر پای تو مثل مهر کربلا است، می شه بهش قسم خورد ...!
برای خودم، برای شما، برای همه متاسفم، اگر این سریال قرار است کار خوبمان باشد!
یا علی
19 januari, 2008
15 januari, 2008
درس زندگی 28

فضانوردان آپولو که تقریبا تمام عمر خود را وقف سفر به کره ما کرده بودند، در لحظه افتخار آفرین و تاریخی که قدم به ماه گذاشتند احساس غرور می کردند. اما پس از آنکه به زمین برگشتند بعضی هایشان دچار افسردگی شدید شدند
آیا هدفی باقی مانده بود که انتظارش را بکشند؟
آیا هدفی بزرگتر از سفر به ماه و کشف فضای خارج از زمین وجود داشت؟
بلی، شاید فقط یک هدف وجود داشته باشد و آن کشف روح و دل انسانی است
همه ما نیاز داریم که دائما احساس رشد عاطفی و معنوی کنیم. این غذائی است که روح ما به آن محتاج است
وقتی به هدفهائی که برای خود قرار داده این نزدیک می شوید، فراموش نکنید که باید بلافاصله هدفی تازه برای خود انتخاب کنید و برای آینده ای که حتما می آید ، برنامه داشته باشید
یا علی
07 januari, 2008
فیلم سیریانا
فیلم با چهار داستانی که با همدیگر گره خورده اند جلو می رود تا همه در انتها به هم می رسند
جریان فیلم در خطوط درشت در مورد کثافت کاریهای آمریکا و سازمان جاسوسی ( سی آی ای ) است و اینکه چگونه آمریکا برای منافع خود همه چیز را از بین می برد و نابود می کند
تا اینجا فیلم چیز جدیدی برای ارائه ندارن چون الآن دیگر هر احمقی در دنیا این را می داند
اما در لایه های زیرتر آن شاهد یک فیلم صددرصد تبلیغاتی علیه ایران و لبنان و حزب ا... لبنان است
در این فیلم درباره ایران و شیعیان صحبت می شود و اقدامات انتحاری سنی ها را در جای آن جای آن گنجانیده اند تا دوغ و دوشاب را قاطی کنند
فیلم بسیار یکطرفه و احمقانه ای که شعاری بودن آن توی ذوق می زند
به عبارت دیگر تلاشی دوباره برای خراب کردن چهره ایران و شیعیان در دنیا
یا علی
03 januari, 2008
فیلم روز سوم
اگر نخواهیم پیشرفت نکردن سینمای ایران در سینمای جنگی را در نظر بگیریم
و کلیشه هائی را که در همه فیلم ها بخصوص ایرانی وجود دارد که همیشه یکی شیرینکاری می کند و یکی به همه کمک می کند و چند تیپ تکراری دیگر
فیلم خوبیست، داستان خوبی هم دارد
من از برزو ارجمند چیز زیادی ندیده ام بجز یک قسمت از یک سریال که سالها قبل دیدم که پدرش انوشیروان ارجمند هم در آن بازی می کرد
ولی برزو را می شناسم، سالهاست
بازی اش در این فیلم بسیار خوب بود و برای من به این معنی است که یک بازیگر خوب دیگر به سینمای ایران اضافه شده اگر که غم نان بگذارد ( همانطور که خودش در یکی از مصاحبه هایش که در اینترنت خواندم گفته بود ) فیلم گاها اشک مرا درآورد و گاها مرا خنداند
فیلمی را که دیدم پشت صحنه ها را هم داشت و با دیدن آن می شد فهمید که فیلم روز سوم با احساس و همدلی درست شده است
فیلمی است که دیدن آن را توصیه می کنم
یا علی







