29 september, 2007

فیلم نترس


فیلم ( نترس ) محصول کشور آمریکا است و ساخته شده در 2007
این فیلم بسیار خوش ساخت است و بازی بسیار عالی ( جودی فاستر ) به این ساخت کمک بسیاری نموده است
متاسفانه فیلم آمریکائی است و این خودش می رساند که اگر این بی وجدانها بخواند بجای این آشغال های تبلیغاتی ، مزخرف و یکسویه که درست می کنند می توانند فیلم های زیبا هم داشته باشند
خودمان را عصبانی نکنیم

یا علی

28 september, 2007

فیلم وضعیت آب و هوا


فیلم محصول سال 2006 ترکیه است

این فیلم قرار است خیلی حرفها بزند

این فیلم قرار است روابط دوست داشتن و عشق و عاشقی را نشان دهد

این فیلم قرار است بگوید کسی را که دوست داری یعنی دوست داری و نمی توانی کاریش بکنی

این فیلم قرار است خیلی چیزها بگوید و خیلی کارها بکند

اما

پلان های بشدت طولانی و غیر ضروری آن

بازیهای بدتر آن

و گسیختگی داستان آن

این فیلم را موفق به گفتن همه آن چیزهائی که می خواهد می کند


اگر دیدن این فیلم مجانی نبود نارحت می شدم


یا علی

26 september, 2007

فیلم یکباره


فیلم ( یکباره ) یا ( یکبار ) فیلم خوبی نیست
فیلم مانده است سردرگم بین رمانتیک و موزیکال
در طی فیلم مثل فیلم های هندی دائما شاهد اجرای آهنگ هستیم آن هم نه طبق معمول قسمتی از آن بلکه تمام آهنگ
روابط فیلم هم بر اساس چیزهائی است که در ذهن بازیگران می گذرد و ما نمی دانیم
پسر فیلم از دوست دخترش می گوید که ولش کرده و رفته و زندگیش را نابود کرده و آدم مزخرفی است
دختر فیلم از شوهرش می گوید که از هم جدا زندگی می کنند و تفاوت سنیشان زیاد است و همدیگر را درک نمی کنند
اما هر دو بدون هیچ دلیلی به آنها برمی گردند
این فیلم اگر قسمت های اضافی آن حذف شود می تواند یک فیلم رمانتیک خانوادگی ایرلندی باشد که زن و شوهر ها برای آخر هفته بدیدن آن بروند

یا علی

25 september, 2007

فیلم یک قلب قوی


امروز فیلم ( یک قلب قوی ) با بازی آنجلینا جولی را دیدم

فیلم بر اساس یک اتفاق حقیقی ساخته شده است، در مورد یک خبرنگار آمریکائی وال استریت ژورنال که در پاکستان دزدیده می شود و در نهایت سرش را می برند

فیلم بر اساس یک داستان واقعی است ، مثل تمام فیلم های آمریکائی دیگر قصدش ساختن یک فیلم نیست بلکه بیان یک بیانیه است برای حقانیت آمریکا ( که در بیش از 200 سال از بوجود آمدنش حتی یک کار خوب وبشر دوستانه در پرونده اش ندارد ) و محکوم کردن تمام کشورهای ( جهان سومی ) و بخصوص اسلامی

آنجلینا جولی در این فیلم بازی درخشانی نمی کند بازیش در همان فیلم های بزن بزن کامپیوتری اش بهتر بود

ما که دیدیم اما اگر این فیلم گیرت آمد نبین

از ما گفتن بود

22 september, 2007

ما به هم کمک می کنیم


وبلاگ ما به هم کمک می کنیم به روز شد
به آن نگاهی بیندازید
و اگر دلتان خواست به دیگران هم معرفی اش کنید
به درد همه ما می خورد


یا علی

18 september, 2007

خواب


چندیست که خواب می بینم

از همان روزهای چراغ برات شروع شد

بعضیهایشان خوب هستند و بعضی هایشان اذیت می کنند

هر چند که معلوم نیست خواب باشند

هر چه که آدم دید خواب نیست

به هر حال همه را سعی می کنم که بنویسم

تا بعدا ته و تویش را دربیاورم


یا علی

16 september, 2007

قوچانی ها


بالا بروید، پائین بیاید من می گویم همه قوچانی ها هر کجا، هر زمان و هر کجا که باشند قوچانی بوده اند، قوچانی هستند و قوچانی خواهند بود، خلاص
دلیل هم نمی خواهد برای اینکه از روز روشن تر است
ولی برای تمام آنهائی که خدای ناکرده هنوز گیجند و دارند با این حرف ها تلو تلو می خورند عرض می کنم که
بعد از حدود بیست سال دوباره کتاب سیاحت شرق آقا نجقی قوچانی را خواندم
به نظر این حقیر این تنها زندگینامه است که اگر آن را شروع کنی تا تمام نکنی زمین نمی گذاری
مسلما اگر توجه داشته باشی که مربوط به حدود هفتاد، هشتاد سال قبل است و گاهی مباحث بحثی و استدلالی در آن وجود دارد
این کتاب جالب است که اسمش را اینجا آوردم تا تشویقت کنم که آن را پیدا کنی و بخوانی برایم آرزوی عاقبت به خیری می کنی
ولی از همه اینها گذشته دیدم تقریبا توام ذهنیات و افکار این قوچانی بزرگ به خودم رفته است
و بجز این آقا نجفی قوچانی تقریبا کسی را ندیده ام که با خداوند و ائمه اینطور صحبت کند
بماند که آنها به حرف این یکی می کنند و به حرف من نه
به هر حال بشدت خوشحال شدم و حال کردم اگر عمری و بود و حالی شاید بعدا قطعاتی از کتاب را برایتان همینجا گذاشتم
ولی از من می شنوید منتظر من نشوید و خودتان این کتاب را گیر بیاورید و بخوانید

یا علی

13 september, 2007

ماه مبارک رمضان


شروع ماه مبارک و پر برکت رمضان را به شما تبریک می گویم و امیدوارم که در این ماه عزیز ما را از دعا فراموش نکنید

یا علی

یا علی


تا نگوئی یا علی آسان نگردد هیچ کار


لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار


یا علی

11 september, 2007

حضرت معصومه



مادربزرگ مرحومم می گفت: ما هیچوقت به یاد خدا و پیغمبر و امامان و بزرگان نمی افتیم مگر اینکه کاری داشته باشیم


حضرت عباسی اش راست می گفت: دلیلش هم همین که الآن شرایطم جوری است که باید خانه پیدا کنم


با خودم فکر کردم مثل همه آدم های دیگر من هم می توانم چیزی پیدا کنم


ولی چرا از این بزرگواران کمک نگیرم مگر نه اینکه دوست دارند که از آنها چیزی درخواست بشود


لذا تصمیم خودم را گرفتم و صحبت مبسوطی با حضرت معصومه (س) کردم


به ایشان عرض کردم من یک خانه در آمستردام می خواهم، بزرگی و کوچکیش مطرح نیست


ولی می دانید که هرچه بدهید مال خودتان است و برای شما در آنجا جلسه و مراسم می گیریم، دیگر خود دانید


البته در ادامه هم گفتم که اگر این خانه به نحوی که شما می پسندید و من راضی باشم پیدا شد


قراردادهای بعدی را با هم می بندیم




یا علی

06 september, 2007

آمریکا و اسلام


مدتهاست که می شنویم آمریکا فرار است یا می خواهد به ایران حمله کند و هر کس را هم که می بینی نظری دارد و ایده ای از اینکه اگر آمریکا به ایران حمله کن خوب می شود ایران های داخل کشور هم کمک می کنند و کار را یکسره می کنند تا این که اگر آمریکا چنین خطائی را بکند بزرگترین اشتباه تاریخ آن است و چون دیگر هیچ نقطه ای از دنیا برای آمریکا و آمریکائیها امن نیست و هر لحظه در دنیا علیه آنها حمله ای انجام خواهد شد و دیگر آسایشی نه برای آمریکا می ماند و نه امنیت و آسایشی برای صهیونیست ها هر کدام از این دو تا نظر بالا یا چیزی بین این دو که اتفاق بیفتد همه مربوط می شود به ما ، یعنی ایرانیان چه در داخل و چه در داخل ایران
اگر به اینجا رسیده ایم واگر هر کسی در دنیا می خواهد خودی نشان بدهد می اید و پاچه ما را می گیرد فقط فقط بخاطر این است که اسلام را فراموش کرده ایم، انسانیت را فراموش کرده ایم، دیگر هیچ نشانه انسانیتی را نمانده که آن را از بین نبرده باشیم
اگر ایرانی ها الان همه سعی دارند سعی همدیگر را کلاه بگذارند ، اگردیگر تقزیبا داریم غیرت و شرف و انسانیت و مردمیت مان را از دست می دهیم برای این است که سالها از خودمان دور شده ایم
فقط حرف مفت اگر این اتفاق نیفتاده بود اینجور نمی شد و یا اگر آنطور نمی شد آنجور نمی شد را یاد گرفته ایم برای اینکه بتوانیم شب راحت بخوابیم بدون ناراحتی فکر از این همه پستی و بی شرفی و حیوانیتی که در روز با آن برخورد می کنیم
آدم باشیم و این را از خودمان شروع کنیم
اگر راهی برای آدم شدن پیدا کردی به ما هم اطلاعی بده

یا علی

01 september, 2007

سیزده خط برای زندگی 5


بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد /گابریل گارسیا مارکز

یا علی

28 augustus, 2007

نیمه شعبان 2


امشب شب تولد مولایمان صاحب عصر و زمانمان حضرت مهدی است
چند شب قبل در پیغام شب های چراغ برات برایتان نوشتم که این رسم به چه منظوری است
امشب برایتان می نویسم که بعد از آن شب یکی از خاله های از دنیا رفته ام را خواب دیدم
علی الظاهر خوشحال بود و دعاهای شما موثر افتاده بود
حیف است امشب همدیگر را از دعا فراموش کنیم

یا علی

نیمه شعبان 1


نمی دونم دلم دیوونه کیست
اسیر نرگس مستونه کیست
نمی تونم دل سرگشته مو
کجا می گردد و در خونه کیست
اینجا هم یک ویدئو کلیپ می گذارم که امیدوارم بتوانی بازش کنی، اگر بازش کردی و حالش را بردی التماس دعا
بیا بیا

یا علی

نیمه شعبان


یا علی

26 augustus, 2007

شب های چراغ برات


امشب اولین شب از شب های برات است که در مشهد به آن شب های چراغ برات می گویند این شب ها سه شب هستند که تا شب نیمه شعبان که تولد امام زمان است ادامه می یابند، در این شب ها رسم است که نان روغنی درست می کنند و برای آمرزش اموات بین مردم توزیع می کنند

من هم بر اساس عادت این کار را می کنم هر چند که اینجائی که من هستم کسی را ندارم که دفن شده باشد و مردم اینجا هم اعتقاد به چنین شب هائی ندارند، ولی من این نان را می پزم تا اگر دوستی یا آشنائی را دیدم تقدیمش کنم

اگر هم ندیدم مساله ای نیست بقول قدیمی ها خداوند به نیتت نگاه می کند

من این نان ها را می پزم و به یاد تمام کسانی هستم که دوستشان داشته ام و دارم

به یاد استادم آیت الله حاج سید محمود مجتهد سیستانی

به یاد مادربزرگ های مرحومم

به یاد خاله هایم

به یاد دائی ام

به یاد تمام آن کسانی که حالا دیگر در دنیا نیستند

من این نان ها را می پزم و به خداوند عرض می کنم

خدایا از تمام این افراد و آنهائی که حقی به گردن من دارند در گذر

خدایا اگر به هر دلیلی هر کدام از اینها تا الآن آمرزیده نشده اند به برکت این شبها آنها را بیامرز

خدایا مقام و مرتبه هر کدام از آنها را هم که آمرزیده ای در نزد خودت بالاتر ببر

خدایا ما را هم از قلم نینداز


یا علی

25 augustus, 2007

درس زندگی 24


همه افراد موفق، آگاهانه یا ناآگاهانه از فرومل مشابهی برای رسیدن به هدفهای خود استفاده می کنند. شما هم برای رسیدن به خواسته های خود این چهار دستور ساده را بکار ببندید
فرمول موفقیت نهائی
یک - ابتداء خواسته خود را مشخص کنید / دقیق باشید! روشنی بیان نوعی قدرت است
دو - دست به عمل بزنید / زیرا داشتن آرزو کافی نیست
سه - ببینید نحوه عملکرد شما برای رسیدن به هدف، مفید و موثر است یا نه / برای یک فرضیه بی ارزش، نیروی خود را بیهوده هدر ندهید
چهار - فرضیات و شیوه کار خود را آنقدر عوض کنید تا به هدف برسید / قابلیت انعطاف، باعث می شود که نظرات تازه ای پیدا کنید و به نتایج تازه تری برسید

یا علی

23 augustus, 2007

سیزده خط برای زندگی 4


دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند / گابریل گارسیا مارکز

19 augustus, 2007

18 augustus, 2007

تولد حضرت ابوالفضل


التماس دعا


یا علی

16 augustus, 2007

تولد امام حسین


عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم

با شیر اندرون شد و با جان به در شود

التماس دعا

یا علی

14 augustus, 2007

سیزده خط برای زندگی 3


اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد / گابریل گارسیا مارکز


یا علی

11 augustus, 2007

مبعث حضرت رسول


مبعث حضرت رسول مبارک باد

یا علی

10 augustus, 2007

درس زندگی 23


اگر اولین تلاشتان برای رسیدن به هدف، عبث به نظر رسید، آیا باید هدف را تغییر دهید؟ پاسخ مطلقا منفی است

پشتکار، ارزشمندترین عامل شکل دهنده کیفیت زندگی است و حتی از استعداد نیز مهمتر است. به هر حال هیچکس تاکنون صرفا به علت داشتن علاقه به هدفی نرسیده است. انسان باید خود را متعهد و پابند کند

آیا ممکن است که در اثر یک شکست موقتی، بینش و توانائیهایی پیدا کنیم که در آینده حتی به موفقسه های بزرگتری دست یابیم؟ مسلم است

اکنون به تلاشهای ظاهرا بی ثمر گذشته خود بنگرید و ببینید از آنها چه آموخته اید؟ چگونه می توانید با استفاده از این بینشها، چه در زمان حال و چه در آینده موفقیتهای بزرگی کسب کنید؟


یا علی

06 augustus, 2007

شباهت خانم ها با کامپیوتر


به غیر از خالق آنها کسی ار منطق شان سر در نمی آورد

کوچکترین اشتباهی را در حافظه دراز مدت خود حفظ می کنند تا بعدا تلافی کنند

همین که پایبند یکی از آنها شدید باید تمام پول هایتان را صرف خرید وسایل جانبی آنها کنید

مرتب به دنبال بروز رسانی خود هستند در غیر این صورت درست عمل نمی کنند

نداشتن آنها یک دردسر و داشتن آنها هزار دردسر دارد

بعد از آن که یکی از آنها را بدست آوردید به این فکر می افتید که شاید مدل بهتری بدست می آوردید


یا علی

04 augustus, 2007

هش ال هف


با یکی از دوستان صحبت می کردیم، بعد از کلی چرت و پرت گوئی تصمیم گرفته شد که یک وبلاگ گروهی باز شود که از هر کشور یک نفر ایرانی در آن بتواند بنویسد، بدون نام و آدرس و هر علامت مشخصه دیگری و هر چه دلش خواست هم بنویسد بدون ترس از سانسور و فیلترینگ، بنابر این اگر دوست داری که در این وبلاگ بنویسی دوتا شرط وجود دارد

اول: در ایران و هلند ساکن نباشی ( و بتوانی این را ثابت کنی) و دوم: کارهایت را وبلاگت یا سایتت را بفرستی تا در مورد عضویتت تصمیم گیری شود

این کارها را الآن لازم نیست انجام دهی

تا چند وقت دیگر راه اندازی آن که اعلام شد در همان وبلاگ می توانی این کار را بکنی

اسم وبلاگ مورد نظر ( هش ال هف ) است

خودت بقیه اش را بخوان


یا علی

31 juli, 2007

سیزده خط برای زندگی 2


هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود / گابریل گارسیا ماکز

یا علی

27 juli, 2007

تولد مولاامیرالمومنین علی


یا علی

سیزده خط برای زندگی 1


دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم /گابریل گارسیا مارکز

یا علی

24 juli, 2007

جواب اقامت


بالاخره امروز بعد از 12 سال و 3 ماه جواب اقامت را گرفتم

یا علی

20 juli, 2007

فیلم سپیده دم


از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان که دیشب رفته بودیم رتردام برای شرکت در جشنواره برگزیده فیلم های دانشجوئی امسال هلند


قرار اینجا بر این است که هر سال از تمام فیلم های ساخته شده توسط دانشجویان تعدادی را انتخاب می کنند که امسال این تعداد 15 فیلم بود و به این فیلم ها درو تا جایزه می دهند یکی از طرف ژوری و یکی از طرف مردم


به هر حال از آنجا که ما اتفاقا در یک فیلمی بازی کرده بودیم که اتفاقا به این جشنواره هم راه پیدا کرده بود، ما هم رفتیم و اتفاقا همین فیلمی که ما اتفاقی در آن بازی کرده بودیم برگزیده تماشاگران شد و جایزه منتخب مردم را هم گرفت


این باشد تا اتفاق بعدی


یا علی

17 juli, 2007

درس زندگی 22


رمز رسیدن به هدفها، شرطی کردن ذهن است. دست کم روزی دوبار، هرفهائی را که نوشته اید بررسی کنید. آنها را در جائی قرار دهید که هر روز چشمتان به آنها بیفتد، مثلا: در دفتر یادداشتهای روزانه، روی میز کار، در کیف پول یا روی آینه دستشوئی که در هنگام اصلاح صورت آنها را ببینید. به خاطر داشته باشید که اگر دائما راجع به چیزی فکر کنید و افکار خود را روی آن متمرکز سازید، به سوی آن حرکت می کنید. این، راهی ساده و پراهمیت برای برنامه ریزی نظام فعال کننده شبکه ذهنی است

یا علی

13 juli, 2007

انجمن خورشید


آنقدر باهوش هستید که تا الآن دوزاریتان ( منظور همان دو قرآنی است و برای آنهائی که به شدت ادبیاتی هستند همان دو ریالیتان ) افتاده که این حقیر در هلند زندگی می کنم ، البته اگر هم نیفتاده دیگر این نه تقصیر من است و نه هیچ شیر پاک خورده دیگری خودتان باید بگردید و مشکلتان را پیدا کنید

به هر حال چندیست که اینجا یک انجمن ادبی، هنری برای ایرانیان باز کرده ایم به نام خورشید که امیدواریم با کمک شما در هر کجای عالم که هستید بتوانیم کاری انجام بدهیم لینکش را هم اینجا و هم توی ستون لینک های سمت راست می گذارم، همه نظرات و پیشنهاداتتان را برایم بفرستید در هر موردی، ممنون می شوم


یا علی

06 juli, 2007

درس زندگی 21


اگر یک سال دیگر، به همه هدفهای خود برسید چه احساسی خواهید داشت؟ چه نظری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد؟ زندگی را چگونه خواهید دید؟ پاسخ به این سوالات باعث می شود تا دلایل قاطعی برای رسیدن به هدف پیدا کنید. اگر بدانید که چرا باید کاری را انجام دهید، چگونگی انجام آن به آسانی معلوم خواهد شد

از فرصت استفاده کنید و چهار هدف یک ساله خود را مشخص سازید. زیر هر یک از هدفها، در یک پاراگراف شرح دهید که چرا مطلقا خود را مقید می دانید که ظرف یک سال به آن هدف نایل شوید


یا علی

05 juli, 2007

ولادت حضرت فاطمه و روز زن

ولادت حضرت فاطمه و روز زن بر همه شیعیان مبارک باد
یا علی


26 juni, 2007

اسلام آسان


از امروز سایت اسلام آسان هم راه اندازی شد
www.easyislam.org
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید


یا علی

فیلم نقاب


فیلم نقاب را دیدم و همین برایم دلیلی شد که آنچه را مه سالهاست به آن فکر می کنم را اینجا بیاورم
اما قبل از آن پیغامی داشتم از محسن عزیز که فیلم آپوکالیتوی مل گیبسن را دیده بود و از من خواسته بود که آن نکات را که من در فیلم اشتباه دیده بودم را در اینجا بیاورم
هم برای محسن عزیز و همه دوستان دیگر نکته ای را متذکر می شوم و آن اینست که اگر دوست داشتید ازنظرتان، اشکالتان و یا هر چیز دیگری در مورد یکی از یادداشتهای این وبلاگ را بتوانم به بهترین وجه ممکن استفاده کنم لطف کنید و سریع یادداشت خودتان را بنویسید تا هنوز من در همان حال و هوا و زمینه هستم بتوانیم حال و هولی با هم بکنیم.
در مورد فیلم آپوکالیتوی مل گیبسن هم الآن تقریبا 2 ماه از دیدن آن می گذارد و من این جواب را انشاء الله وقتی که آن را دوباره دیدم جواب خواهم داد، چون الآن هر چه بنویسم بعلت فاطله ای که این بین هست چیز دقیقی و درستی از کار در نمی آید.

اما فیلم نقاب
قبل از دیدن این فیلم فقط درباره آن خوانده بودم که مروج فساد و فحشاء است و و و
فیلم را که دیدم و با دوستان که صحبت کردم به این نتیجه رسیدم که آن چیزی که سالها فکر می کردم دارد اتفاق می افتد حالا دیگر تقریبا تکمیل شده است و آن نگاه بشدت یکسو و بدون دلیل و ابلهانه به مساله زن و مرد است که همان مثال قدیمی را که می گوید: طرف داشت از لب پشت بام می افتاد، به او گفتند برو عقب، آنقدر رفت عقب که از آنطرف پشت بام افتاد را به یاد می آورد
مساله زن هم در فرهنگ ایرانی به یکچنین چاله ای افتاده است
از اینکه زنان باید بتوانند حق قانونی خود را بگیرند هیچ حرفی نیست، این را برای آنانی می نویسم که بلافاصله به شکل احمقانه ای می خواهند افکار مزخرفشان را به گنده گوئی هائی از قبل ضد زن بودن و حقوق زن را نادیده گرفتن به دیگران تحمیل کنند.
اما یک نگاه لااقل در سینمای چند ساله قبل ایران و نقد ها و صحبت های پیرامونی آن براحتی برای کسی که غرض و مرضی ندارد روشن می کند که نگاه هاذ بشکل احمقانه ای یکسویه شده است.
درباره همین فیلم نقاب گفته می شود ببین چطور با زنان بازی می شود، با احساسشان، با جسمشان و ... باز همه تقصیر ها می رود طرف جنس مقابل.
در این که در همه جای دنیا مردهای بد و ناجور و بی شرف وجود دارند شکی برای هیچ کس نیست، اما به همان شدت و حدت و میزان هم زن بد و ناجور و بی شرف وجود دارد و اگر ما چشممان را به این حقیقت ببندیم نه چیزی درست می شود و نه مساله ای حل می شود فقط حماقت و خریتمان را نشان داده ایم.
این که این فیلم می تواند مروج فساد در جامعه باشد من در آن شک دارم
چون جامعه ما الآن آنقدر فاسد هست که کسی نتواند چیزی به آن اضافه کند
چیزی که من درباره این فیلم می بینم اینست: مردانی که برای پول دست به هر کاری می زنند، با بقیه در همه زمینه های ممکن بازی می کنند، زنانی که دلشان می خواهد گول بخورند ، زنانی که بی شرفند و همان موقع که هنوز شوهر دارند با بقیه می خوابند و اصلا دلیل اینکه می توان از آنها اخاذی کرد همین است. همین و دیگر هیچ.
این فیلم بد ساخت و کشدار است و آخر آن برای همه آنهائی که قبلا هم سینما می رفته اند یک کپی بد از فیلم متخصص با بازی چارلز برونسون است.
اگر بعدا هم چیزی در همین رابطه زن و مردی دیدم با هم در مورد آن حرف می زنیم

یا علی

17 juni, 2007

شهادت حضرت فاطمه


شهادت حضرت فاطمه را به همه فاطمی ها تسلیت می گویم

یا علی

15 juni, 2007

برزیل


سلام نمی دانم بعد از این همه مدت مرا به یاد می آورید یا نه؟

دلیل کمبودم در اینجا هم اثبات حرف مادربزرگ مرحومم بود که می گفت: هادی جان تو همیشه لااقل صد تا هندوانه را باه برمی داری

به هر حال این صد تا هندوانه علی الحساب یکجوری دارد به مقصد می رسد

برای شروع دیدار مجدد عکسی را می گذارم که با دوستم که حالا در برزیل زندگی می کند و برای انجام چند تا کار کوچک آمده بود در فرودگاه گرفته ایم



یا علی

25 mei, 2007

الکی، آدم شدیم رفت




امروز فقط می نویسم برای آنهائی که فکر می کردند و می کنند که از دست من هیچ کاری بر نمی آید
امروز آبگوشت قرمه سبزی درست کردم، آش رشته را هم گذاشتم، انشاء الله فردا هم کتلت درست می کنم
بقول مادربزرگ مرحومم: الکی، الکی آدم شدیم رفت


یا علی

21 mei, 2007

ولادت حضرت زینب


ولادت حضرت زینب بر همه زینبی ها مبارک باد

یا علی

20 mei, 2007

کنسرت آقای شجریان


عکس مربوط به کنسرت دیگری است
..............................

امشب کنسرت آقای شجریان را همراه با همایون شجریان دیدم

البته واضح و مبرهن است که دیدن خود آقای شجریان که نمونه بی بدیلی در آواز در زمانه ماست خود موهبتی است که نصیب هر کسی نمی شود آن هم وقتی آن شخص بلیط چنین کنسرتی را هم نداشته باشد و دقایق آخر با ثبت نام در لیست انتظار دریافت کند، اما مادربزرگ مرحومم می گفت: هر چیزی تا یک اندازه اش خوب است و برای بزرگان هنر و ورزش و ... چنین پسندیده است که در اوج کار توفق کنند و هم و غمشان را بگذارند برای آموزش جوانان، از آنجا که این ماردربزرگ من تا الآن حرف بی حساب و کتاب نزده است، امشب سعی کردم دقت بیشتری بکنم و صحت و سقمش را یکبار دیگر بسنجم که بعد از کنسرت به خودم به خاطر شک به حرف های مادربزرگ مرحومم بشدت دشنام دادم.

آقای شجریان البته حرف های مادربزرگ مرحومم مرا شنیده است و چون آدم عاقلی است سعی کرده بود که در این کنسرت از همایون برای همآوائی و خواندن قطعاتی از کار استفاده کرده بود، خود این کار چند تا منفعت دارد:

یک: برای آن از همه هنرها، بی خبر هائی مثل من معلوم می شود که همایون هم صدای بسیار خوبی دارد و می شود سی دی هایش را گوش داد

دو: در هنگام خواند همایون می شود به حنجره استراحت داد

سه: همه را چه آنهائی را که برای شنیدن آمدن بودن و چه آنهائی را که برای دیدن آمدن بودن و چه آنهائی را که برای دیدن شدن آمده بودند راضی روانه خانه کرد

خدا پدر و مادر آدم چیز فهم را بیامرزد


یا علی

14 mei, 2007

فیلم یادداشت یک واقعه شرم آور


امروز فیلم یادداشت یک واقعه شرم آور را دیدم

کاری است از: ریچارد آیره

با بازی خوب: کیت بلانچت و بازی بی نظیر جودی دنچ

بسیار فیلم زیبائی بود


یا علی

11 mei, 2007

فیلم عطر و مرد عنکبوت 3


فیلم عطر را دیدم بسیار زیبا بود ، باید از اول دل به فیلم بدهی تا آن را بفهمی و از آن لذت ببری، فیلم پر کشش خوبی است ولی به نظر این حقیر کوتاه تر از این هم می شد ساختش


مرد عنکبوت 3 را هم با دوستان در سینمای ایمکس دیدیم مثل همه فیلم های فانتزی کار کامپیوتر زیاد داشت، یا بهتر است بگویم بسیار زیاد داشت. وقتی بیرون می آئی راضی نیستی


یا علی

04 mei, 2007

اخراجی ها


قبلا قطعاتی از فیلم اخراجی ها را در اینترنت دیده بودم ولی متاسفانه اکروز تمام این فیلم را دیدم و آنقدر از خجالت عصبانی بودم که نمی دانستم چکار بکنم

من به سابقه اقای مسعود ده نمکی کاری ندارم

چون به نظر من هر چقدر هم که آدم بد و ناجور و بی وجدان و بی همه چیزی هم که باشد از محسن مخملباف بدتر نیست و نمی شود

ولی چرا با دیدن این فیلم عصبی شدم

این فیلم یکی از معدود فیلم هائی است که دیده ام و در آن هیچ چیز وجود ندارد

نه متن ، نه کارگردانی، نه بازیگری،و ... ونداشتن هر کدام از اینها آدم را بیشتر ناراحا می کند و می بیند وضعیت فکری و شعوری مردم ایران چقدر عقب رفته که این فیلم رکورد فروش را می شکند و حدس می زنند که تا 3 میلیارد هم فروش کند

همه ما از قبل می دانیم که الآن چون به شعور ایرانی توهین شد بلافاصله کفته می شود اینقدر مردم زیر فشارند که دنبال چیزی می گردند تا کمی شاد باشند و یا مردم که دلخوشکنک دیگری ندارند و یا حرف دل مردم را می زند و ... هر کدام از این دلائی احمقانه بالا هم که باشد شما را رجوع می دهم به 4 مطلبی که در مورد نژاد مهمل و مضمحل ایرانی در همین وبلاگ آمده است

من نمی توانم بفهمم چه کسی می تواند فیلمی را با این کاراکترهای کلیشه و قلابی قبول کند

من نمی توانم بفهمم چه کسی می تواند تیپ های تکراری و احمقانه ای بازی امین حیایی را تحمل کند

من نمی توانم بفهمم چه کسی که حتی یک دقیقه در جنگ ایران و عراق داشته می تواند این دروغ های محض و توهین به شعور مردم / با فرهنگ و همه چیز فهم / ایران را تحمل کند

من نمی توانم بفهمم مردم یک مملکت چقدر می توانند در همه ارزش هایشان پس روی کنند

برای همه ایرانیان عزیز و فهمیده با هزاران سال فرهنگ و بقیه مزخرفات متاسفم

با چنین عکس العملی در مورد این فیلم از ایرانی ها دیگر کم کم امید بهتر شدن در آینده هم از بین می رود


یا علی

03 mei, 2007

Apocalypto غیر مستقیم و

امروز فیلم غیر مستقیم مایکل مان را دیدم مثل تمام فیلم های اگشن آمریکائی دیگر بود


امروز فیلم آپوکالیتوی مل گیبسن را هم دیدم بسیار مزخرف بود و هیچ چیز نداشت یک داستان آبکی که هیچ ربطی به آن منطقه ای که فیلمبرداری کرده ندارد با صدها نتاقض و وقت کشی، اگر فیلم را ندیده ای، نبین
ما گفتیم


یا علی

01 mei, 2007

نسل مهمل و مضمحل ایرانی 4


این نوشته دیگری که می تواند در ادامه سه نوشته دیگر زیر همین عنوان بیاید
این نوشته از سخنرانی آقای مصطفی ملکیان گزیده شده است

.........................

در صد سال‌ اخير كساني‌ كه‌ درباره‌ مشكلات‌ جامعه‌ سخن‌ گفته‌اند و مطالعه‌ كرده‌اند معمولا مجموعه‌ علل‌ و عواملي‌ كه‌ باعث‌ اين‌ همه‌ مشكلات‌ علمي‌ و مسائل‌ نظري‌ براي‌ جامعه‌ شده‌ است‌ و بيچارگي‌ و بدبختي‌ جامعه‌ ما را بيشتر در سه‌ محور كندوكاو كرده‌اند.

اولين‌ محور مداخله‌ كشورهاي‌ خارجي‌، استعمار و انواع‌ و اقسام‌ سلطه‌طلبي‌ها بوده‌ است‌. دومين‌ نكته‌ رژيم‌هاي‌ سياسي‌ حاكم‌ و مساله‌ سوم‌ تلقي‌ مردم‌ از دين‌ بوده‌ است‌.
اين‌ سه‌ عامل‌ تاكنون‌ بيشتر مورد تاكيد بوده‌ است‌ و بسته‌ به‌ ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ بر يكي‌ از اين‌ عوامل‌ بيشتر تاكيد شده‌ است‌. اگرچه‌ معمولا كسي‌ هم‌ نيست‌ كه‌ دو عامل‌ را انكار كرده‌ باشد. اما مساله‌اي‌ كه‌ مهمتر از اين‌ سه‌ عامل‌ است‌ وضع‌ فرهنگي‌ مردم‌ است‌. به‌ تعبير ديگر آسيب‌شناسي‌ فرهنگي‌ مردم‌ ايران‌ و اينكه‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگي‌ چه‌ امور نامطلوبي‌ در ذهن‌ و ضميرشان‌ راسخ‌ شده‌ است‌. بنابراين‌ سخنان‌ من‌ به‌ معناي‌ انكار سه‌ عامل‌ ديگر نيست‌. ولي‌ تاكيد بر اين‌ است‌ كه‌ مهم‌تر ازآن‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ ماست‌.
در باب‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ هم‌ من‌ يك‌ تفسير دوگانه‌ دارم‌. من‌ معتقدم‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ از ماست‌ كه‌ بر ماست‌ و اينكه‌ گفته‌ مي‌شود ما بايد از درون‌ تغيير كنيم‌ دو نوع‌ تغييركردن‌ مراد است‌ كه‌ من‌ به‌ يك‌ نوع‌ آن‌ مي‌پردازم‌.
گاه‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ ما بايد عوض‌ شويم‌ يعني‌ تا ما رفتار اخلاقي‌ سالمي‌ نداشته‌ باشيم‌ وضعمان‌ بهبود پيدا نمي‌كند و اين‌ نكته‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ سود سرانجام‌ و بالمعاد همه‌ در اخلاقي‌ زيستن‌ است‌. اين‌ اخلاقي‌ زيستن‌ يكي‌ از دو بخش‌ مطلب‌ محل‌ اشاره‌ من‌ است‌. اما وضع‌ فرهنگي‌ به‌ بحث‌ اخلاقي‌ ما بستگي‌ ندارد و به‌ يك‌ سري‌ نگرش‌هاي‌ ذهني‌ هم‌ بستگي‌ دارد و من‌ مي‌خواهم‌ به‌ اين‌ نگرش‌هاي‌ ذهني‌ بپردازم‌.
نگرش‌هاي‌ ذهني‌ اموري‌ هستند كه‌ آگاهانه‌ يا ناآگاهانه‌ در ما راسخ‌ شده‌اند و ما در همه‌ كنش‌ها و واكنش‌ها تحت‌تاؤير اين‌ نگرش‌ها هستيم‌ كه‌ لزوما جنبه‌ اخلاقي‌ هم‌ ندارد و براي‌ تغيير آنها نبايد رفتار اخلاقي‌ ما تغيير كند. برعكس‌ اين‌ نگرش‌ها هستند كه‌ اخلاق‌ ما را به‌ سمت‌ ناسالمي‌ مي‌كشند. مي‌شد اين‌ نگرش‌ها را تحت‌ عنوان‌ جامعه‌شناسي‌ قوم‌ ايراني‌ بحث‌ كرد. اما موضوع‌ بحث‌ من‌ درباره‌ جامعه‌شناسي‌ ايران‌ معاصر نيست‌. به‌ تعبير ديگر من‌ به‌ اين‌ بحث‌ نمي‌پردازم‌ كه‌ شاخه‌اي‌ از روان‌شناسي‌، روان‌شناسي‌ اقوام‌ است‌ و شاخه‌اي‌ از جامعه‌شناسي‌ و روان‌شناسي‌ مربوط‌ به‌ اقوام‌ است‌. بنابراين‌ سخنان‌ را نبايد در عداد كتاب‌ روح‌ ملت‌هاي‌ زيگفريد يا نوشته‌ مرحوم‌ بازرگان‌ كه‌ گفتند زيگفريد به‌ روح‌ ملت‌ ايران‌ نپرداخته‌ و من‌ به‌ روح‌ ملت‌ ايراني‌ مي‌پردازم‌ تا نوشته‌ كامل‌تري‌ مي‌شود قرار داد. آن‌ بخش‌ از مسائل‌ فرهنگي‌ كه‌ به‌ نگرش‌هاي‌ ايرانيان‌ مربوط‌ مي‌شود من‌ بيست‌ عامل‌ را احصا كرده‌ام‌. استدلال‌هاي‌ من‌ هم‌ بر اين‌ مطالب‌ بيشتر درون‌نگرانه‌ است‌. يعني‌ مخاطب‌ بايد به‌ درون‌ خودش‌ مراجعه‌ كند و ببيند كه‌ در خودش‌ چنين‌ حالتي‌ وجود دارد يا اگر وجود دارد مي‌توان‌ گفت‌ سخن‌ روي‌ صواب‌ دارد.

1-پيشداوري‌
اولين‌ خصوصيتي‌ كه‌ در ما وجود دارد، پيشداوري‌هاي‌ فراوان‌ نسبت‌ به‌ بسياري‌ از امور است‌. اگر هر كدام‌ از ما به‌ درون‌ خودمان‌ رجوع‌ كنيم‌ پيشداوريهاي‌ فراوان‌ مي‌بينيم‌. اين‌ پيش‌داوري‌ها در كنش‌ و واكنش‌هاي‌ اجتماعي‌ ما تاؤيرات‌ منفي‌ زيادي‌ دارد. معمولا وقتي‌ گفته‌ مي‌شود پيشداوري‌، بيشتر پيشداوري‌ منفي‌ محل‌ نظر است‌ ولي‌آؤار مخرب‌ پيشداوري‌ منحصر به‌ پيشداوري‌ منفي‌ نيست‌. پيشداوري‌هاي‌ مثبت‌ هم‌ آؤار مخرب‌ خود را دارد. از جمله‌ خوشبيني‌هاي‌ نابه‌جا كه‌ نسبت‌ به‌ برخي‌ افراد و قشرها و لايه‌هاي‌ اجتماعي‌ داريم‌.

2-جزميت و جمود
نوعي‌ جزميت (دگماتيسم)‌ و جمود در ما ريشه‌ كرده‌ است‌. من‌ اصلا تحقيقات‌ روانشناختي‌ و تحقيقات‌ تاريخي‌ در اين‌باره‌ ندارم‌ كه‌ چرا ملت‌ ايران‌ تا اين‌ حد اهل‌ جزم‌ و جمود است‌.
يعني‌ واقعيت‌ آن‌ براي‌ من‌ محل‌ انكار نيست‌ اگرچه‌ تبيينش‌ براي‌ من‌ امكان‌پذير نيست‌. آنچه‌ كه‌ در ما وجود دارد كه‌ از آن‌ به‌ جزم‌ و جمود تعبير مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ باور ما يك‌ ضميمه‌اي‌ دارد. يعني‌ ممكن‌ است‌ كه‌ ما معتقد باشيم‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ درست‌ است‌ اين‌ سالم‌ است‌ اما اگر معتقد باشيم‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ محال‌ است‌ كه‌ درست‌ نباشد. اين‌ محال‌ است‌ انسان‌ را تبديل‌ به‌ انسان‌ دگمي‌ مي‌كند. و ما كمتر مي‌شود كه‌ به‌ چيزي‌ معتقد باشيم‌ و يك‌ محال‌ است‌ منضم‌ به‌ اين‌ اعتقادمان‌ نباشد. به‌ تعبير ديگر وقتي‌ ما يك‌ عقيده‌ داريم‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ يك‌ عقيده‌ دوم‌ داريم‌ كه‌ گريزناپذير است‌ كه‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ نباشد.

3-خرافه‌پرستي‌
ويژگي‌ ديگر ما خرافه‌پرستي‌ است‌ هم‌ خرافه‌ در بافت‌ ديني‌ و مذهبي‌ و هم‌ در بافت‌هاي‌ غير ديني‌ و مذهبي‌، خرافه‌ در بافت‌ مذهبي‌ يعني‌ چيزي‌ كه‌ در دين‌ نبوده‌ و در آن‌ وارد شده‌ است‌.
اما مهم‌تر اين‌ است‌ كه‌ به‌ معناي‌ سكولار آن‌ هم‌ خرافه‌پرست‌ هستيم‌. خرافي‌ به‌ معناي‌ باور آوردن‌ به‌ عقايدي‌ كه‌ هيچ‌ شاهدي‌ به‌ سود آن‌ وجود ندارد ولي‌ ما همچنان‌ آن‌ عقايد را در كف‌ داريم‌.
اين‌ سه‌ مساله‌ را مي‌توان‌ سه‌ فرزند استدلال‌ ناگرايي‌ ما دانست‌. هر كه‌ اهل‌ استدلال‌ نباشد اهل‌ اين‌ سه‌ است‌ بنابراين‌ راه‌حل‌ درمان‌ اين‌ سه‌ تقويت‌ روحيه‌ استدلال‌گرايي‌ است‌.
4-بهادادن‌ به‌ داوري‌هاي‌ ديگران‌ نسبت‌ به‌ خود
ما به‌ ندرت‌ در مني‌ كه‌ از خودمان‌ تصور داريم‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌ و هميشه‌ توجه‌مان‌ به‌ مني‌ است‌ كه‌ ديگران‌ از ما تصور دارند و هميشه‌ ترازوي‌ ما در بيرون‌ ماست‌. اين‌ بهادادن‌ به‌ داوري‌هاي‌ ديگران‌ علت‌العلل‌ يك‌سري‌ مشكلات‌ فرهنگي‌ جامعه‌ ماست‌.

5-همرنگي‌ با جماعت‌
نكته‌ پنجم‌ ناشي‌ از نكته‌ چهارم‌ است‌ به‌ اين‌ معنا كه‌ ما هيچ‌وقت‌ در برابر جمهوري‌ كه‌ با آن‌ سروكار داريم‌ نتوانسته‌ايم‌ سخن‌ بگوييم‌ كه‌ در مقابله‌ با آن‌ است‌ و هميشه‌ همرنگ‌ شدن‌ با جماعت‌ براي‌ ما مهم‌ است‌.

6-تلقين‌پذيري‌
تلقين‌ يعني‌ رايي‌ را بيان‌ كردن‌ و آراي‌ مخالف‌ را بيان‌ نكردن‌ و مخاطب‌ را در معرض‌ همين‌ راي‌ قرار دادن‌. هر وقت‌ شما در برابر هر عقيده‌اي‌ نظر مخالفان‌ آن‌ را هم‌ خواستيد نشان‌ مي‌دهد كه‌ تلقين‌پذير نيستيد. تلقين‌پذيري‌ يعني‌ قبول‌ تك‌آوايي‌.

7-القاپذيري‌
القاپذيري‌ به‌ لحاظ‌ روان‌شناختي‌ با تلقين‌پذيري‌ متفاوت‌ است‌. در القا يك‌ راي‌ آنقدر تكرار مي‌شود تا تكرار جاي‌ دليل‌ را بگيرد. اگر من‌ گفتم‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ شما از من‌ انتظار دليل‌ داريد اما من‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ دليل‌ بياورم‌ 200 بار فلان‌ گزاره‌ را تكرار مي‌كنم‌ و كم‌كم‌ ما فكر مي‌كنيم‌ كه‌ تكرار مدعا جاي‌ دليل‌ را مي‌گيرد. يعني‌ به‌ جاي‌ اقامه‌ دليل‌ خود مدعا تكرار مي‌شود و اين‌ هنري‌ است‌ كه‌ در پرودياگاندا يا آوازه‌گري‌ وجود دارد.
اينكه‌ رسانه‌ها وقتي‌ در دست‌ قدرت‌ها قرار مي‌گيرند آنها خوشحال‌ مي‌شوند به‌ دليل‌ وجود همين‌ روحيه‌ القاپذيري‌ در مردم‌ است‌. والا اگر ملتي‌ القاپذير نباشد هرچه‌ كه‌ رسانه‌ها بگويند چون‌ دائما دليل‌ مي‌خواهند كسي‌ از به‌ دست‌ گرفتن‌ راديو و تلويزيون‌ اظهار خوشحالي‌ نمي‌كند.

8-تقليد
منظور من‌ از تقليد نه‌ آنست‌ كه‌ در فقه‌ گفته‌ مي‌شود. مراد تقليد به‌ معناي‌ روانشناختي‌ آن‌ است‌. يعني‌ اينكه‌ من‌ آگاهانه‌ يا ناآگاهانه‌ تحت‌ الگوي‌ شخصي‌ باشم‌.
يعني‌ من‌ خودم‌ را مانند تو مي‌كنم‌ و به‌ تو تشبه‌ مي‌جويم‌ و تقليد، يعني‌ من‌ تو را الگو گرفته‌ام‌. آن‌چه‌ كه‌ در عرفان‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ تشبه‌ به‌ خدا بجوييد اگر اين‌ كار را با انسان‌ها انجام‌ داديم‌ تعبير به‌ تقليد مي‌شود و اين‌ تقليد هم‌ در اديان‌ و مذاهب‌ و عرفان‌ مورد توبيخ‌ است‌.

9-تعبد
تعبد يعني‌ سخني‌ را پذيرفتن‌ صرفا به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ فلان‌ شخا آن‌ را گفته‌ است‌. يعني‌ اينكه‌ اگر صورت‌ استدلالي‌ من‌ ذهن‌ من‌ را آزار ندهد كه‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ چون‌ فلان‌ شخا گفته‌ است‌ فلان‌ گزاره‌ صحيح‌ است‌ من‌ اهل‌ تعبدم‌. آيه‌اي‌ در قرآن‌ است‌ كه‌ معمولا كمتر نقل‌ مي‌شود اتخذو احبارهم‌ و رهبانهم‌ من‌ دون‌ا... كه‌ در باب‌ روحانيت‌ نصاري‌ و يهود است‌ كه‌ فراوان‌ مي‌گويد كه‌ يهوديان‌ و نصاري‌ روحانيون‌ خود را مي‌پرستيدند چه‌ من‌ دون‌ا... را به‌ جاي‌ خدا بگيرم‌ يا علاوه‌ بر خدا. صحابي‌ از امام‌ باقر مي‌پرسد كه‌ آيا واقعا مي‌پرستيدند حضرت‌ در جواب‌ مي‌گويد هرگز اين‌گونه‌ نيست‌ روحانيون‌ مسيحي‌ به‌ مردم‌ نمي‌گفتند كه‌ ما را بپرستيد و اگر هم‌ مي‌گفتند كسي‌ نمي‌پرستيد. اما اينكه‌ قرآن‌ به‌ آنها اين‌ نسبت‌ را مي‌دهد به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ رفتاري‌ كه‌ با خدا بايد مي‌داشتند با روحانيون‌ خود داشتند. مجموعه‌ عوامل‌ دسته‌ دوم‌ ناشي‌ از يك‌ عمل‌ واحد است‌ و آن‌ اينكه‌ ما زندگي‌ اصيل‌ نداريم‌. زندگي‌ اصيل‌ به‌ تعبير روانشناسان‌ انسان‌گرا و به‌ تعبير عرفا يعني‌ زندگي‌ براساس‌ فهم‌ و تشخيا خود. زندگي‌ اصيل‌ را فقط‌ كساني‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ دو سرمايه‌ دارندأ عقل‌ در مسائل‌ نظري‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملي‌.

10-شخصيت‌پرستي‌
كمتر مردمي‌ به‌ اندازه‌ ما شخصيت‌پرستند و شخصيت‌پرستي‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ شخصيتي‌ خود را بر خود عرضه‌ مي‌ كند و خوبي‌هايي‌ كه‌ در زندگي‌ اطراف‌ خودمان‌ نمي‌بينيم‌ از سر توهم‌ به‌ او نسبت‌ مي‌دهيم‌ و او را به‌ دست‌ خودمان‌ بزرگ‌ مي‌كنيم‌.

11-تعصب‌
تعصب‌ هم‌ افق‌ با شخصيت‌پرستي‌ است‌. تعصب‌ به‌ معناي‌ چسبيدن‌ به‌ آنچه‌ كه‌ داريم‌ و نگاه‌ نكردن‌ به‌ چيزهاي‌ فراواني‌ كه‌ نداريم‌. اگر من‌ شيفته‌ آن‌چه‌ كه‌ دارم‌ شدم‌ و فكر كردم‌ و جاي‌ نداشته‌ها را هم‌ برايم‌ مي‌گيرد من‌ نسبت‌ به‌ آن‌ تعصب‌ پيدا كرده‌ام‌ و اينجاست‌ كه‌ من‌ نسبت‌ به‌ كساني‌ كه‌ به‌ آن‌ وفاداري‌ ندارند دو ديدگاه‌ پيدا مي‌كنم‌. گروهي‌ خودي‌ مي‌شوند و گروهي‌ غيرخودي‌. قرآن‌ خودي‌ و غيرخودي‌ را رد كرده‌ است‌ چرا كه‌ درباره‌ حب‌ و بغض‌ مي‌گويد وقتي‌ با گروهي‌ دشمنيد دشمني‌ باعث‌ نشود درباره‌ آنها عدالت‌ و انصاف‌ را فراموش‌ كنيد. درباره‌ دوستي‌ هم‌ مي‌گويد هميت‌ جاهليت‌ شما را نگيرد. هميت‌ جاهليت‌ يعني‌ اينكه‌ چون‌ فلاني‌ از قبيله‌ من‌ است‌. طرف‌ او را چه‌ ظالم‌ باشد يا عادل‌ مي‌گيرم‌. به‌ عبارت‌ ديگر ويژگي‌هاي‌ خود او مهم‌ نيست‌ بلكه‌ ويژگي‌هاي‌ تعلقي‌ او مهم‌ است‌.

12-اعتقاد به‌ برگزيدگي‌
هر كدام‌ از ما اگر به‌ خودمان‌ رجوع‌ كنيم‌ مي‌بينيم‌ به‌ نوعي‌ فكر مي‌كنيم‌ و به‌ نوعي‌ مورد لطف‌ خدا هستيم‌. يعني‌ درست‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ وضع‌ ما به‌ مو بند باشد اما پاره‌ نمي‌شود و اكثر اهمالها و بي‌توجي‌ها ناشي‌ از همين‌ نكته‌ است‌. لاپينيس‌ اصطلاحي‌ داشت‌ كه‌ براي‌ موارد ديگري‌ به‌ كار مي‌برد. اين‌ اصطلاح‌ هماهنگي‌ پيش‌ بنياد بود به‌ معني‌ اينكه‌ گويا همه‌ امور از پيش‌ حاصل‌ آمده‌ است‌ اما گويا ما اين‌ هماهنگي‌ پيش‌بنياد را راجع‌ به‌ خودمان‌ قائليم‌.

13-تجربه‌ نيندوختن‌ از گذشته‌
پس‌ از اقدامات‌ انسان‌دوستانه‌ افرادي‌ چون‌ ماندلا واسلاوهاول‌ و اقدامات‌ انسان‌دوستان‌ كه‌ در باب‌ فرهنگي‌ كردن‌ سياسي‌ است‌ تلاش‌ كردند زياد شنيده‌ايم‌ كه‌ ببخش‌ و فراموش‌ كن‌ يا ببخش‌ و فراموش‌ نكن‌. اما داستان‌ بر سر اين‌ است‌ كه‌ اگر شما ببخشانيد و فراموش‌ كنيد باز هم‌ از همانجا ضربه‌ مي‌خوريد. انسان‌هاي‌ سالم‌ كساني‌ هستند كه‌ در درونشان‌ مي‌توانند بزرگترين‌ دشمنان‌ خود را از لحاظ‌ عاطفي‌ ببخشايند، چرا كه‌ از لحاظ‌ عاطفي‌ بايد بخشود اما از لحاظ‌ ذهني‌ نبايد فراموش‌ كرد. اما متاسفانه‌ ما عكس‌ اين‌ عمل‌ مي‌كنيم‌،از لحاظ‌ عاطفي‌ نمي‌بخشيم‌ و كينه‌جويي‌ در ما زنده‌ است‌ اما به‌ لحاظ‌ ذهني‌ فراموش‌ مي‌كنيم‌ چرا كه‌ حافظه‌ تاريخي‌ ملت‌ ما بسيار كند و تار است‌.

14-جدي‌ نگرفتن‌ زندگي‌
سقراط‌ از ما مي‌خواست‌ كه‌ در عين‌ شوخ‌طبعي‌ زندگي‌ را جدي‌ بگيريم‌ كساني‌ زندگي‌ را جدي‌ مي‌گيرند كه‌ دو نكته‌ را باور كنند.
1-باور به‌ مستثني‌ بودن‌ از قوانين‌ حاكم‌ بر جهان‌.
دليل‌ هر جدي‌ نگرفتن‌ مستثني‌ ندانستن‌ خود از قوانين‌ هستي‌ است‌.
2-نسبت‌سنجي‌ در امور
روانشناسان‌ اصطلاحي‌ دارند با اين‌ مضمون‌ كه‌ انسان‌ بايد بتواند وزن‌ امور را نسبت‌ به‌ هم‌ بسنجد. انسان‌هايي‌ كه‌ زندگي‌ را جدي‌ نمي‌گيرند چيزهاي‌ مهمتر را براي‌ چيزهاي‌ مهم‌ رها مي‌كنند. فراوانند انسان‌هايي‌ كه‌ در طول‌ زندگي‌ خطاي‌ تاكتيكي‌ نمي‌كنند اما خطاي‌ استراتژيك‌ عظيم‌ دارند يعني‌ كل‌ زندگي‌ را مي‌بازند اما در ريزه‌كاري‌ها وسواس‌ دارند.

15-ديدگاه‌ مبتذل‌ نسبت‌ به‌ كار
ديدگاه‌ كمتر مردمي‌ نسبت‌ به‌ كار تا حد ديدگاه‌ ما نسبت‌ به‌ كار مبتذل‌ است‌. ما كار را فقط‌ براي‌ درآمد مي‌خواهيم‌ و بنابراين‌ اگر درآمد را بتوانيم‌ از راه‌ بيكاري‌ هم‌ به‌ دست‌ آوريم‌ از كار استقبال‌ نمي‌كنيم‌. در واقع‌ ما كار را اجتناب‌ناپذير مي‌دانيم‌ در حالي‌ كه‌ بايد ديدگاه‌ مولوي‌ را درباره‌ كار داشته‌ باشيم‌ كه‌ معتقد بود كار جوهر انسان‌ است‌.

16-قائل‌ نبودن‌ به‌ رياضت‌
رياضت‌ در اين‌ جا نه‌ به‌ معناي‌ آنچه‌ كه‌ مرتاضان‌ انجام‌ مي‌دهند رياضت‌ به‌ معناي‌ اينكه‌ در زندگي‌ همه‌ چيز را نمي‌توان‌ بايد دانست‌ بنابراين‌ بايد چيزهايي‌ را فدا كرد تا چيزهاي‌ باارزش‌تري‌ را به‌ دست‌آورد. قدماي‌ ما مي‌گفتند دنيا دار تزاحم‌ است‌ يعني‌ همه‌ محاسن‌ در يك‌جا قابل‌ جمع‌ نيست‌ به‌ تعبير نيما يوشيج‌ تا چيزها ندهي‌ چيزكي‌ به‌ تو نخواهند داد. در زبان‌هاي‌ اروپايي‌ قداست‌ از ماده‌ فداكاري‌ است‌. عارفان‌ مسيحي‌ مي‌گفتند اينكه‌ فداكاري‌ و قداست‌ از يك‌ ماده‌اند به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ قداست‌ به‌ دست‌ نمي‌آيد مگر به‌ قيمت‌ از دست‌ دادن‌ چيزهاي‌ فراوان‌. ولي‌ ما مي‌خواهيم‌ همه‌ چيز را داشته‌ باشيم‌ و وقتي‌ ديدگاهمان‌ نسبت‌ به‌ كار آنگونه‌ است‌. نسبت‌ به‌ مصرف‌ هم‌ ديدگاهمان‌ اين‌گونه‌ مي‌شود و باعث‌ مي‌شود دچار مصرف‌زدگي‌ شويم‌. وقتي‌ ما بحث‌ مصرف‌زدگي‌ را مطرح‌ مي‌كنيم‌ مطرح‌ مي‌كنند كه‌ شما از اوضاع‌ جامعه‌ و فقر خبر نداريد. بايد گفت‌ مصرف‌زدگي‌ يك‌ ديدگاه‌ است‌ نه‌ يك‌ امكان‌. يعني‌ فرد فقير هم‌ در سردل‌ خود مي‌گويد كاش‌ بيشتر داشتم‌ و بيشتر مصرف‌ مي‌كردم‌. كدام‌ يك‌ از ما براي‌ آرمان‌هاي‌ خود حاضر است‌ به‌ قدر ضرورت‌ اكتفا كند. اين‌ مصرف‌زدگي‌ ما را به‌ دنائت‌ مي‌كشد اگر ما بوديم‌ و فقط‌ ضروريات‌ زندگي‌ مجبور به‌ كرنش‌ كردن‌ نبوديم‌.

17-از دست‌ رفتن‌ قوه‌ تميز بين‌ خوشايند و مصلحت‌
مردمي‌ كه‌ منافع‌ كوتاه‌مدت‌ را ببينند و قدرت‌ ديدن‌ منافع‌ درازمدت‌ را نداشته‌ باشند در معرض‌ فريب‌خوردگي‌ هستند. دليل‌ موفقيت‌ سياست‌هاي‌ پوپوليستي‌ در كشور كه‌ در يك‌ سال‌ اخير هم‌ رواج‌ پيدا كرده‌ نديدن‌ منافع‌ درازمدت‌ است‌. وقتي‌ منافع‌ بلندمدت‌ ديده‌ نشود منافع‌ كوتاه‌مدت‌ تامين‌ مي‌شود به‌ قيمت‌ نكبت‌ و ادبار درازمدت‌.

18-زياده‌گويي‌
ما درست‌ برخلاف‌ آنچه‌ كه‌ در اديان‌ و مذاهب‌ گفته‌ مي‌شود زياده‌گو هستيم‌ و پرحرف‌ مي‌زنيم‌. نقل‌ است‌ كه‌ عرفا هم‌ در سكوت‌ تبادل‌ روحي‌ داشتند اما ما ملت‌ پرسخني‌ هستيم‌ و آسان‌ترين‌ كار براي‌ ما حرف‌زدن‌ است‌.

19-زبان‌ پريشي‌
بدتر از پرسخني‌ ما زبان‌پريشي‌ ما است. زبان‌پريشي‌ به‌ اين‌ معنا است‌ كه‌ انسان‌ حرف‌ خود را خودش‌ هم‌ متوجه‌ نمي‌شود يعني‌ اگر تحليل‌ روانشناختي‌ در سخنان‌ ما انجام‌ شود اصلا برخي‌ جملات‌ معنا ندارد. سخنان‌ همه‌ مانند شهرك‌هاي‌ سينمايي‌ است‌ كه‌ در زمان‌ فيلم‌ پر از دژ و قلعه‌ است‌ اما وقتي‌ فشار مي‌دهيم‌ فرو مي‌ريزد. به‌ تعبير ديگر حرف‌هاي‌ ما پشتوانه‌ ندارد و همه‌ ما از صدر تا ذيل‌ ياوه‌ مي‌گوييم‌. و به‌ همين‌ دليل‌ هم‌ به‌ لحاظ‌ ذهني‌ تا اين‌ حد پريشانيم‌. كساني‌ كه‌ سرگرداني‌ ذهني‌ دارند اول‌ بايد زبان‌ خود را پالايش‌ كنند. يعني‌ بايد حرف‌ را فهميده‌ بزنند و از طرف‌ مقابل‌ هم‌ حرف‌ فهميده‌ بخواهند. نوام‌ چامسكي‌ براي‌ اينكه‌ ؤابت‌ كند كه‌ هر جمله‌اي‌ كه‌ قواعد نحوي‌ و صرفي‌ آن‌ رعايت‌ شده‌ صرفا بامعنا نيست‌ جملاتي‌ مي‌گفت‌ بطور مثال‌ مي‌گفت‌: وقتي‌ مي‌گويند »پسر برادر مثلث‌ ما عاشق‌ بيضي‌ شما شده‌ است‌«. قواعد صرفي‌ و نحوي‌ آن‌ رعايت‌ شده‌ اما بامعنا نيست‌.

20-ظاهرنگري‌
ظاهرنگري‌ به‌ دليل‌ غلبه‌ روحيه‌ فقهي‌ در دين‌ بر كل‌ كارهايمان‌ سايه‌ افكنده‌ است‌. يعني‌ به‌ جاي‌ آنكه‌ ما به‌ ارزش‌ و انگيزه‌ كار توجه‌ كنيم‌ فريفته‌ ظاهر مي‌شويم‌. اين‌ ظاهربيني‌ها ما را براي‌ ظاهرفريبي‌ آماده‌ مي‌كند. در هر جا كه‌ اخلاق‌، عرفان‌ و روانشناسي‌ فداي‌ فقه‌ و ظواهر شود اين‌ روحيه‌ غلبه‌ پيدا مي‌كند.

در پايان‌ پيشنهادي‌ دارم‌ كه‌ داراي‌ دو نكته‌ است‌:
اول‌ اينكه‌ در باب‌ هر كدام‌ از موارد مطرح‌شده‌ فكر كنيم‌ كه‌ درست‌ است‌ يا نه‌. اگر درست‌ است‌ اول‌ كاري‌ كه‌ بايد كرد اين‌ است‌ كه‌ در شخا خودمان‌ بررسي‌ كنيم‌.
يعني‌ اينكه‌ اين‌ نكته‌ها را ذره‌بين‌ نكنيم‌ و روي‌ ديگران‌ بگيريم‌ بلكه‌ اول‌ ذره‌بين‌ را روي‌ خودمان‌ بگيريم‌.
نكته‌ دوم‌: اينكه‌ اگر مطالب‌ گفته‌ شده‌ درست‌ است‌ روشنفكران‌ و مصلحان‌ اجتماعي‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ هميشه‌ مجيز مردم‌ را بگويند و فكر كنند تمام‌ مشكلات‌ متوجه‌ رژيم‌ سياسي‌ است‌. بايد از مجيزگويي‌ مردم‌ دست‌ بردارند و به‌ مردم‌ بگوييم‌ چون‌ شما اينگونه‌ايد حاكمان‌ هم‌ آنگونه‌اند.
حاكمان‌ زائيده‌ اين‌ فرهنگند جامعه‌اي‌ كه‌ فرهنگش‌ اين‌ باشد ناگزير سياستش‌ هم‌ آن‌ مي‌شود و اقتصادش‌ هم‌ آن‌ مي‌شود. خطاست‌ كه‌ براي‌ روشنفكران‌ و مصلحان‌ اجتماعي‌ پيداكردن‌ محبوبيت‌ و شخصيت‌ اجتماعي‌ پيداكردن‌ محبوبيت‌ اجتماعي‌ مجيز مردم‌ را بگويند و بگوييم‌ كه‌ مردم‌ هيچ‌ عيب‌ و نقصي‌ ندارند چرا كه‌ رژيم‌ سياسي‌ وليده‌ مردم‌ است‌ و رژيم‌ سياسي‌ بهتر به‌ فرهنگ‌ بهتر نیاز دارد

یا علی